چالش ده سوال وبلاگی !

  • دوشنبه ۲۴ شهریور ، ۲۲:۱۷ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۶۸ بازدید

خیلی کم پیش میاد من حوصله ام بشه تو چالشی شرکت کنم ! کلا با طولانی نوشتن رابطه خوبی ندارم و دوست دارم همه چیز خلاصه و جمع و جور باشه ! این هم که دارم مینویسم حاصل یک هفته نوشتن بی وقفه من آخر شب هاس ! ممنون از امیــر که نمیشناسمش و اتفاقی چشمم به وبلاگش خورد گفتم تو چالشش شرکت کنم ولی شما حس کنید دعوت شدم !
۱. چی شد که به دنیای وبلاگ‌ها اومدی !؟
من به وبلاگ نوشتن با خوندن یه وبلاگ به اسم یک جراح تو بلاگفا ( که الان سال هاست فعالیتی نداره دیگه ) علاقه مند شدم . سال 84 بود فکر میکنم که تصمیم گرفتم بنویسم و به تقلید از اون وبلاگ شروع کردم به نوشتن خاطرات روزمره تا امروز که در خدمت شمام ..
۲.هدفت از نوشتن وبلاگ چه بود و چه هست !؟
من کلا خاطره بازی رو دوست دارم . اینکه برگردم تو آرشیو مطالبم و ببینم 4 سال پیش همین موقع تو چه موقعیت و فضایی بودم خیلی برام جذاب و جالبه . مورد بعدی اینه که همیشه نوشتم چون تنها راهیه که میتونم باهاش احساساتم رو بیان کنم و به شدت اهالی وبلاگنویس رو دوست دارم ..
۳. به نظرت چرا باید وبلاگ نوشت !؟
ثبت خاطرات میتونه یکی از قشنگترین اتفاقات زندگی هر آدمی باشه و کجا بهتر از وبلاگ ؟!
۴. به نظرت یه وبلاگ ایده آل چه مشخصاتی باید داشته باشه !؟ اصلا مشخصاتی باید داشته باشه !؟
بله ! باید متفاوت بود ، متفاوت نوشت و متفاوت رفتار کرد . من همیشه تو فضای وبلاگنویسی سعی داشتم تو ذهن مخاطبم یه وبلاگ ساده مثل دیگران نباشم . من حتی قالب های وبلاگم رو خودم طراحی میکنم و سعی میکنم هر سال یه تفاوتی نسبت به سال قبل داشته باشم ..
۵. بیشتر کدوم موضوع رو در وبلاگ ها دوست داری !؟ یعنی بیشتر چه وبلاگ هایی رو دنبال میکنی !؟
روزنوشت برای من جذابترین قسمت وبلاگ هایی که دنبال میکنم ..
۶. نظرت راجع به سرویس های وبلاگ‌دهی چیه !؟ و برای بهتر شدنشون چه پیشنهادهایی داری !؟
من تقریبا به جز بلاگ اسکای تمام سرویس های وبلاگدهی رو تست کردم و الان 5 ساله که دارم توی بیان فعالیت میکنم . به نظرم بهترین سرویس وبلاگدهی فارسی در حال حاضر بیان هست و پیشنهادم به مدیران و برنامه نویسای این شرکت به روز شدن ! بیان هنوز توی 5 سال پیش خودش مونده !
۷. نظرت راجع به محیط وبلاگ نویسی ( افراد ) چیه !؟ و برای بهتر شدنشون چه پیشنهادهایی داری !؟
از قالب هایی استفاده کنن که تمرکز افراد رو ببره روی محتوا ! ز رنگ ها و شکل هایی استفاده کنن که به فضای نوشتنشون بخوره .
۸. ویژگی‌ای از بلاگری دیگه که دوست داشتین اون ویژگی رو داشته باشین ؟!
خسته نشم از نوشتن ! من تو نوشتن خیلی مودی هستم ! یک ماه با علاقه میویسم و یه دفعه چند ماه به پنل بلاگم هم سر نمیزنم !
۹. چندتا از لبخند هایی که در بلاگ بیان ( و سرویس های دیگه ) داشتید رو با ما در میان بذارید ؟!
مراجعه بشه به این پست : بز کوهی هستم !
۱۰. بدون تعارف ترین حرفتون با وبلاگ‌نویس ها چیه !؟ چیزی هست که بخواید بگید و ما بهش اشاره نکرده باشیم !؟
هیچوقت فضای وبلاگ رو ترک نکن ! درسته دسترسیش مثل شبکه های اجتماعی نیست ولی حس و حال خودشو داره ! هر وقت خسته شدن از نوشتن یه مدت فاصله بگیرن دوباره اشتیاق قبل رو به دست میارن ..

