مدارکمان پیدا شد ، هیپ هیپ هورا !

  • شنبه ۱۷ تیر ، ۱۵:۴۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۰۴ بازدید

فردای همون روزی که ساکم رو زدن رفتم کلانتری و طرح شکایت کردم و بعد از انجام روال اداریش رفتم پست و مدارکم رو تو سامانه پست یافته ثبت کردم . خیلی جالب بود خانومی که پشت باجه پست یافته نشسته بود یه برگه داد گفت مدارکی که ازت زدن رو علامت بزن . منم دونه دونه مشخص کردم و وقتی برگه رو نگاه کرد گفت هزینه اش میشه 40 تومن ! گفتم چرا اینقدر زیاد ؟ گفت ما شرکت خصوصی هستیم و روال کارمون به این صورته که وقتی مدارک تو هر منطقه پستی پیدا شد با پیامک و تماس به شما اطلاع میدیم و با پست پیشتاز میفرستیمشون به آدرسی که اینجا ثبت کردین . حتی شهرهای دیگه اگه باشه . گفتم چه خوب ، هزینه رو دادم و اومدم بیرون .. دو سه روز بعدش تماس گرفتم و گفتم فلانی هستم خبری از مدارکم نیست ؟ گفتن پیدا شد تماس میگیریم نیازی به پیگیری شما نیست . با اینکه میدونستم تو این مملکت هیچ چیزی سر جای خودش نیست بیخیال نشدم و دو روز بعدش باز تماس گرفتم ، بهم یه شماره دادن و گفتن این شماره مرکزی پست یافته هست زنگ بزن از اونجا پیگیری کن . شمارشو گرفتم یه خانومی برداشت و شماره ملیمو پرسید ، بهش گفتم و بعد از سرچ تو سامانه گفت تبریک میگن مدارکتون پیدا شده ! اصلا داشتم بال در میاوردم از خوشحالی ! گفتم همش با هم ؟ گفت آره همش ! گفتم کجا ؟ گفت تو یه صندق پستی تو خاوران انداخته شده بود . فقط هم مدارک بوده و کیف و ساک هیچکدوم پیدا نشده . گفتم اونا مهم نیست همین مدارک فقط مهم بود ! کلی خداروشکر و کلی از شما ممنون . فقط کی میرسه دستم اینا ؟ گفتن هر موقع بری منطقه پستی 17 بگیریشون ! گفتم نه من تو سامانه پست یافته ثبت نام کردم و هزینشو دادم گفتن میاد در خونمون . گفت نمیاد تا 24 ساعت آینده تشریف نیارین مدارک میره پست مرکز . هیچی خلاصه مکالمه ما یه 15 دقیقه ایی طول کشید و بعد از اینکه صحبتامون تموم شد بهم گفت هزینه این تماس دقیقه ایی ده هزار ریال بود ! خشکم زد اصن ! پونزده هزار تومن رفت به حسابم ! چرا واقعا ؟ چرا اینقدر گرون ؟ فردا صبحش رفتم منطقه پستی 17 و بعد از نشون دادن برگه مفقودی مدارکم رو تحویل دادن . مسئول پستی که یه خانوم مسنی بود گفت شانس آوردی دزد با وجدانی بوده که مدارکتو انداخته صندوق پستی وگرنه باید حالا حالا می دویدی دنبال المثنی . یه لبخند خشکی تحویلش دادم و گفتم یه سوال دارم ازتون ! این هزینه ایی که از من بابت ثبت نام تو پست یافته گرفته شد بابت چی بود ؟ مگه نگفتن با پست میاد دم خونه مدارکم ؟ گفت نه پستشو دیگه حذف کردن ! گفتم ولی پولشو میگیرن درسته ؟ حرفی نداشت بزنه . مدارکمو گرفتم و امضای تحویلم بهشون دادم و اومدم خداحافظی کنم گفت بیست تومن میشه ! گفتم چی بیست تومن ؟ برای چی دیگه ؟ گفتن هزینه تحویل مدارک ! پولو انداختم جلوش و گفتم خدا نکنه کار یکی گیر شماها باشه ، دزدترین سیستم حکومتی رو دارین !
مدارکو گرفتم ولی خوشحال نبودم ، دوست ندارم وقتی این چیزهارو میبینم ...

امان از دزد بی شرف !

