عکسی که به قیمت بازداشت تمام شد !

  • سه شنبه ۱۲ مرداد ، ۱۶:۰۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۵۱ بازدید

کوله دوربینم دیگه جایی برای لنزها و فلش و ... نداشت و خیلی وقت بود که تو فکر یه کوله بزرگتر بودم و طبق برنامه ریزی هام امروز روزی بود که باید میرفتم سمت جمهوری و یه کوله دوربین میخریدم . برای اینکه خیلی معطل هم نشم مدلشو از قبل توی اینترنت انتخاب کرده بودم و کمتر از نیم ساعت طول کشید تا کارم انجام شد و پیاده اومدم به سمت ایستگاه مترو . توی مسیرم از خیابون نوفل لوشاتو رد شدم و از یه سوپر مارکت یه آب آناناس خنک گرفتم تا یکم جیگرم حال بیاد ؛ حال که چه عرض کنم ! جیگرم یه مدل دیگه حال اومد !
نی رو از کنار قوطی آب میوه برداشتم و سوراش کردم . با اولین حرکت کلی آب آناناس با پالپ هاش ( که میدونم مال خود آناناس نیست و در واقعا داریم کدو بادمجون ریز شده میخوریم ! ) وارد دهنم شد و رفتم تو سایه کوچه کناری تا دور از چشم آفتاب زیر سایه راحت باشم . تو همین حس و حال بودم که یه لحظه چشمم خورد به دیوار خونه رو به رویی ! یه دیوار قدیمی با آجرهای سه سانتی و پنجره چوبی که جون میداد برای عکس گرفتن . گوشیمو در اوردم و مشغول عکاسی شدم . بعد از چند دقیقه یه آقایی اومد و گفت اینجا دیواره سفارته ! عکس برداری ممنوعه ؛ سریع اینجا رو ترک کن منم گفتم اِ اینجا سفارته مگه ؟! واقعا نمیدونستم و بعد از عذرخواهی رفتم سر کوچه وایسادم .
یه چند دقیقه ای گذشت که دیدم اونجا شلوغ شد ، چندتا مامور نیرو انتظامی ریختن تو کوچه و یه آقای بور اروپایی با قد بلند و هیکل درشت بیسیم به دست اومد تو کوچه و یه مشت کلمه خارجی رو تند تند بلغور میکرد . منم همچنان داشتم آب میوه ام رو میخوردم و پیش خودم میگفتم یعنی چی شده ؟ چرا این همه مامور اومده . به یک دقیقه نرسید که همون آقایی که بهم تذکر داده بود به جمعشون اضافه شد و با دست منو نشون داد . همشون با هم حمله کردن سمتمو و محکم منو گرفتن و بردن توی سفارت . داد و بیداد که از چی عکس میگیرفتی ! گفتم بخدا از دیوار ، من عکاسی میکنم و اینجور جاهارو دوست دارم . ولی مگه تو کلشون میرفت ! گفتم تمام وسایلو بگردین اگر چیز مشکوکی دیدن من خودم میام کلانتری باهاتون و اونا هم نامردی نکردن و یک ساعتی داشتن همه جا و کل وسایلمو میگشتن ! مدام سوال های چرت میپرسیدن و من هم چرت ترین جواب هارو میدادم و دست آخر هم که چیز مشکوکی پیدا نکردن خسته شدن و با چندتا تذکر شفاهی ولم کردن . اینجاست که میگن همه رو برق میگیره مارو چی ؟
راستی ، حواستون به تابلوی " عکس برداری ممنوع " باشه تا براتون داستان نشه ...
پی نوشتـــ :
آدرس کانال تلگرام عوض شده . برای عضویت اینجــا کلیک کنید .

مجموعه عکس ؛ دختر آفتاب

  • شنبه ۸ خرداد ، ۱۴:۰۰ ب.ظ
  • عکاسی
  • ۷۳۲ بازدید

از امروز تصمیم گرفتم تو قسمت " عکاسی وب " از مجموعه های اینستاگرامم استفاده کنم . روال کار من به این صورته که از یه شخصیت 3 تا عکس به صورت هستوری و توی وضعیت های حسیه مختلف میگیرم و بعد از روتوش و ویرایش اونو به صورت یه مجموه تو صفحه ام آپلود میکنم . در ضمن متن زیر عکس ها هم متناسب با حس و حال عکس از نوشته های خودم و یا دیگران استفاده میشه ...
اسم این مجموعه هست دختر آفتاب . امیدوارم لذت ببرید ...

پی نوشتـــ :
برای دیدن تمام عکس های این مجموعه " ادامه مطلب " رو دنبال کنید ...