نوید میدهند این مرز دار جوانان را ..

  • يكشنبه ۲۳ شهریور ، ۱۱:۳۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۸۲ بازدید

و آن روز که حسنک را بر دار کردند ، استادم ، بونصر ، روزه بِنَگشاد و سخت غمناک و اندیشه مند بود چنان که به هیچ وقت او را چنان ندیده بودم . می گفت :« چه امید ماند ؟ » و خواجه احمد حسن هم بر این حال بود و به دیوان ننشست .
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند ، چنان که پای هایش همه فروتراشید و خشک شد ، چنان که اثری نماند تا به دستوری فروگرفتند و دفن کردند ، چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست ...
#نوید_افکاری

برای عرفان ، طراحی که دیگر نیست ..

  • دوشنبه ۱۰ شهریور ، ۲۰:۰۹ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۴۲ بازدید

فکر کنم کلا یکی دوبار باهاش صحبت کردم . ازم راجع به طراحی قالب پرسیده بود و چندتا قالبش خطا داشت براش برطرف کردم . 4 یا 5 سال پیش بود اگر اشتباه نکنم . از اون موقع یهو غیبش شد و کسی ازش خبر نداشت . وبلاگ های بیان پر شده بود از قالب هایی که طراحی کرده بود و وبلاگ خودش هم پر بود از کامنت هایی که بدون جواب مونده بود . چند روز پیش یکی از رفقای بلاگ نویسم بهم خبر داد عرفان خودکشی کرده ! چند سال پیش ! پیگیرش شدم دیدم خبر درسته و طراح قالب های بیان دیگه بینمون نیست و دلیل خاک خوردن وبلاگش هم همین کوتاه بودن دستش از دنیاست ..
به شدت متاثر شدم و به هم ریختم . یه پسر زیر 20 سال با چه دغدغه ایی میتونسته این کارو بکنه ؟ با چه هدف و انگیزه ایی دست به خودکشی زده و هزارتا سوال بی جواب دیگه .. روحت شاد طراح قشنگ ترین قالب های بیان و ممنون از رفیعه عزیز برای پیگیری این موضوع ..

بابا قهرمانه ..

  • يكشنبه ۵ مرداد ، ۱۰:۲۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۸۳ بازدید

بابا همیشه آخر شب ها که میخواد بخوابه عینکشو در میاره میذاره کنار بالشتش و بعد از یکم ماساژ دادن چشماش اونارو روی هم میذاره و میخوابه ! صبح ها هم وقتی بیدار میشه هنوز چشماشو باز نکرده میگرده دنبال عینکش ..
بابا کمتر از یک ماه دیگه میشه 59 سالش ! چه عدد ترسناکی ! چه زود بابای 26 ساله شد 59 سالش ! وقتی عکس های آلبومو نگاه میکنم و موهای یه دست مشکیشو میبینم دلم میخواد برم شونه ها ماساژ بدم و بگم هنوز خوشتیپ ترین بابای دنیایی که هر جا اسمت میاد صداقتتو مثال میزنن ..
شب ها وقتی میخوابم به این فکر میکنم که کاش منم یه روزی بابایی مثل تو بشم ..

نگاه دقیق تر به بیماری کرونا !

  • دوشنبه ۱۶ تیر ، ۱۴:۴۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۰۴ بازدید

توی این پست میخوام راجع به بیماری کرونا اطلاعات جالبی رو بهتون بدم که شاید خیلی از اونهارو اصلا نمیدونستید یا به عنوان یه باور غلط پذیرفته بودین . این بیماری به حالت پاندمی ( همه گیری جهانی ) در اومده و میتونه برای هر سن و سالی با هر وضعیت جسمی خطرآفرین باشه و راه های فرار از دستش سخت و پیچیده نیست . بریم آخرین خبرها از این بیماری رو از معتبرترین مرجع یعنی وبسایت سازمان جهانی بهداشت دنبال کنیم :

