logo

یک مکالمه ساده ولی دلنشین ..

  • يكشنبه ۴ شهریور ، ۲۱:۱۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۷۷ بازدید

داشت تهرانو از بام ولنجک با لذت تموم نگاه میکرد . سر میچرخوند به شرق و غرب و دنبال یه چیزی میگشت . برگشت رو به من و گفت کاکو استادیوم آزادی از اینجا معلوم نیست ؟ گفتم نه خیلی دوره از اینجا . گفت تا حالا رفتی استادیوم ؟ گفتم آره زیاد . گفت استقلا یا پرسپولیس ؟ گفتم پرسپولیس . گفت منم استقلال . دوباره برگشت سمت شهر و بعد از دو دقیقه پرسید اینجا بالا شهره تهرانه  گفتم تقریبا آره . گفت بچه تهرانی ؟ گفتم تو چی ؟ گفت ماهشهر ، خوزستان . گفتم از چهره و لحجه ات مشخص بود بچه جنوبی ..
از جاش بلند شد و اومد کنار ما روی صندلی نشست . 24 ، 5 سالش بود و با چندتا از رفقاش اومده بود تهران و شمالو بگرده و برگرده . گفت امروز رسیدیم تهران با بچه ها . رفته بودیم رامسر ، جات خالی چه هوایی بود ! همش مه و بارون ! مردم فرار میکردن میرفتن خونه هاشون ما با رفقا زیر بارون میدویدیم و خیس میشدیم . سریع هم گوشیشیو در آورد و شروع کرد فیلم های سفرشو نشومون داد . از جواهرده و قبر حبیب تا قلیون کشیدن و رقصدنشون لب ساحل . فیلم هاش که تموم شد سوال هاش شروع شد . گفت بازیگرای معروف بالا شهر میشینن نه ؟ گفتم لزوما نه ولی اکثر آره . گفت دیدیشون از نزدیک گفتم بعضی هاشونو . کلی تعجب کرده بود و میگفت آرزومه محسن چاووشی رو از نزدیک ببینم گفتم منم ندیدمش . رفت تو فکر و دوباره خیره شد به چراغ های شهر .. خوش به حال شمالی ها ! همش بارون و مه و سر سبزی . سمت ما نه برفی نه بارونی نه برقی نه گازی و نه آبی . هوا هم که امسال همش گرد و خاک بود چشم چشمو نمیدید .. خیلی زندگی سخت شده اکثر همسایه ها دارن مهاجرت میکنن میرن شهرهای دیگه . گفتم از اوضای اونجا خبر دارم . لبخند و زد گفت ای خدا چی میشد یکم از ابرهای شمالو به ما هم میدادی !
گفتم کارت چیه ؟ گفت تو رستوران ظرف میشستم پولمو ندادن اومدم بیرون . رفقام هم بودن هی اصرار کردن برگرد میده چند ماهی یه بار ولی من برنگشتم چون پول لازم بودم . بهش قول داده بودم خونه بگیرم بیام خواستگاریش . خوب چی شد ؟ یک ساله ندیدمش . ولش کردم چون نداشتم . برام خیلی سخت بود ولی گفتم برو دنبال زندگیت من دست و بالم خیلی خالیه . جمله ش که تموم شد باز نگاهش رفت سمت چراغ های چشمک زن شهر ..
راستی فردا میریم سر قبر ناصر حجازی . رفتی تا حالا ؟ گفتم نه نرفتم . گفت خیلی دوسش دارم از اونورم میریم خوزستان . گفتم به سلامتی . همیشه به گردش باشین . سرشو نزدیک سرم کرد آروم تو گوشم گفت اینجا نمیشه قلیون کشید ؟ گفتم نه ممنوعه . گفت پس شما چی کار میکنید گفتم اهل دود نیستم اونایی هم که میکشن بیرون دم ماشیناشون میکشن . گفت جایی نمیشناسی قلیون بده . گفتم چرا گفت قلیون هاش چنده گفتم 50 به بالا . چشماش از تعجب گرد شد و گفت 50 تومن برای یه قلیون ؟ تو شهر ما 3 تومنه ! گفتم اینجا همه چیز چند برابره . جای خیلی خوب هست که 180 ، 200 باید پول برای قلیون بدی . گفت قلبم گرفت ادامه نده کاکو .. زندگی اینجا خیلی سخته گفتم کجا سخت نیست ، هر جا به سختی های خاص خودشو داره .. گرم صحبت بودیم که رفقاش صداش کردن . یه خداحافظی گرم باهامون کرد و رفت ..
کاش ازش یه عکس میگرفتم پیش خودم نگه میداشتم . خیلی قشنگ حرف میزد . سادگی تو چشماش موج میزد . رفت و براش آرزوی موفقیت کردم ..
پی نوشتـــ :
روز پزشک رو به همه اونهایی که حال دل دیگران رو خوب میکنن تبریک میگم . خوندن پست " اشتباه پزشک ماشینی " هم خالی از لطف نیست ..

تعداد نظرات این پست [ ۱۰ ] است ...

۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۲۶
سلام وب سایت خوبی دارید دنبال شدید ،لطفا مارو هم دنبال کنید
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۳
آدرس هم بذارید عالی میشه :))
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۳
دکتر جان روزتون مبارک البته با تاخیر
اتفاقا من همین امروز وقت کردم به دکتر مادرم بابت عملش کادو ببرم و روزش رو تبریک بگم

چه آدمای ساده دلی:)
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۳
ممنون از شما ..
چه کار قشنگی کردین ..
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۱۹
واقعا دلنشین بود و گاهی پر از درد. ممنونم بابت این پست :)
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
ممنون از نگاهتون ..
۰۴ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۲۴
راستی روزتون هم مبارک.
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
ممنون از شما ..
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۲۳
پرسپولیس عشقه
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
بله :/
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۲۰
آدم نمیدونه غصه بخوره یا چی :(
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
فقط درد ..
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۰۱
روز شما هم مبارک
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
ممنون از شما ..
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۰۷
طبیب بلاگر طرحی روزتون با تاخیر مبارک :-)

زندگی از لحاظ دخل و خرج تو شهرهای کوچیک بهتره ولی اصلا سرگرمی و امکانات نداره و باعث فراری شدن مردم میشه.
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۲
کاملا درسته و موافقم باهاتون ..
۰۵ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۴۶
نمیخوام ملا نقطه ای باشم و حس و حال متن رو از بین ببرم ولی تا جایی که شنیدم جنوبی ها میگن کوکا. کاکو شیرازیه.
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۱
خودم هم موقع نوشتن شک کردم :))
۰۸ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۰۱
با اون پست ارجاعی من درد کشیدم...

پزشکی شماهم؟
عیدت و روز پزشگ با تاخیر مبارک
مسعود
۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۲۱
ممنون از لطفتون ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">