معرفی فیلم ؛ صداهایی از چرنوبیل

  • شنبه ۲۲ تیر ، ۱۶:۲۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۴۶ بازدید

کوتاه ولی کامل ! این تنهای جملی بود که بعد از تموم کردن مینی سریال چرنوبیل به ذهنم رسید . فضاسازی ها ، گریم و دیالوگ ها بینظیر بود . رنگ ، کادربندی و صدا همه این ها به بهترین شکل ممکن رعایت شده بود و همه دست به دست هم دادند تا برترین سریال تاریخ رو بسازند !
محصول آمریکا و انگلستان ، 2019
شبکه HBO
ژانر : درام ، تاریخی
امتیاز : 9.7 از 10
نویسنده : کریگ مازین
کارگردان : جوهان رِنک
بازیگران : جرد هریس، استلان اسکارسگارد، پل ریتر، جسی باکلی، امیلی واتسون
ماجرای سریال : داستان سریال با تصویر مردی مسن به نام والری لگاسف (جرد هریس) که در حال ضبط حقایقی پنهانی در باره‌ی مقصران فاجعه‌ی چرنوبیل است، آغاز می‌شود. لگاسف بعد از آنکه دور از مامور مخفی کاگ ب نوارهای ضبط شده‌اش را در یک شکاف دیواری در کوچه پنهان می‌کند، به خانه بر می‌گردد و خود را دار می‌زند. با برگشت به دو سال و یک دقیقه قبل، داستان با تصویر نمایی درونی از سانحه‌ای در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل در نیمه شب 26 آوریل 1986 ادامه می‌یابد. مهندس شیفت نیروگاه به مافوق خود دیاتلف (پل ریتر) خبر از وقوع انفجاری در هسته‌ی مرکزی نیروگاه می‌دهد، اما دیاتلف که نمی‌خواهد این اتفاق را باور کند، آن را یک آتش‌سوزی ساده قلمداد می‌کند و افرادی را برای گزارش عینی از سانحه به آنجا می‌فرستد که این کار به مرگ آن متخصصان می‌انجامد. بعد از ورود آتش‌نشانان به محل نیروگاه، یکی از آنان قطعه‌ی گرافیت را می‌بیند و بر دست می‌گیرد و بعد از چند ساعت شروع به استفراغ می کند و بدنش تاول می‌زند و نهایتا می‌میرد. روند کشته شدن آدم‌هایی که به هر دلیل به نیروگاه می‌آیند اعم از آنها که وظیفه‌ی اداری دارند تا کسانی که به مامورتی میدانی اعزام می‌شوند یا مردمی که برای تماشای آتش‌سوزی می‌آیند، ادامه پیدا می‌کند تا زمانی که به تدریج خود والری لگاسف که مشخص شده یک دانشمند هسته‌ای است و سپس مقامات بالاتر از جمله یک مسئول ارشد هسته‌ای به نام بوریس شربینا (استلان اسکارسگارد) و رهبر شوروی سابق یعنی میخائیل گورباچف (دیوید دنیک) هم وارد ماجرا می‌شوند .

پی نوشتـــ :

در همین رابطه میتونید کتاب " صداهایی از چرنوبیل " نوشته سوتلانا الکسیویچ رو هم بخونید .
اگر حوصله و وقت کافی دارید میتونید نقد این فیلم رو هم تو قسمت " ادامه مطلب " ببینید و مطالعه کنید ..

ششم فروردین ماه یک هزار و سیصد و چهل و هشت ؛
شهرزاد عزیزم ، سلام !
امیدوارم حالت خوب باشه . امیدوارم حالت شبیه خنده هات باشه . امیدوارم خنده‌هات شبیه همون سه سالی باشه که شبانه‌ روز بهشون فکر می‌کردم . این یه ریاضته واسه من . فرصت نشد . زندگی فرصت نداد که باهات خداحافظی کنم . رو در رو . فرصت ندادن تا مثل آدم بغلت کنم . مثل آدم موهاتو بزنم پشت گوشت ، ماچت کنم . مثل آدم بهت نگاه کنم . بهت بگم : شهرزاد ! شهرزاد عزیزم ! عشق من ! خانوم من ! من رفتم . رفتم که برنگردم .
خداحافظ ...

