یکم شهریور !

  • يكشنبه ۱ شهریور ، ۱۸:۰۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۹۳۳ بازدید

من : مامان ؟ امروز چندمه ؟
مامان : جانم ؟ صداتو نشنیدم !
من : خوب صدای تلویزیون رو کم کن تا بفهمی چی میگم ! میگم امروز چندمه ؟
مامان : امروز ؟ یکم شهریوره !
من : ماماننننننننن ! یکم ؟ مسخره بازی در نیار میگم چندمه !
مامان : یکم شهریور دیگه برو تقویم رو ببین !
بدو بدو از اتاقم میام بیرون و میرم تو آشپزخونه و به تقویم روی دیوار خیره میشم ! با انگشت روزهارو رد میکنم تا میرسم به یکشنبه ! واییی ! انگار واقعا یکم شهریور شد ! ولی چرا اینقدر زود ! من هنوز کلی کار نکرده و جای نرفته دارم . نباید اینقدر زود این تابستون لعنتی تموم میشد . همه اش رو یا سر کار بودم یا تو خونه . نه یه مسافرته درست و حسابی رفتم و نه به برنامه هام رسیدم ...
چرا همیشه قانون زندگی جوریه که نمیشه همه چیز رو با هم داشت ؟ برای داشتن یه سری چیزها باید تاوان داد و از یه چیز کوچیکتر گذشت ؟ هر چند تابستون ها دیگه رنگ و طعم گذشته یعنی زمانی که مدرسه میرفتیم رو نداره ولی کیف و ذوقش برامون مونده ...
یادمه وقتی خرداد تموم میشد همه کتابامو میکردم تو یه کیف بزرگ و میذاشتم بالای کمد . سریع دوچرخه ام رو از تو انباری در میاوردم و میبردم موتور سازی لاستیکاشو باد میزدم و تا خونه رکاب میزنم . وقتی گرمم میشد صورتم رو خیس میکردم و باد که بهم میخورد احساس خنکی میکردم . اینقدر دور میزدم و میچرخیدم تا غروب بشه و بابامو از دور ببینم . سریع برم کیفشو بذارم پشت دوچرخه و زودتر ازش برسم خونه و بگم مامان ، بابا اومد !
یادش بخیر ! کاش هنوز پنجم ابتدایی بودم و ای کاش شهریورها هنوز رنگ کودکی داشت ...
پی نوشتـــ :
روز پزشک رو به همه دستهای شفا بخش تبریک میگم .
ممنون بابت حمایتتون از کمپین " یک قطره آب " .

تعداد نظرات این پست [ ۲۵ ] است ...

۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۰۶
خوب بود
cm1

مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۶
فسبوکه مگه ؟ فیرست لایک :دی
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۲۰
خیلی زود میگذره. من مهر رو بیشتر دوست دارم، اصلا پاییز یه چیز دیگه س 
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۵
منم دوست دارم اما نه به اندازه تابستون ...
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۰۴
روزتون مبارک باشد
شهریور مخصوصا ١٨ شهریورو خیلی دوست ددارم
یکی از بهترینهایم تولدش بود ولی سالهاست که نیدمش
فکرکنم ٢ هفته دیگه عقدش باشه 
امید وارم دعوت بشم
 ویک جفت گوشواره بهش هدیه بدم
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۴
ممنون بهاره جان . ای بابا انشالله دوباره میبینیش ...
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۴۷
کاش...
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۳
ای کاش ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۰۳
روزت مبارک پزشک جوان^_^
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۳
ممنون رفیق ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۰۳
این تابستون خیلی کوفتی بود
پدر منم در آورد!:دی
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۳
خیلی بد بود و هست !
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۳:۲۶
نوستالوژی‏های تکرار نشدنی!
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۲
هر روز و هر روز ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۴:۱۹
اگر فکر کردی دوباره اون اسم بلند و خسته کننده رو میگم واقعا در اشتباهی !
ایششش خو چیه حوصله ندارم 
باشه بابا 
******************
سلام اقا دکتر D:
خب من شروع کردم به گذاشتن دل نوشته و مطالبی که نوشته ی خودمه 
و از شما یک دوست مجازی میخوام که من و در این امر نوشتن یاری کنی :)
اسم مطلبم هست " عجب روزی بود ، امروز "
ممنون میشم با نظرت خوشحالم کنی :)
مرسی :)))
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۱
نه جانه من بگو :)) به به خیلی هم خوب ! چشم حتما سر میزنم ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۰۴
سلام ممنون که بهم سرزدی بازم از این کارا بکن مرسی
وب جالبی د اری
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۱
چشم رفیق . ممنون ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۳
 سلام...
آپم بیا پیشم...
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۰۸
چشم :دی
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۴
خوشحالم که داریم به پاییز نزدیک میشیم.پاییز فصل منه عالیه بیسته!
از دست روزای کشدار تابستون خلاص میشیم! اما تابستونم دوست دارمااا بقول شما تابستون سالهای بچگی رو.
چشم روهم بزاریم زمان میگذره زود تند سریع یه برنامه توپ برای شهریور بریزین و کیف کنین از فرصت باقی مونده.
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۹
من زیاد موافق پاییز نیستم .خیلی دلم میگیره مخصوصا وقتی رگبار میزنه ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۴
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار / هرکه در دایره گردش ایام افتاد
حافظ

مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۸
لایک ، قشنگ بود ...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۸
هی خدا
بد بختی اینجاس که کلاسا از وسط شهریور شروع میشه
مسعود
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۸
ما که خدارو شکر کلاسامون تموم شد :دی
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۰۰
سلام اقای دکتر ...
خخخ این سه نقطه ادامه ی همون اسمته D:
میگم یه سوال همینطوری
میای وبم نظر میذاری یا همینطوری میخونی بعد محو میشی ؟!
اگه اینطوریه منم میخونم محو میشم :D
مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۳۴
میام و میخونم که نظر میدم دیگه ! وگرنه از کجا بدونم چی نوشتی !
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۰۸
این تابستون برای من طعم تابستان نداشت!
مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۳۳
واسه ما هم همچنین !
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۵۹
سلام دکتر ...
آپ کردم با اسم " صبحانه ی حاج حبیبی که طعم عشق میداد" خب امیدوارم این دفع که میای حداقل یه نظر بدی
و اگر هم که نه دیگه سه نقطه
:-/
مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۳۳
من هر وقت میام واسه شما نظر نمیذارم ؟!
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۱۶
نظر ؟!
نه هیچ نظری او شما نیس !
مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۱
2 تا نظر دادم توی وب شما ! مگه میشه ؟!
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۲۰
سلاااااام
با چند روز تاخیر  
روزت مبارک دکترررررر  امیدوارم همیشه خوش باشی 
از کل تابستان متنفرم  از شهریور بیشتر از بقیه ما های تابستان متتفرم مخصوصا روز تولد خودم که تو شهریورهستش
وااااااییی منم دقیقا  کتاب هام رو میزاشتم تو کیفم و پرت میکردم ته انباری

بجاش  دوچرخه ام  رو میاوردم 
واااای چقدر هوای دوچرخه بازی کردم  (من برم دوچرخه سواری)
جالب این جا بود همیشه با پسرا مسابقه میدادم و برنده میشیدم 

البته من هنوز هم دوچرخه سواری میکنم 

هنوز هم مسابقه میدم 

هنوز هم برنده میشم 

ببخشید با تاخیر روز پزشک رو تبریک گفتم
به هرحال بازم تبریک میگم


مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۱۰
خوش به حالت ! من که دوچرخه ام رو همون موقع ها فروختمش رفت ...
ممنون ، لطف داری ...
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۰۲
خدایااااااااااا نه! من نمیخوام مهر بشه!
من هنو هیچ جایی نرفتم!هیچ کاری نکردم!من هنو خیلی جوونماااا...اصن من از این سه ما مهر ابان اذر متنفررررررررررررم!همش افسرده ام بخدا :(
مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۰۹
منم همینطوریم :| لامصب نه استفاده ای کردم و نه خوش گذروندم :(
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۳۷

اگه دوچرخه ات رو داشتی الان نمیتونستی ازش استفاده کنی

باید دوچرخه جدید میگرفتی



مسعود
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۴۱
نه اتفاقا برام بزرگ بود !
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۰۲:۴۹
خخخخ حالا همون دو تا نظر تازه الان از راه رسید خخخ تصادف کرده بود :(
مسعود
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۱۲
جدی ؟ :))
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۱۹:۳۴
ااا مگه دوچرخه ات چند بود؟؟؟ 
 اگه بود دوچرخه ات برای تو بزرگ نبود تو برای دوچرخه بزرگ بودی

مسعود
۰۴ شهریور ۹۴ ، ۲۱:۰۷
سایزش 24 بود فک کنم :)) آره پام به زور میرسید به رکاب !
۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۱۵
سلام دکتر خسته نباشی اگر وقت کردی به وبلاگ من حقیر هم سری بزن.خیلی ممنون
مسعود
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۷
سلام عزیز . چشم حتما ...
۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۱۱
همیشه تابستونا همین جورین! >_<
مسعود
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۰۶
آره لامصب :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">