ماشین باید کلاسیکی باشه !

  • پنجشنبه ۲۴ فروردين ، ۱۰:۱۴ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۹۶ بازدید

مشکلش چیه ؟ یکی به من بگه اینکه من دوست ندارم ماشین آشغالی های ایرانخودرو و سایپا و ... رو سوار بشم و به ماشین های کلاسیکی علاقه مندم مشکلش چیه که تو خونه باید خانواده دعوام بشه ؟ هر کسی سلیقه ایی داره خوب غیره اینه ؟ من ترجیح میدم 40 تومن پولی که میخوام بدم 206 صفر سوار شم که هر قطعه اش مال یه کشوره و به زور سر همش کردن و تحویلمون میدن برم یه ماشین قدیمی تر و با اصالت تر آلمانی یا ژاپنی سوار بشم . چند روز پیش تو خونه بحث ما سر همین موضوع بود که این ماشین ها دیگه آپشنی ندارن و لوازمشون گیر نمیاد و داشتنش معقول نیست و بیا برو یه 206 یا یه ماشین چینی بخر خودتو راحت کن ! گفتم عمرا ! من کاری به قدیمی بودن و حتی کم آپشن بودن ماشین های کلاسیکی که سوار میشم ندارم ، برای من لذتی که رانندگی کردن با این ماشین ها هست به تمام دردسرها و مشکلاتش میارزه . حتی حاضرم برم برای یه سپرش کل شهرو بگردم چون این کار برام واقعا لذت بخشه . تو همین بحث ها بودیم که دعوا بالا گرفت و من الان سه روزه با خانواده قطع رابطه ام تا متوجه بشن به خواسته های منم باید احترام بذارن ...

پر رو تر از این نداریم بخدا !

  • جمعه ۱۰ ارديبهشت ، ۲۱:۵۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۵۹ بازدید