  • شنبه ۱۰ تیر ، ۱۶:۴۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۲۳ بازدید

اصلا نمیدونم یهو چی شد ! هر چی چشم انداختم اینور اونور دیدم ساک ورزشیم نیست . یعنی کی میتونه اشتباه برده باشه ؟ همه چشم ها اینور اونورو نگاه میکنه ، کسی ساک مسعود رو ندیده ؟ هر کی یه چیز میگه ؛ شاید تیم قبلی اشتباه بردن ، شاید یه جای دیگه لباس عوض کردی ، شاید .. نه هیچکدوم ! سریع ذهنم میره سمت غریبه ایی که اومد نیم ساعت با ما بازی کرد و بعدم به بهونه کار پیش اومده رفت ، یکی یه گوشی بده به من ! گوشی میخوای چی کار تو این وضعیت ! زود بدینننن ! شماره خودمو میگیرم ، " مشترک مورد نظر در دسترس نیست ... " دزدیدن ! ساکمو با تمام وسایل توش دزدیدن ! نه بابااا اینجا دزد نداره اشتباه میکنی ! نه نمیکنم وقتی میگه در دسترس نیست یعنی سیم کارتت از گوشیت خارج شده و طرف حرفه ایی بوده . حالا چی داشتی تو ساکت ؟ همه چیزم توش بود ! گوشیم ، ساعتم ، کیف پولم ، مدارک ماشینم ، سویچ ماشینم ! ماشینم ؟ یا علیییی ، دویدم سمت ماشینم دیدم سر جاش و طرف یا وقتشو نداشته ببرتش یا کارش دزدیه ماشین نبوده . یه نفس راحت کشیدم و برگشتم تو زمین ، ولی باز یادم افتاد که زندگیمو برده .. تمام مدارکم ، کارت ملیم ، گواهینامه ام ، پایان خدمتم ، مدارک ماشینم ، بیمه ماشینم ، ساعتم ، ... اینقدر عصبی شدم که نشستم رو زمین ، حتی لباس هامو هم برده بود و با شرت فوتبال باید میرفتم خونه . زنگ زدیم پلیس اومد صورت جلسه کرد و بنده خدا بابا با دهن روزه سویچ زاپاس آورد و ماشینو بردیم خونه . بی احتیاطی خودم بود که این هم مدارک رو حمل میکردم ولی پیش خودم میگم انگار باید اینطوری میشد و دست من نبوده . من همیشه مراقب وسایلم هستم ولی ایندفعه انگار دزده از من بیشتر بهشون احتیاج داشته ...
دو روز تمام رفتم کلانتری واسه ردگیری موبایل ، طرح شکایت ، المثنی مدارک ، اداره پست ، از صبح تا 8 شب فقط میدوییدم اینور اونور . ین اتفاق جمعه پیش افتاد و الان یک هفته و یک روز از اون ماجرا میگذره . گوشی رو که بیخیال شدم و رفتم یکی دیگه خریدم ، خبری هم از مدارکم نیست . همه میگن به دردش نمیخوره یه جا میندازه دور کسی پیدا کنه بده پست میرسه دستت ، فردا صبح باز باید برم سوال کنم چیزی تخویلشون ندادن ؟ انشالله سر هیچکدومتون نیاد که همش اسیریه . ضرر مالی به کنار اون دوندگیه واسه مدارک سرطانه سرطان !
کاش میومدی بهم میگفتی میدونستم تو کیفت چیا داشتی ولی شرفم اجازه نداد بدزدمش ، همونجا میبردمت پیش عابر بانک یه مبلغی بهت کمک میکردم که دیگه چشمت نره سمت مال کسی . حیف ، حیف که همون شرف رو نداری ...

دزدی به سبک فیلم های جیمزباند !

  • دوشنبه ۲۹ آذر ، ۱۵:۵۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۱۴ بازدید

