خبرهای شیرین لا به لای لجنزار زندگی !

  • يكشنبه ۲ مهر ، ۱۶:۲۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۰۹ بازدید

گاهی وقتا لا به لای خبرهای دردناک و ناراحت کننده روزنامه ها ، کانال های تلگرامی و اخبار یه خبرهای خوبی به آدم میرسه که ته دلش امیدوار میشه و میگه نه انگار هنوز عشق و علاقه نمرده .. واقعا خیلی مردن اونایی که تو هر شرایطی پای عشق و کسی که عاشقشن میمونن ، حتی با وجود یه چشم از دست رفته و صورت اسیدپاشی شده . خبر ازدواج مهرداد و مرضیه ابراهیمی ، قربانی اسیدپاشی های سریالی اصفهان دقیقا همون خبر خوشحال کننده ایی بود که شنیدنش لبخند رو روی لب های خیلی ها آورد . براتون آرزوی خوشبختی میکنم زیباترین زوج های دنیا ..
همچنین بخونید :
+ لانتوری ؛ دردی که باید دیده شود !
+ ازدواج مرضیه ابراهیمی ، قربانی اسید پاشی اصفهان ..
+ حادثه اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای در اصفهان ..

لانتوری ، دردی که باید دیده شود !

  • دوشنبه ۱۴ فروردين ، ۲۳:۳۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۱۲ بازدید

نمیدونم چقدر اهل دنبال کردن سینما هستین . چقدر وقتتون رو برای فیلم هایی با ژانر اجتماعی و گاها درد آور که این روزها تعدادشون هم روی پرده های سینما کم نیست صرف میکنید . از بیان واقعیات جامعه لذت میبرین یا نه دوست دارین با خانواده بشینین و از یه فیلم کمدی لذت ببرین . به شخصه فیلم هایی که فقط برای خندوندن مخاطب ساخته شدن رو دوست ندارم چون به نظر من اکثر این فیلم ها نه داستان مشخصی داره و نه بعد از دیدنش به شمارو وادار به فکر کردن و اثر پذیری میکنه . لانتوری رضا درمیشیان فیلمی بود که باید ساخته میشد . باید درد و حرفی رو به تصویر میکشید که شاید کمتر کسی به خودش جرات میداد حتی راجع بهش نقدی یا نظری بنویسه ...

این فیلم رو برای دومین بار تو یکی از شبکه های ماهواره ایی دیدم . تا پنج صبح و توی سکوت خونه عمیقا درگیر فیلم شده بودم ، حسی که شاید توی سینما نمیشد تجربه اش کرد . نقد و نظرهای جالب مردم ، صحنه های درگیر کننده و سکوت های به جای فیلم ، انتخاب بازیگر نقش مریم ، فلش بک های خوب و ... همه و همه باعث شدن این فیلم برای من جذاب و گیرا و در عین حال دردناک و زنده کننده خاطره اسید پاشی آمنه باشه .
بعد از دیدن این فیلم فقط با خودم فکر میکردم چقدر بعضی از کارها میتونه پست و زننده باشه . چقدر یه انسان میتونه تو یه چشم به هم زدن با تصمیم کاملا بی فکرش حال ، آینده و سرنوشت یه آدم رو نابود و تباه کنه . همونطوری که توی لانتوری مریم تباه شد و توی جامعه ما هم آمنه ها از بین رفتن . وقتی خودم رو جای آمنه میذارم درک اون لحظه ایی که از پشت یه صدای آشنا اسممو صدا میکنه و من بی خبر از همه جا برمیگردم و قربانی اسید پاشی میشم برام سخت ترین کار دنیاست ! یه جواب رد به یه خواستگاری که حق هر دختر و پسریه به قیمت نابود شدن دوتا چشم تموم میشه ...

از همه این فکرها که بگذریم ، چقدر یه انسان میتونه بزرگ باشه که کلمه " بخشیدم " رو به زبون بیاره ! اون انسانی هم که مورد بخشش قرار گرفته باید از این حجم سخاوت و بزرگی سرشو بذاره یه گوشه و بمیره . بخدا که باید بمیره . بعد از یدن این فیلم خیلی قلبم به درد اومد ، هم برای آمنه ، هم برای قربانی های اسید پاشی های اصفهان و هم برای تمام آمنه های سرزمینم که قربانی ذلیل ترین مذکرهای دنیا شدن . آرزو میکنم هیچوقت توی هیچ تیتر و روزنامه ایی کلمه اسید پاشی رو نبینیم . آمین ...
همچنین بخونید :
+ آمنه بهرامی ، قربانی اسیدپاشی زیر پل سیدخندان
+ نقدی بر فیلم لانتوری به قلم میثم کریمی