کمی تامل قبل از انجام کار ..

  • سه شنبه ۲۳ آبان ، ۱۲:۴۲ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۹۳ بازدید

یه دوستی میگفت اگر قبل از انجام یه کاری از خودت دوتا سوال " تا کی قراره انجامش بدم ؟ " و " خوب آخرش که چی ؟ " رو بپرسیم از نصف اشتباهاتمون جلوگیری کردیم ! چقدر مختصر و مفید بود ! حالا من میگم اگر به کارما هم اعتقاد داشته باشیم و این جمله " هر عمل من ، عکس العملی داره " رو هم به سوالات بالا اضافه کنیم میتونیم اشتباهات رو به صفر برسونیم ! خیلی سخت نیست کافیه یکم تمرین کنیم و این تمرین نیاز به روز شنبه برای شروع نداره ، همین الان وقتشه !

ذکر چند نکته به شدت ضروریست !

  • چهارشنبه ۲۶ آبان ، ۱۴:۲۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۷۰۵ بازدید

عنوانو نگاه نکنین خفنه ، چیز زیاد خاصی نمیخوام بگم فقط چندتا نکته کوچیک که حس کردم گفتنش واجب و ضروریه ...
اولندش که نمیدونم کدوم بنده خدایی آیدی تلگرام بنده رو گیر آورده و بین تمام بلاگرها تقص کرده و من هر شب چندتا مسیج از بعضی دوستان میبینم که واقعا برام خوشایند نیست . با سلام و احوال پرسی شروع میشه تا به سوال های خصوصی میرسه و جالبتر اینکه همشون میگن یه سوال خصوصی بپرسم ؟ میگم بفرمایین ؟ میگن شما چند سالتونه و از کدوم شهرین ! نمیدونم چس حس کنجکاویی هست نسبت به سن من :دی گفتم همینجا جواب چندتا سوال رو بدم که بعضی از دوستان که لطف بیشتری دارن به زحمت نیافتن . من هیج جا سنم رو نمیگم . برای اینکه دوست ندارم هیچوقت نوشته هام ار روی سنم قضاوت بشه . وقتی بگم مثلا فلان سال بعد از خوندن هر نوشته ذهن خواننده میره سمت اینکه با این سن چه خوب نوشته و یا برعکس ، از سنش خجالت نمیکشه ! این اصلا برام خوشایند نیست فقط همینو بدونید که بالای 25 سال هستم و ساکن پایتختم ...
دومندش مربوط به همون اولندش هست ! احوال پرسی ها و سوالات تلگرامی که تموم شد اون حس رفاقته به وجود میاد و مکالمه با جمله خبریه قالب وبتو بده تموم میشه . در جواب این دوستان هم بگم که کپی برداری زیاد جالب نیست . بخدا درست کردن یه قالب از ساده ترین مباحث HTML هست . شما دست به کار شو من خودم یادت میدم از صفر تا صد طراحی رو . پس خواهش میکنم درخواست قالب رو ازم نکنید چون دوست ندارم جلوتون شرمنده بشم ...
سومندش اینکه دست آخر اینقدر غر زدین که من مجبور شدم هم فونت ، هم رنگش و هم سایزش رو تغییر بدم . خیلی هاتون گفته بودین که نوشته ها ناخواناست ، منم فونت رو از Tahoma به Sahel تغییر دادم و رنگ نوشته هارو پر رنگ و سایزشونم از 8 به 10 تغییر دادم . حالا دوست دارم یکی غر بزنه فقط ! همچین میزنمش که !
چهارمندش اینکه همین الان که داره این پست نوشته میشه دارم سیگار میکشم ! نه از این سفیدها که دسته همه هستا ، وینیستون و کنت و بهمن نه ، سیگار طبیعی که تو هوا هست ! از زن و بچه میکشیم تا پیر و جوون ! والا بخدا خوب جون داریم 60 70 سال عمر میکنیم با این همه فشاری که رو بدنمونه و سمی که وارد خونمون میشه . کاش یه راهی پیدا میشد یه درجه هم که شده هوای پایتخت رو تمیز میکرد . به قول یه دوستی که میگفت قدیم ها مدرسه ها از برف تعطیل میشد الان از آلودگی هوا ...
پنجمندش اینکه سیر بیماری های ما تمومی نداره انگار ، هر مشکل و بیماریی که تو مریض ها میبینم خودم دارم بهش دچار میشم . واریکوسل ، پی اس و پاره گی لیگامان مچ دست . فکر کنم کم کم وقت بازنشستگیمه :))
ششمندش اینکه مثل همیشه عذرخواهی بابت کمرنگ بودنم تو بلاگ هاتون . رویمان سیاه است ، پای بی معرفتیم نذارین همش تقصیره درگیری های بی سر و ته زندگیمه ...