به زمین گرم خوردگان !

  • يكشنبه ۱۵ مهر ، ۱۴:۳۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۵۹ بازدید

یارو کلا نیمدونست دلار چیه و چه شکلیه ! فقط شنیده بود هی قیمتش میره بالا میاد پایین یه سری هم میرن میخرن و میفروشن و سود میکنن و از اونجایی که فقط به پول رسیدنه براش مهم بود رفت خونه و زندگی و ماشین و هر چی داشت و نداشت رو فروخت داد دلار خرید و گذاشت توی بالشتش تا قیمت که رفت بالا بفروشه و بدون زحمت چند ده میلیون سود کنه . تو همین رویاها بود که یهو دلار چند هزار تومن کشید پایین و دید نه همیشه نمیشه از بدبختی مردم پول درآورد و یه شبه تمام زندگیشو روی هوا دید . دستش رفت سمت چپ سینه اش و با مخ به همون زمین گرمی خورد که باید میخورد !
میدونی ؟ من اصلا کاری ندارم قیمت چرا بالا پایین شد و این پایین اومدن یه روزه دلیلش چی بود و چه هدفی پشتش بود ، فقط اینو میدونم که یکی از کثیف ترین خصلت های اخلاقی طمع زیادی داشتنه ! اینکه حرص بزنی واسه چیز مفتی ! دنبال راهی باشی واسه یه شبه راه صد ساله رو رفتن ! واسه نون در آوردن از بدبختی مردم ! من اینا تو کتم نمیره . من اینارو درک نمیکنم چون دارم لا به لای مردمی زندگی میکنم که درد رو تحمل میکنن تا نیان پیش من بگن ندارم فلان جامو عمل کنم ..
اگر ضرر کردی که هیچی حقت بوده بخور نوش جونت عاقبت طمع میشه همین ، اگرم سود کردی که منتظر باش تا با صورت بری همون جایی که باید میرفتی . دنیا همیشه روی خوششو نشون آدم ها نمیده ..

شادی اسکار ، شوک متروی تئاتر شهر !

  • دوشنبه ۹ اسفند ، ۱۱:۴۳ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۰۸۱ بازدید

مرسی از اصغر فرهادیه عزیز بابت فیلم قوی و خوبش که اسم ایران رو دوباره سر زبون ها آورد ، به نظر من بهترین هدیه به مردم یه کشور میتونه کاری باشه که باعث بشه اسم کشورت چند پله بالاتر از بقیه قرار بگیره . واقعا حس خوبی داره آدم خودشو بذاره جای آقای فرهادی ، همه جا با لبخند نگات کنن و تو چهره همه تشکر و قدردانی باشه .
من هیچوقت راجع به عقایدم با کسی صحبت نمیکنم و حتی بدتر از اون سعی نمیکنم به خورد کسی بدمشون که نه یه کلام حرف من درسته ! میام اینجا مینویسم و نظراتمو بیان میکنم و دست آخر قضات رو میسپارم به کامنتدونی تا بقیه برام بنویسن درست میگم یا غلط و از نظر من باید هم اینطوری باشه . بلاگ نویسی یعنی بیان عقاید و باز گذاشتن دست مخاطب برای نقد و انتقاد ...
من حس میکنم فیلم هایی که اصغر فرهادی میسازه خیلی مورد توجه هالییود قرار میگیره . دلیلشم اینه که ساختارش مثل باقی فیلم های معمول نیست و همه چیز رو به شکل واقعیش نشون میده . واقعی یعنی دقیقا همون چیزی که ما مردم توی اجتماع میبینیم و ازشون آگاهیم و مسئولین سعی بر غلط نشون دادنشون دارن . شما فقر و فحشا رو خیلی بیشتر از اون چیزی که رسانه ها میگن میبینن . البته قانونش هم همینه هیچ کشوری نمیاد زشتی ها و پلشتی هاشو درشت کنه و تو بوق و کرنا تحویل مخاطب بده . همیشه سعی میکنه اوضاع رو آروم و غیر متشنج نگه داره . به همین خاطر هم اصغر فرهادی از بطن مردم فیلم میسازه . همه چیز رو عامه و کاملا حس کردنی میسازه به همین خاطر هم مخاطب داخل لذت میبره و هم سینمای هالیوود . فکر کنم توضیح بیشتر لازم نباشه و تا همین جا کل مطلب رو درک کرده باشین . همونطوری که مثلا یه آمریکایی میاد چهره کشورش رو سیاه و جوری که هست نشون میده و اون فیلم 30 بار از صدا و سیما پخش میشه و حتی جایزه هم از کشورهای ذینفع میگیره . البته بگم از هنر و استعداد فوق العاده اصغر فرهادی و بازیگرای فیلم هم نباید چشم پوشی کنیم چون اگر این قدرت ساخت هم نبود نمیتونست را به جایی ببره .
بگذریم کاممون به اندازه کافی شیرین شد :دی بریم سراغ تلخیه روزگار خودمون . به اون آدم شریفی که دیروز جلوی چشم ما خودشو انداخت زیر قطار مترو و له شد ! آقایی که نمیدونم کی بود و سایت ها گفتن انگیزه اش خودکشی بوده . ساعت حدود پنج و چهل دقیقه عصر بود که با بابام از متروی تئاتر شهر پیاده شدیم تا خط عوض کنیم و به سمت ایستگاه قائم بریم . وقتی قطار وارد ایستگاه رو به رویی شد یهو زد رو ترمز و صدای جیغ و داد مردم بلند شد ! همه نگاهشون رفت سمت قطار و دیدن یکی خودشو انداخته زیرش ! درست چیزی معلوم نبود چون از روش رد شده بود کاملا ! مسئولای مترو سریع اومدن و همرو بیرون کردن و گفتن تا یکی دو ساعت همه قطارهای متوقف میشن و خط سه تعطیله ! هیچی دیگه همه زدیم بیرون و به هر کسی که میومد هم میگفتیم برگرده و همچین اتفاقی افتاده . خدا ازش نگذره سه ساعت و نیم تو راه بودم با تاکسی و اتوبوس تا برسم خونه . یکی نیست بگه آخه مرد مومن اینم روشه برای خودکشی ؟ نمیتونستی بشینی تو خونت با یه قرص بی سر و صدا تمومش کنی ؟
چی دارم میگم ، من که جاش نبودم ، خدا از سر تقصیراتش بگذره ...