پیرو پست " وقتی ماشین بابا نصف میشود ! " و جمله خاک تو سرت با این رانندگیت ، بعد از روزها تلاش موفق شدم فرد خاطی رو پیدا کنم و راضیش کنم که برای تعیین خسارت تشریف بیاره بیمه . روز دوشنبه از اول صبح تا ساعت 11 شب باهاش تماس می گرفتم و جواب نمیداد تا اینکه آخر شب خودش زنگ زد و گفت آدرس میدم فردا بیا بریم بیمه . کلی هم نوکرم چاکرم ضمیمه اش کرد که از دل من در بیاد و با دل راضی و خوش فردا بر سمتش .
ساعت 12 شب دیدم آدرس رو نفرستاد ! زنگ زدم جواب نداد و بعد از ده دقیقه مسیج داد " سلام مجدد ! فردا ساعت 9 صبح بیا جاده مخصوص کرج ، بعد از پل ایرانخودرو ، سمت راست دفتر بیمه آسیا " . اومدم بنویسم میخوای بیام کرج نزدیک خونتون ؟ که شما هم تو زحمت نیافتی ! اصلا با ماشین بیام دنبالت شما ماشینو تکون نده که منصرف شدم . گفتم این الان منتظر یه حرکت از سمته منه تا کارو بکشه به شکایتو اذیتم کنه .
خلاصه فردا صبحش ساعت 7.30 بیدار شدم و تمام مدارک ماشین و مدارک شخصیمو که احساس میکردم مورد نیازه برداشتم و ساعت 8 حرکت کردم به سمت آدرسی که داده بود . بعد از کلی گشتن و پرس و جو رسیدم به دفتر بیمه و دیدم مسیج داد ساعت 10 تشریف بیارین ! گفتم من رسیدم قراره ما ساعت 9 بود . جواب داد من خوابم برد عذر میخوام . گفتم زود بیا من کار و زندگی دارم . رفتم تو دفتر بیمه نشستم تا ساعت شد 10.45 و آقا با کلی ناز و عشوه اومد . یه سلام علیک گرم هم باهام کرد انکار 10 ساله همو میشناسیم . گفتم میشه سریعتر بریم کاهاشو انجام بدیم ؟ من کار دارم . گفت آره بریم . رفتمی نوبت گرفتیم و متصدی باجه گفت مدارکتونو تحویل بدین . من بیمه نامه و گواهینامه و کارت ماشین و کارت ملی خودم رو دادم و رفتم کنار . یهو آقا گفت مگه گواهینامه هم میخواد ؟ من چند سال پش گم کردم هنوز نرفتم دنبالش ! تو چشماش نگاه کردم گفتم سر کاریم ؟ یا میخوای بازی کنی ؟ گفت نه داداش سر کار چیه ! سریع رفت پیش متصدیه و گفت باید چی کار کنم ؟ یارو گفت برو پلیس +10 و استعلامشو بیار . نزدیکترین مرکزش هم تهرانسره ! یه نیم ساعت با اینجا فاصله داره ! یعنی میخواستم با همین دستام خفش کنم . گفت الان میرم میگیرم میام نگران نباش ! واسه اینکه فرار نکنه بره گفتم خودم میبرمت تو راه هم یکم با هم صحبت میکنیم . سوار شدیم و راه افتادیم ؛ از اول مسیر شروع کرد از زندگیو بدبختیاش گفتن تا خود پلیس +10 ! از اینکه نامزد داره و بیکاره ! میگفت یه هزار تومنی رو زمین ببینم شیرجه میزنم روش !
وقتی رسیدیم رفت بالا و بعد از ده دقیقه با یه برگه اومد ! گفت 400 تومن جریمه دارم ! گفتم با این رانندگیت مبلغی نیست که ! زد به خنده و شوخی و سریع برگشتیم دفتر بیمه . مدارکو تحویل دادیم و  منتظر شدیم کارهای اداریش انجام بشه ، کارشناس ماشینارو ببینه و تعیین خسارت کنه . بعد از یه ساعت دیگه علافی آقا برگشت گفت میدونی چرا آوردمت اینجا ؟ واسه اینکه من آشنا دارم ! میدم هر چی خسارتش بود بیشتر بنویسه برات حالشو ببری ! گفتم مرسی از مرامت ولی من میونه خوبی با این پولا ندارم ! گفت نه تو صبر کن . رفت جلو آروم دم گوشه یارو گفت من فامیل آقای فلانیم ؛ مبلغ اینو بیشتر کن ، یارو گفت شما خود آقای فلانی هم باشی من 1000 تومن بیشتر نمینویسم ! برو رد کارت ! داداشمون هم دست از پا درازتر برگشت گفت آره امروز فکر کنم اعصابش خورده اینطوری کرد . گفتم آره مثله اینکه خیلی هم خورده !
بعد از 1 ساعت دیگه کاغذ بازی 620 هزار تومن خسارتو نوشتن و یه حواله دادن تا برم از بانک پولشو بگیرنم . این آقا هم اومد زرنگی کنه و ضایع شدنش رو جبران کنه و مارو یه جورایی گاگول فرض کنه گفت ایوووول ! 600 تومن ! خیلی خوب نوشت ! ماشین تو خرجش 400 تومن هم نیست ! یه آقایی کن و یه مرامی بذار ! بریم پولو از بانک بگیر ، 400 تومنشو بردار بقیه شو بده من تا منم ماشینومو درست کنم :| دم ازدواجمه و وضعیت مالیم خرابه ! منم که دیگه نمیدونستم از پر رویی این آقا چی بگم گفتم حله داداش تو نگران نباش ! من فرا میرم ماشینو درست میکنم هر چی اضافه موند میدم تو هم ماشینتو ردیف کن . کلی کیف کرد و گفت من شماره کارتمو مسیج میکنم . گفتم باشه و حواله رو گرفتم و بای بای !
فرداش مسیج داد آقا مسعود چی شد ؟ چقدر هزینه اش شد ؟ جواب ندادم ! چندتا مسیج دیگه داد باز جواب ندادم . زنگ زد جواب دادم ! گفت من منتظرما ! گفتم انتظار فرج خودش عبادته . او خواهد آمد ! بعدم بلاکش کردم بچه پر رو ...
یعنی چقدر بعضی ها میتونن پر رو باشن ؟ چقدر ؟ تازه آقا بعد از اینکه به من زده بود با یه ماشین دیگه تصادف کرده بود و تو مسیری که داشته میومده بیمه هم با یه ماشین دیگه . کلا فکر کنم شغلش رونق بخشی به صنعت بیمه باشه ...