اولین روز کاری سال 96 ...

  • سه شنبه ۸ فروردين ، ۱۲:۱۸ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۱۶ بازدید

هیچوقت از کار کردن توی عید خوشم نمیومد ، نمیدونم چرا ولی حس میکردم تعتیطلات رو باید یا رفت مسافرت یا تو خونه گرفت تا لنگ ظهر خوابید ! تازه حس بدترش این بود که وقتی میریم سر کار همه جا خلوته و چون بقیه الان در حال خوشگذرونی هستن به من ظلم شده دیگه ! چه تفکراتی داشتم واقعا ، آدم هر چی سنش میره بالاتر بیشتر به افکار نوجوونیش لبخند میزنه و پیش خودش میگه چه دیوونه ایی بودما ! الان که دارم از پشت مانیتور مینویسم در حال گذروندن اولین روز کاری سال 96 هستم . البته به انتخاب خودم بود اومدن یا نیومدن سر کار ولی از اونجایی که امسال مسافرت نرفتم و تو خونه هم کار خاصی نداشتم گفتم بیام سر کار تا بقیه همکارا بتونن به مسافرت و گردششون برسن ...
بگذریم ؛ با اینکه نمیدونم قراره امسال چه اتفاقاتی بیافته و زندگیم تو چه مسیری قرار بگیره سال 96 رو دوست دارم . نگاهم از همین روزهای اولش مثبته و کلی برنامه ها براش دارم . از شروع کردن دوباره تدریس عکاسی تا نوشتن کتاب و تغییرات اساسیه دیگه تو زندگیم که کم کم راجع بهشون صحبت میکنیم و امیدوارم انگیزه ایی باشه برای اونهایی که هنوز برنامه ایی برای امسالشون ندارن . پس 96 عزیزم با ما مهربون باش که ما کلی دوست داریم !
پی نوشتـــ :
اونایی که آماده ان برای تغییر و شروع یه سال متفاوت اعلام حضور کنن !
تا همین لحظه بنده 0 ریال عیدی دریافت کردم !

مینیمال ؛ نوروز

  • پنجشنبه ۳ فروردين ، ۰۲:۰۰ ق.ظ
  • مینیمال
  • ۴۶۱ بازدید

احساسم به تو ،
مثل اسفندیست ،
که تا بهار را به همسریش در نیاورد ،
از سرما دل نمیکند ...

این روزها به لطف وجود شبکه های اجتماعی گوشمون از تبریک های بلند و جورواجور عید پره . برای همین به یه مینیمال ساده اکتفا میکنم و سال جدید رو به همتون تبریک میگم . ممنون که یه سال دیگه هم همراه من و بلاگ مرد بارانی بودین . برای تک تکتون عشق ، شادی و سلامت رو آرزو میکنم و امیدوارم تمام فصول زندگیتون رنگ و بویی خدایی داشته باشه که آدمی بدون عنایت و توجه خداوند بهره ایی از زندگیش نمیبره ...
توی قسمت نظرات این پست برای من و خودتون یه آرزوی قشنگ نود و شیشی کنید ...