یعنی اگر با چشم های خودم ندیده بودم و جلوی روم این اتفاق نیافتاده بود باورکردن برام محال بود ! مگه میشه تو روز روشن و جلوی اون همه آدم با خونسردیه تمام با موفقیت کامل دزدی کرد ؟ قضیه از این قراره که ما 5 ساله جمعه ها ساعت 6 تا 8 عصر با چندتا از دوستها و قدیمی های عشق فوتبال میریم یه زمین چمن مصنوعی وسط شهر و بازی میکنیم . طبق معموله همیشه بعد از عوض کردن لباس و یارکشی داشتیم گرم میکردیم که مشغول بازی بشیم ، من و یکی از رفقا همینطور که از پشت نرده های زمین داشتیم خیابون و ماشین های پارک شده رو نگاه میکردیم با صدای شکستن شیشه صحبتمون قطع شد و نگاهمون رفت سمت یه آقایی که با آرنجش زده بود شیشه یه 206 رو شکونده بود . من گفتم چرا اینطوری شد ؟ داره چی کار میکنه ؟ یهو دیدم این رفیقم گفت مسعود این دزده ! دزززد ! منم که دو زاریم تازه افتاده بود گفتم آره دزده ! همه جمع شدن نزدیک نرده ها و شروع کردن داد و بیداد تا طرف ول کنه و بره ولی انگار نه انگار !
دزد محترم با آرنج شیشه 206 اول رو شکوند و نشست توش ، کمتر از سه ثانیه ضبط به دست اومد سمت رفیقش که پشت موتور منتظرش بود ! ضبط رو تحویلش داد و رفت سراغ 206 بعدی ! درشو خم کرد و باز کمتر از 5 ثانیه ضبط این یکی رو هم جدا کرد و آورد تحویل دوستش داد و تو این حین ما هنوز داشتیم داد و بیداد میکردیم ! من و رفیقم با سرعت دویدیم و از در ورزشگاه رفتیم بیرون ، رفتیم سمتشون و داد زدیم که چی کار میکنین ؟ شخصی که داشت ضبطهارو میزد یه قمه از پشتش درآورد و گرفت سمت ما ! گفت بیاین جلو میزنم ! ما هم که ترسیده بودیم سر جامون وایسادیم و قدم قدم رفتیم عقب ! دزد محترم باز هم بیخیال نشد و رفت سراغ 206 سومی ، درشو خم کرد و نشست توش و باز هم به همون روال ضبط به دست سوار موتور رفیقش شد و رفت ...
خیلی جالب و البته عجیب بود ! دزدی ساعت 6 بعدازظهر ، تو یه منطقه شلوغ ، با آرامش تمام و تسلط کافی که شما بگو یه ذره هول شد ! یه ذره دست و پاشو گم کرد و یا حتی سریع فرار کرد ! اصلا ! راحت کارشو کرد و رفت و ما موندیم و سه تا ماشینه شیشه شکسته و در باز که دوتاش مال بچه های خودمون بود ...
روز عجیبی بود ، وقتی داشتم میومدم فوتبال ناخودآگاه بهش فکر کرده بودم ! نمیدونم اصلا انگار یجور بهم الهام شده بود که امروز میخواد این اتفاق بیافته . هی داشتم تو ذهنم میگفتم بیشتر مراعات کنم و وقتی رسیدم حتما قفل فرمون بزنم ، ماشین های ایرانی که چفت و بند درست حسابی نداره راحت میبرنش ، نه بابا تو اون شلوغی کدوم دزد نادونی میاد دزدی کنه و خودشو گیر بندازه ! نمیدونم ...
حالا جالبتر از همه این ها یه ماشین نیروانتظامی داشت از اونجا رد میشد و ما همه با هم داد و بیداد کردیم تا متوجه شد و اومد سمت ما ، یه سرباز پیاده شد و گفت کدوم گوسفندی به ما فوحش داده و به من گفته هوی ! تو این هیر و ویر بیا به این بنده خدا حالی کن که کسی به شما توهین نکرده و ما فقط با سر و صدا خواستیم توجهتو به سمت خودمون جلب کنیم ! بعدم که بیخیال شد گفت تو حیطه کاری ما نیست زنگ بزنید 110 ! ما هم همین کارو کردیم و بعد از نیم ساعت یه موتور پیس اومد و گزارش دزدی هارو نوشت . 20 تومن هم گرفت و در ماشین هارو که خم کرده بودن به حالت اول برگردوند . دستشون درد نکنه واقعا . نمیدونم من اینطوریم که حس میکنم یه رفاقت هایی بینشون هست یا شما هم همینطوری فکر میکنید ؟
نکته اخلاقیشم بگم که جنبه آموزشیشو رعایت کرده باشم و فردا پلیس فتا نریزه تو بیان بلاگ و منو با خودش ببره ؛ همیشه قفل فرمون بزنید ، سیستم صوتی گرونقیمت رو برای ماشین های مدل بالا استفاده کنید و همیشه موقع رانندگی 4 تا در ماشینو قفل کنید .