دلشوره های گاه و بی گاه ..

  • چهارشنبه ۸ شهریور ، ۱۵:۴۲ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۴۹ بازدید

همه چیز خوب و آروم داره به بهترین حالت ممکن پیش میره . زندگی هم مارو روی دوشش گذاشته و داره لب ساحل خوشبختی میگردونه . بوی نم و شن های ساحلی به صورتم میخوره و دارم نهایت لذت رو میبرم . فقط نمیدونم این دلشوره های گاه و بی گاه چیه که گاهی اوقات سراغ دلم رو میگیره و باعث میشه برم تو فکر . این روزها به شدت خدارو تو زندگیم کم دارم که بیاد و بزنه روی شونه هام ، حواسمو جمع خودش کنه و بگه نترس مرد ، تنها نیستی ، ما دو نفریم ..
#به_امید_روزهای_روشن_تر

واقعا عاشق خدا هستیم ؟!

  • يكشنبه ۲۱ شهریور ، ۱۶:۱۷ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۰۴ بازدید

دیشب داشتم به این فکر میکردم که ما آدم ها توی عشق و دوست داشتنمون هم تبصره و اما و اگر میاریم ! به نظر من تعداد محدودی از ما عشق رو درک کرده و اونو به طور کامل توی زندگیش پیاده میکنه . بارزترین نمونه اش هم عشق و محبت نسبت به خداست ...
یه دوستی دارم که همیشه به هر جا وارد میشه اسم خدارو میاره به زبونش و به همه ما هم این تلنگر رو میزنه که بدون یاد خدا و اسمش زندگیتون رو ادامه ندین ! آدم چندان مذهبی هم نیست ولی این عشق به خدا تو وجودش نهادینه شده . ولی سوالی که همیشه برای من مطرحه اینه که آیا دوست داشتن و عشقه به یه نفر به معنی اطاعت محض ازش نیست ؟ بر فرض مثال شما عاشق جنس مخالفتون میشین و توی وجودتون حجم زیادی از دوست داشتن رو احساس میکنین ، اون لحظه اس که حاضرین برای جلب نظر و رضایت طرفتون هر کاری بکنین ، وقتی بهتون میگه الان شبه شما بی چون و چرا قبول میکنین چون عاشق و مطیع طرف هستین .
دقیقا همین قضیه هم به خدا برمیگرده ! من تمام حرفم اینه که یا عاشق خدا نباشیم ، یا وقتی عاشقش شدیم بی چون و چرا همه چیزش رو قبول کنیم و بپذیریم . نیازی هم نیست با چشم بسته این کارو کنیم ، تا هر وقت که دوست داشتیم میتونیم بگردیم و تحقیق کنیم و اون موقع به عشق واقعی به خدا برسیم و قتی به این یقین و باور رسیدیم توجیه کردن یه سری مسایل به دور از راه و رسم عاشقیه . مثلا شخصی رو در نظر بگیرین که همیشه به یاد خداست ولی از این جمله اش که انسان شرب خمر برای تو مضره و تورو از حالت انسانیت خارج میکنه پیروی نمیکنه و یا برعکس گفته خدا خودشو وارد رابطه های جنسیه نامشروع میکنه و تمام توجیهش اینه که با یه آیه قران فقط سر خودمون رو گول میمالیم و اعتقادی بهش نداره . از نظر من اینها عشق رو غیر واقعی و ظاهری میکنه .
اصلا همین دوستی که گفتم ، به بهانه اینکه کلیه هاش سنگ سازه از آبجوی الکل دار استفاده میکنه و تمام اطرافیانشم توصیه به این کار میکنه و اگر ازش سوال کنین یه لیست بلند بالا از سود آبجو میذاره جلوتون ! و اونجاس که معلوم میشه معشوقشو درک نکرده و نمیدونه که این سود زمانیه که آبجو به مرحله تولید مخمر و الکل نرسیده باشه و هیچ ماده حروم شده ای توسط خدا سود درمانی و خواصی نداره که اگر داشت با منبع علمی معتبر برای من بیارین تا به دروغ بودن همه این نوشته هام ایمان بیارم ...
پس عشق زمانی معنا پیدا میکنه که ایمان داشته باشین وقتی خدا میگه فلان چیز بده ، بده و اصلا شکی توش نکنید و وقتی که به خوردن ، گفتن و یا حتی استفاده از چیزی مارو تشویق میکنه تو انجامش تعلل نکنیم .
فقط خداست که دانای مطلق است ...