بخونید و ببینید کدوم باورتون نسبت به این بیماری غلط بوده . مثلا شاید ندونید که ماسک زدن برای طولانی مدت اصلا پیشنهاد نمیشه و میتونه مشکلات تنفسی به دنبال داشته باشه و همینطور پاسخ به عنوان های زیر :
ویروس کرونا چیست ؟
Covid-19 چیست ؟
علایم Covid-19 چیست ؟
Covid-19 چگونه منتقل می‌شود ؟
آیا ویروسی که عامل ابتلا به Covid-19 است از طریق هوا منتقل می شود ؟
آیا Covid-19 از فرد فاقد علائم بیماری ، به دیگران منتقل می شود ؟
آیا ممکن است از طریق مدفوع فرد بیمار، به Covid-19 مبتلا بشویم ؟
برای حفاظت خودم و جلوگیری از انتشار بیماری ، چه کار کنم ؟
چقدر احتمال دارد به Covid-19 مبتلا شوم ؟
آیا Covid-19 نگران‌کننده است ؟
چه کسانی احتمال دارد به نوع شدید بیماری Covid-19 مبتلا شوند ؟
آیا مصرف آنتی‌بیوتیک در جلوگیری از ابتلا به Covid-19 یا درمان آن مؤثر است ؟
برای پیشگیری و درمان Covid-19 دارو یا درمان خاصی وجود دارد ؟
آیا Covid-19 واکسن، دارو یا درمان خاصی دارد ؟
آیا Covid-19 همان بیماری سارس است ؟
آیا باید برای حفاظت از خودم ماسک بزنم ؟
روش صحیح پوشیدن، درآوردن و دورانداختن ماسک چیست ؟
دوره ‌نهفتگی ( کمون ) بیماری Covid-19 چقدر است ؟
ممکن است از طریق حیوان خانگی‌ام به Covid-19 مبتلا شوم ؟
این ویروس تا چه مدت روی سطوح زنده می‌ماند ؟
دریافت بسته پستی از مناطقی که Covid-19 در آن‌ها گزارش شده، بی‌خطر است ؟
چه کارهایی را نباید انجام دهیم ؟

وبسایت سازمان جهانی بهداشت به زبان فارسی

من آدم فشرده کاری می باشم !

  • يكشنبه ۱۷ فروردين ، ۲۱:۱۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۵۹ بازدید

عنوان یکم عجیب شد نه ؟ فشرده کار ! حالا توضیح میدم ! داشتم به این مدل خودم فکر میکردم که کلا دوست دارم کارهای زیادی رو تو کمترین زمان انجام بدم . مثلا روزهایی که تو تقویمم 10 الی 11 مورد مینویسم که باید انجامشون بدم ظهر نشده به همشون رسیدم ولی خدا نکنه خونه باشم و بیکار باشم و تعطیلی باشه ! از اینور اتاق میرم اونورش میخوابم و از اونور اتاق میام اینورش میخوابم ! به هیچ کاریم هم نمیرسم ! مثل همین روزهایی که تو خونه بودم و تقریبا خیلی کار مثبتی انجام ندادم جز دیدن چندتا فیلم و سریال و خوندن یه کتاب ! البته یکم به سر و وضع اتاقم هم رسیدم و مرتبش کردم و یه دستی هم به ماشینم کشیدم ! البته من ماشینم همیشه تر و تمیزه چون ماشین بازی رو دوست دارم ! شما چطور ؟ وقتتون رو چه مدلی مثل من هدر دادین :دی

مهمون نمیخواین ؟!

  • چهارشنبه ۱۳ فروردين ، ۰۲:۴۰ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۹۵ بازدید

وسط خنده های سریال پایتخت بودیم ، وقتی سکانس رو به رو شدن بهتاش با بهبود تموم شد به مامان نگاه کردم ! گفتم ولی چقدر جالب میشه ها ! کسی که مرده و براش کلی دلتنگی بگن زنده س !
سرشو تکون داد و رفت ، بهش گفتم مثلا فکر کن آقابزرگت برگرده ! در خونه رو بزنه بگه مهمون نمیخواین ؟
اشکاش سرازیر شد و رفت تو اتاق ..

سال نه چندان نو مبارک !

