دزدی به سبک فیلم های جیمزباند !

  • دوشنبه ۲۹ آذر ، ۱۵:۵۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۱۲ بازدید

یعنی اگر با چشم های خودم ندیده بودم و جلوی روم این اتفاق نیافتاده بود باورکردن برام محال بود ! مگه میشه تو روز روشن و جلوی اون همه آدم با خونسردیه تمام با موفقیت کامل دزدی کرد ؟ قضیه از این قراره که ما 5 ساله جمعه ها ساعت 6 تا 8 عصر با چندتا از دوستها و قدیمی های عشق فوتبال میریم یه زمین چمن مصنوعی وسط شهر و بازی میکنیم . طبق معموله همیشه بعد از عوض کردن لباس و یارکشی داشتیم گرم میکردیم که مشغول بازی بشیم ، من و یکی از رفقا همینطور که از پشت نرده های زمین داشتیم خیابون و ماشین های پارک شده رو نگاه میکردیم با صدای شکستن شیشه صحبتمون قطع شد و نگاهمون رفت سمت یه آقایی که با آرنجش زده بود شیشه یه 206 رو شکونده بود . من گفتم چرا اینطوری شد ؟ داره چی کار میکنه ؟ یهو دیدم این رفیقم گفت مسعود این دزده ! دزززد ! منم که دو زاریم تازه افتاده بود گفتم آره دزده ! همه جمع شدن نزدیک نرده ها و شروع کردن داد و بیداد تا طرف ول کنه و بره ولی انگار نه انگار !
دزد محترم با آرنج شیشه 206 اول رو شکوند و نشست توش ، کمتر از سه ثانیه ضبط به دست اومد سمت رفیقش که پشت موتور منتظرش بود ! ضبط رو تحویلش داد و رفت سراغ 206 بعدی ! درشو خم کرد و باز کمتر از 5 ثانیه ضبط این یکی رو هم جدا کرد و آورد تحویل دوستش داد و تو این حین ما هنوز داشتیم داد و بیداد میکردیم ! من و رفیقم با سرعت دویدیم و از در ورزشگاه رفتیم بیرون ، رفتیم سمتشون و داد زدیم که چی کار میکنین ؟ شخصی که داشت ضبطهارو میزد یه قمه از پشتش درآورد و گرفت سمت ما ! گفت بیاین جلو میزنم ! ما هم که ترسیده بودیم سر جامون وایسادیم و قدم قدم رفتیم عقب ! دزد محترم باز هم بیخیال نشد و رفت سراغ 206 سومی ، درشو خم کرد و نشست توش و باز هم به همون روال ضبط به دست سوار موتور رفیقش شد و رفت ...
خیلی جالب و البته عجیب بود ! دزدی ساعت 6 بعدازظهر ، تو یه منطقه شلوغ ، با آرامش تمام و تسلط کافی که شما بگو یه ذره هول شد ! یه ذره دست و پاشو گم کرد و یا حتی سریع فرار کرد ! اصلا ! راحت کارشو کرد و رفت و ما موندیم و سه تا ماشینه شیشه شکسته و در باز که دوتاش مال بچه های خودمون بود ...
روز عجیبی بود ، وقتی داشتم میومدم فوتبال ناخودآگاه بهش فکر کرده بودم ! نمیدونم اصلا انگار یجور بهم الهام شده بود که امروز میخواد این اتفاق بیافته . هی داشتم تو ذهنم میگفتم بیشتر مراعات کنم و وقتی رسیدم حتما قفل فرمون بزنم ، ماشین های ایرانی که چفت و بند درست حسابی نداره راحت میبرنش ، نه بابا تو اون شلوغی کدوم دزد نادونی میاد دزدی کنه و خودشو گیر بندازه ! نمیدونم ...
حالا جالبتر از همه این ها یه ماشین نیروانتظامی داشت از اونجا رد میشد و ما همه با هم داد و بیداد کردیم تا متوجه شد و اومد سمت ما ، یه سرباز پیاده شد و گفت کدوم گوسفندی به ما فوحش داده و به من گفته هوی ! تو این هیر و ویر بیا به این بنده خدا حالی کن که کسی به شما توهین نکرده و ما فقط با سر و صدا خواستیم توجهتو به سمت خودمون جلب کنیم ! بعدم که بیخیال شد گفت تو حیطه کاری ما نیست زنگ بزنید 110 ! ما هم همین کارو کردیم و بعد از نیم ساعت یه موتور پیس اومد و گزارش دزدی هارو نوشت . 20 تومن هم گرفت و در ماشین هارو که خم کرده بودن به حالت اول برگردوند . دستشون درد نکنه واقعا . نمیدونم من اینطوریم که حس میکنم یه رفاقت هایی بینشون هست یا شما هم همینطوری فکر میکنید ؟
نکته اخلاقیشم بگم که جنبه آموزشیشو رعایت کرده باشم و فردا پلیس فتا نریزه تو بیان بلاگ و منو با خودش ببره ؛ همیشه قفل فرمون بزنید ، سیستم صوتی گرونقیمت رو برای ماشین های مدل بالا استفاده کنید و همیشه موقع رانندگی 4 تا در ماشینو قفل کنید .