یکنواختی خدمت و یک رفیق بی نظیر ...

  • پنجشنبه ۲۴ تیر ، ۱۵:۲۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۸۱ بازدید

شما به هر کاری هم که علاقه مند باشی و با لذت تمام مشغول انجام دادنش باشی بعد از یه مدت کوتاه به طور کامل ازش خسته و دوچاره روزمرگی میشی . مخصوصا اگر اون کار اجباری باشه و شما چاره ای جز انجامش نداشته باشی . از هر پسری که سوال کنی خسته کننده ترین دوران زندگیشو خدمت سربازی معرفی میکنه و منم از این قانون استثنا نیستم و با وجود تلاشی که میکنم تا از این دوران اجباریه خدمت بهترین استفاده رو بکنم باز هم گاهی وقتا درجا میزنم و خسته میشم ...
محیط تکراری ، آدم های تکراری و حتی فعالیت های تکراری . سر و کله زدن با مریض و گاهی وقتا شنیدن حرف زور میتونه خیلی کسالت بار باشه و تو این جور مواقع فقط دوست دارم سرمو به پشتی صندلی تکیه بدم و چشمهامو ببندم و وقتی از فکر و خیال بیرون میام که دنبال جمع کردن امضاهام هستم و با یه شیرینی پایان خدمتم رو جشن میگیرم . البته بعد از خدمت دلم برای یه سری دوست و آشنایی که تو این مدت پیدا کردم به شدت تنگ میشه . مخصوصا برای دوست جدیدی که چند روزه به جمع سربازای اتاق عمل اضافه شده و از همون اول آشنایی وقتی کتاب به دست دیدمش حس خیلی خوبی بهم دست داد . اولین مکالمه ای که بین ما برقرار شد سوال راجع به کتابی بود که میخوند . خیلی کامل و دقیق از نویسنده و برداشت هاش برام توضیح میداد و من با لذت تمام گوش میکردم . بحث ما چند ساعتی ادامه پیدا کرد تا رسید به سینما و فیلم و ... از اونجایی که خیلی کارهای سینما رو دنبال میکرد از توی صحبت هاش لیستی از فیلم هایی که قبل مرگ باید ببینم رو درآوردم و توی نوت گوشیم ذخیره کردم تا سر فرصت بگردم و پیداشون کنم .
این مکالمات ما هر روز ادامه پیدا میکنه و بعضی روزها از یک ساعت هم بیشتر تبادل اطلاعات میکنیم . در ضمن این دوست جدیدمون به شدت صدای قشنگ و گیرایی هم داره که شاید بهش پیشنهاد بدم یه سری به رادیو بزنه . گویندگی داستان با این صدا خیلی میتونه طرفدار پیدا کنه .
ممنون بابت حضور به موقع ات دوست جدید هم خدمتی ...
پی نوشتـــ :
" تولد یک سالگی و یک چالش متفاوت ! " به درخواست دوستای کنکوری یک هفته تمدید شد !

تعداد نظرات این پست [ ۲۱ ] است ...

۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۹
از سربازی فقط پیدا کردن دوست ها قسمت خوب ماجراست...
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۴۲
دقیقا همینطوره ...
۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۵:۴۳
+ خدا بهشون صبر بده واقعا ، هیچ درکی از کنکور ندارم :/ نمی تونم کامل درک‌شون بکنم .
فقط اینو بگم که ؛ برا ما که ایشالا کنکور حذف میشه برین بسوزین :دی :))))))
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۴۱
به همین خیال باش شما :دی
کنکور حذف بشو نیست ...
۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۲
خداروشکر من که سربازی نداشتم  ، ولی اونایی که داشتن همه شون نالیدن 
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۴۱
وقت تلف کردنه ولی دورانه خوبیه ...
۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۶:۵۶
خسته نباشید D:
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
قربون شما :دی
۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۲
خدا این رفیق بی‌نظیر رو برای رفیق بی‌نظیر ما حفظ کنه ;)
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
کوچیکتم ...
۲۴ تیر ۹۵ ، ۱۹:۰۴
😄 خوب است
پستت راه نفوذ نظر نداره
مثل بعضی پست های خودم
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
نمیشه زیرش چیزی نوشت :دی
۲۴ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۲
اینجوری که شما گفتین وای به حال کارمندها ، مخصوصا اون قشری شون که با ارباب رجوع هم سر و کار ندارن که کمی از کسالتشون کم بشه.
راستی دکتر ها مگه سربازی دارن ؟!
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
برای من تصور شغل کامندی هم عذاب آوره ...
دانشمنداشم میرن سربازی :دی
۲۴ تیر ۹۵ ، ۲۳:۴۴
پسرا در زمان خدمت آره بدترین و خسته کننده ترین دوران زندگیشونو سربازی میدونن اما بعد از گذروندش میشه شیرین ترین خاطرشون:|
ماشاله خاطراتشونم تمومی نداره:)
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۶
دقیقا ! نمیدونم چه حکمتیه ...
۲۵ تیر ۹۵ ، ۰۱:۱۶
راستش وقتی به سربازی آقایون فکر میکنم دلم واسشون میسوزه..واقعا یجور ظلمه بهشون..
ولی پیدا کردن همچین ادمایی خیلی لذت بخشه :)
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۶
یه جورایی خیلی هم ظلمه ...
۲۵ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۹
عجب نمیدونستم سرباز هستید D:
خسته نباشید عرض میکنم امیدوارم به خوبی و خوشی تموم بشه...زادروز سایت رو هم تبریک میگم سعی میکنم توی چالشتون شرکت کنم (:
خیلی هم خوبه یه حرکت جدید !
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۶
خیلی وقته :دی
باید به پست های گذشته سر بزنید :دی
ممنونم لطف دارین ...
۲۵ تیر ۹۵ ، ۰۸:۳۴
اممم ... پس بوی کیک تولد هم میاد ! :))

مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۵
یه جورایی :دی
۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۱۴
سلام متن مثله همیشه زیبا بود !

برام جالبه خیلی از اتفاقاتی که برا شما افتاده برا من هم افتاده از عکاسی و مطالعه و وب نویسی و سینما !

این مورد آخر یعنی این دوستتون هم خیلی جالب بود آخه من هم امسال یه همچین رفیقی پیدا کردم که صداش هم خیلی عالیه و من هم تشویقش کردم که بره رادیو ، الان هم داره داستان های صوتی میخونه و آماده میشه !

در هر صورت زیبا بود !
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۴
چقدر بعضی سرنوشت ها شبیه هم هستن !
۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۹:۲۲
ازبینندگان عذرمیخواهیم
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۳
جان ؟!
۲۶ تیر ۹۵ ، ۱۹:۲۱
سربازی برای پسراسخته اماوقتی یه ده سالی از روش بگذره تازه خاطراتش رومیشه وتااخرعمرتعریفش میکنن:)
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۳۹
دقیقا !
همین الان دلم برای آموزشی تنگ شد ...
۲۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۸
بعله دیگه ما رو دست کم نگیرید دکتر:)
خخخخ گربه سگ دور از جون دی :)
فقط من برنده بشم جایزه هم نمیخام ثواب داره روحیه ی ی کنکوری داغون رو شاد کنین دی :)
مسعود
۲۷ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۷
نه خوشم اومد :دی
خیلی خوب بود :دی
چشم :دی
۲۸ تیر ۹۵ ، ۲۱:۴۲
کاش برسیم به هدفمندی سربازی ...
تاقبل اینکه عزیزی بره سربازی درکی ازش نداشتم ولی الان از ناله های اون منم مینالم :|
.
ولی خوبه دیگه! شیرین یک ساعت خاطره دارین پشت سرهم حتی بدون تنفس !:دی
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۵
نگو خاطره که خندم میگیره :))
هنوز دارم تعریف میکنم :))
چیز زیاد دلنشینی نیست خدمت !
۳۰ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۰
دوستیتون ماندگار
عه تمدید شده ؟
:)
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴
بله با اجازه شما :دی
خیلی عالی بود

موفق و سربلند باشی مهندس
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۰
مهندس ؟!
۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۴:۲۳
سلام ممنون از سایت خوبتون 
مسعود
۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۹
ممنون از توجه شما ...
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۴
سلام و سپاس فراوان از سایت خوبتون.
مسعود
۰۹ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۳
خواهش میکنم :/
۰۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۵۰
نوشته جالبی بود ممنون 
مسعود
۰۹ دی ۹۵ ، ۱۰:۰۱
ممنون از شما ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">