  • دوشنبه ۴ فروردين ، ۰۱:۰۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۱۶ بازدید

اینقدر این عید بی حس و حال بودیم که من حتی دستم به نوشتن نرفت . بیدار بودم تا نیم ساعت قبل سال تحویل ولی خوابم برد ! چیزی رو هم از دست ندادیم چون امسال نه دورهمی بود ، نه برنامه ایی برای سفر و نه هیچ شوق و ذوقی ! چاره ایی هم نیست ، گاهی وقتا نمیشه اونطوری که دلت میخواست !
امیدوارم امسال بهتر از پارسال باشه ، امیدوارم از این بیماری همه گیر دنیا درس های بزرگی گرفته باشه ! امیدوارم همه سیاست مدارهای بزرگ متوجه این شده باشن که یه وقتایی میشه سیاست رو کنار گذاشت و به هم کمک کرد . میشه با هم متحد شد و کره زمین رو نجات داد . میشه دنیایی بهتر ساخت و ما آدم ها اینو متوجه شدیم که چقدر در برابر یه سری پدیده ها ناچیزیم ! امیدوارم نوروز 1399 بیام و از خاطره سالی بگم که بهترین سال دنیا بود ! بهترین سال مردم این کشور و کشورهای دیگه جهان بود ، سال صلح ، آرامش و دوستی . میدونم این دیر یا زود همه به آرامش میرسیم .
و در آخر لطفا ، لطفا و لطفا توی خونه هاتون بمونین ( #در_خانه_میمانیم ) ، من اولین صحبتی که تو بیمارستان با مریض های کرونایی میکنم با پشیمونی جوابم رو میدن و میگن ای کاش از خونه بیرون نرفته بودیم . درسته همه بعد از ابتلای به کرونا از بین نمیرن ولی بیماریی با علایم دردآور و آزاردهنده اییه . تنتون سلامت ..

حلقه مفقودی به نام مدیریت بحران !

  • پنجشنبه ۸ اسفند ، ۱۹:۳۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۶۵ بازدید

شاید کثیف ترین حالتش رو بتونیم اینطوری در نظر بگیریم که خوب بچه ها امروز کی میره جلوی دوربین و بگه من هم تست کرونام مثبت شد ! حالم خیلی خوبه و نگران نباشید این هم مثل مریضی های دیگه میاد و میره ! دوست داریم کمکتون کنیم ولی به مدت 2 روز هست که تو خونه بستری هستیم و باید تا افتادن آبها از آسیاب تو همین حالت بمونیم ! این میشه تعریف درستی از مدیریت بحران تو ایران ! همه به دنبال مقصر و به دنبال محکوم کردن دیگران ! ریسس جمهور که بنده خدا فکر میکنه کرونا ویروس اسم یه شخصه که اومده اغتشاش راه انداخته و الان هم دستگیر شده و جمعه میره کشورش و از شنبه همه چیز به روال سابقش برمیگرده ..
تا کی ؟ تا کی باید این حجم از حماقت رو بپذیریم و باهاش کنار بیایم ؟ اگر وضعیت بخواد به همین صورت ادامه پیدا کنه با یه فاجعه وحشتناکی رو به رو میشیم که تعداد عزیزای از دست رفته مون از انگشت های دست بیشتر میشه . نوشتم که بمونه فردا رو نگید نگفت ! من کادر درمان هستم میدونم چه خبره و چطوری نمیدونن اوضاع رو چی کار کنن ! امیدوارم وقتی رفتیم و رسیدیم به روزی که باید حساب و کتاب پس بدیم نگن تو هم برو کنار اون ستمگره چون گناه ظلم پذیر با ظالم برابری میکنه . تو دیدی و فقط وایسادی نگاه کردی ..

سیگارتم من میکشم !

  • چهارشنبه ۳۰ بهمن ، ۱۶:۲۷ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۳۴ بازدید

مسافر حالش بد شده بود ، رفته بود از داروخونه براش داری بگیره ، وقتی برگشته‌ بود نه مسافری بود ، نه پولی تو داشبورد و نه جونی برای ادامه دادن ..
این قصه راننده ایی بود که امشب منو تا خونه رسوند . دلم میخواست دستشو بگیرم بگم تو برو خونه من تا صبح برات کار میکنم و پول های رفته رو برمیگردونم ! من قسط وامتو میدم ، خریداتو میکنم ، سیگارتو میکشم و پنچر شدی زاپاست میشم ..
دلم میخواست ولی فقط نگاهش کردم و با صدای رسیدیم آقاش از فکر و خیال دراومدم ! دست کردم تو جیبم و یه پنجاه هزار تومنی دادم بهش ! اون موقع نه پول خوردی داشتم نه کارتی ، چون این تراول لعنتی سهم من نبود ! باید میدادمش میرفت ..