اژدها وارد میشود ( 1395 ) - مانی حقیقی

پی نوشتـــ :
نظرتون راجع به این فیلم چی بود ؟

معرفی فیلم ؛ 12 مرد خشمگین

به هیچ وجه قبل از دیدن این فیلم با توجه به سال ساخت و موضوع معمولیش فکر نمیکردم قراره یا همچین شاهکاری رو به رو بشم ! 12 مرد خشمگین فیلمی ساخته سیدنی لومت محصول سال 1957 آمریکاست که داستانش درباره هیئت منصفه دادگاهی دوازده نفره ست که باید دربارهٔ گناهکار بودن یا بی‌گناهی نوجوانی که به اتهام قتل بازداشت شده تصمیم‌ گیری کنن . فیلم به خاطر اینکه فقط از یه لوکیشن تو طول فیلم و دوازده تا بازیگر اصلی استفاده کرده‌ مورد توجه منتقدها و دوست دارهای سینماس . اگر دنبال یه اثر متفاوت و سرتاسر هیجان هستین این شاهکار بی نظیر رو از دست ندین ! 
کارگردان : Sidney Lumet
نویسنده : Reginald Rose
بازیگران : Henry Fonda, Lee J. Cobb, Martin Balsam
هشتمین فیلم برتر دنیا از دیدگاه وبسایت IMDB
خلاصه داستان : 12 نفر از اعضای هیئت منصفه قصد دارند در مورد اعدام شدن جوانی تصمیم بگیرند . تمام اعضا به جز یک شخص رای بر محکومیت جوان میدهند . به مرور زمان با مخالفت همان یک نفر و دلایلی روشنی که می اورد کم کم ...

پی نوشتـــ :
اگر به فیلم فروشی دسترسی ندارین میتونین با یه سرچ ساده تو اینترنت لینک دانلودشو پیدا کنین .

به بهانه فیلم سلام بمبئی !

  • يكشنبه ۲۱ آذر ، ۱۵:۰۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۶۷۹ بازدید

سلام بمبئی یا بهتر بگم سلام فیلم هندی به روز شده یکی از ضعیف ترین فیلم هایی بود که تو این مدت دیدم . از دیالوگ های به شدت تکراری بگیر تا بازی فوق العاده خشک و مصنوعی بازیگرا به خصوص بنیامین بهادری که فکر کنم کارگردان یادش رفته این شخص چون خواننده خوبیه دلیل نمیشه بازیگر خوبی هم باشه . البته این فیلم چون بعد از مدت ها گلزار رو روی پرده سینما برد و اسمشو سر زبون ها آورد خوب فروش میکنه . سلام بمبئی به من حس و حال فیلم های هندی با چاشنی داستان های عاشقانه و سوزناک رو منتقل میکرد ، فیلمی که نه سر و ته درست و حسابی داشت و نه فیلم نامه قوی و گیرایی ، از اول فیلم شما میتونستی آخرشو حدس بزنی . سکانس ها و دیالوگ ها پر از عیب و ایراد بود . دوستانی که این فیلم رو دیدن حتما متوجه شدن که تمام اصرار پدر و مادر کاریشما به ازدواج دخترشون با نامزدش با یه دیالوگ کوتاه گلزار از بین میره و کل خانواده با دخترشون همراه میشن و کمکش میکنن به علی ( محمدرضا گلزار ) برسه ! جوری که بیننده پیش خودش میگه چی شد یهو ؟! دومین ایراد فاحش فیلم از نظر من توی قسمت آخر فیلم اتفاق میافته ، وقتی که گلزار توی بیمارستان کاریشما رو ملاقات میکنه که لحظه های آخر زندگیشو میگذرونه و سرطان از پا درآوردتش . تا اینجا مشکلی نیست ولی کجای دنیا علایم سرطان مثل لکه های سوختگی روی پوست بروز میکنه ؟
در کل دیدن این فیلم رو به سینما دوست ها و کسایی که درک هنری بالایی دارن پیشنهاد نمیکنم چون فقط وقت و هزینه شون رو هدر میدن . ولی اگر دوست دارین بعد از مدت ها گلزار رو روی پرده سینما ببینید و از قسمت های شاد و رقص های هندی فیلم که به نظر من عجیب بود که چطوری از زیر تیغ وزارت ارشاد رد شده و یه جور تابوشکنی به حساب میاد لذت ببرید این فیلم رو از دست ندین ...

بد نیست ببینید :
+ پشت صحنه فیلم ( ببینید در آپارات )
+ تیزر تصویری فیلم ( ببینید در آپارات )
+ قسمت های حذف شده فیلم ( ببینید در آپارات )