کلاس های بی هیجان تجهیزات پزشکی ...

  • دوشنبه ۱۸ ارديبهشت ، ۰۰:۱۸ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۰۵ بازدید

شما فکر کن هر روز ساعت هفت صبح بیدار شی بری سر کار تا 3 بعد ازظهر ، بعد از اونجا سریع خودتو برسونی به کلاس های تجهیزات پزشکی و یه جوری تایم رو تنظیم کنی که 4 اونجا باشی . 4 ساعت سر کلاس باشی و هشت راه بیافتی به سمت خونه و 9 برسی ! 9 هم یه سُک سُک کنی خونه و بری باشگاه تا 11 . جونی میمونه واست ؟ رمق و حسی میمونه ؟ نه نمیمونه دیگه ! من نمیدونم کدوم آدم روان پریشی اولین بار گفت آدم های موفق از تک تک لحظه های زندگیشون استفاده میکنن ؟ مگه یکم بیشتر خوابیدن و شروع کردن روز از ساعت 10 چه مشکلی داشت که مثل خودشیرینا رفتن کردنش 7 ؟ نکنین آقا ! بخدا من همش سر کلاس خوابم و سوژه خاص و عام شدم . همه میگن خرس قطبی اومد . باورشونم نمیشه من یه راست از سر کلاس میرم اونجا و چقدر خسته ام .. تازه میشینن راجع به یه سری مباحث به درد نخور حرف میزنن که شما بخوای نخوای خوابت میبره . این روند هر روز شنبه تا چهارشنبه و به مدت 3 هفته هم ادامه داره .. چه غلطی کردیم به بابا گفتیم ما میشیم ناظر فنی شرکتت و از مدرکمون استفاده کن . بیا ، حالا خر بیار و باقالی بار کن ...

تعداد نظرات این پست [ ۱۷ ] است ...

۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۳۴
(((-: اوف کاش ساعت ده روزمون شروع میشد یازده هم تموم میشد بقیشم همش میخوابیدیم
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۵
وای چقدر خوب میشد :(
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۵۲
کلا تلاش سخته...
منکه ترجیح میدم همش بخوابم...!!! 
اصلا هم ربطی به شیرازی بودنم نداره!
ولی مجبوریم تلاش کنیم.
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۵
من هم همین علاقه رو دارم :))
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۰۰
وای وای من می فهمم ببین یعنی این قدر دیگه جنازه ام کلاس های ٨ صبح و که مجبورم ٦ از خونه برم و نرفتم استاد گفته حذفم می کنه باید برم التماس کنم 
فشار انتخاباتم هست من بعضی شبا ١ می رسم خونه! از اون ور شونصدتا کنفرانس و تحقیق نکرده دارم 
بعد یادم افتاد یه فیچر عکاسی هم با موضوع مستند اجتماعی باید اخر ترم تحویل بدهم 

مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۵
از عکاسی مستند خوشم نمیاد :دی :|
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۰۳
خوابیدن هم همون استفاده کردنه دیگه :D
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۳
اینم میشه :))
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۴۵
من برنامه های شلوغ رو دوس دارم، آدم وقت نمیکنه به بدبختیاش فک کنه ولی خب بزنامه شما زیادی سنگینه:))
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۳
اتفاقا این برنامه ها نشون میده چقدر بدبختیم :))
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۱۱
به نظرم اون کسی که اولین بار اثبات کرد هفت ساعت خواب برای بدن ضروریه توی محاسباتش اشتباه کرده بوده. یحتمل یک انتگرال رو اشتباه گرفته وگرنه جواب درست نزدیک9 ساعت خوابه :d

مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۳
کاملا موافق :))))
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۴۶
هر کی به حالی مشغول. 
حق داری، درس خوندن در کنار شاغل بودن نامیزونه، 

اندکی تحمل میباید، دکترا !
میشود روزی همین فردا تو را
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۰۱
واقعا هم اندکی تحمل لازمه ...
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۰
خرس قطبی:)))))))
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۵۵
:| :))
۱۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۵۵
خدا به دادت برسه... من که قاطی کردم  XD
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۵۴
خودم هم قاطی کردم دیگه :((
۱۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۱:۵۲
علاوه بر کلاس و امتحان و هزار زهرمار از این دست که بعضیاش شیرینه و بعضیاش مزخرف، تو یه کتابفروشیم میرم مثل شما کار میکنم ولی از مدرکم استفاده نمیکنن :)) تازه سرماه از بس کتاب برمیدارم میبرم، از اون چندرغازی که میخوان بهم بدن اونقدری میمونه که تهش میتونم فقط پس اندازش کنم که دلم نسوزه و بگم همونم پس انداز شد و من چقدر خوبم. باشگاه هم یه مدته که کلا نمیرم. واسه سیم کش یه لحظه جو قدر قدرتی منو گرفت، از پایین گرفتم کشیدمش، پشت بازوم کشیدگی پیدا کرد در حدی که کبود شد و مجبور شدم برم دکتر بگم بیا اینو خوبش کن. یه استراحت چند ماهه دادم به خودم و از شرش راحت شدم میدونی؟ :))
+ آقا اون البته سُک سُک نوشته بشه یه مقدار بهتره :)))))) بابا اصلا ساک ساک نیستا :)) اشتباه میزنی داداچ :))
مسعود
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۸
شما پس در وضعیت ایده آل استراحی تفریحاتی به سر میبری :دی
نه من باشگاهو باید برم که اگر نرم چربی ها لایه لایه میاد دور کمرم :دی
اااا راس میگی هااا ! ساک ساک چی بود نوشتم :))
۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۳۸
الان دقیقا چی شد؟؟؟
شما وقت شام خوردن هم دارین؟؟؟
خدا ب دادت برسه دکتر ولی خوبه ها ادم فعال باشه حس خوبی بهش دست میده توام بهش دست بده 
مسعود
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۶
والا یه چیزهای تو راه میخوریم :دی
آره ولی باید زندگی هم بکنه دیگه :(
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۲۴
سلاممم
یه سوال بی ربط به پستتون و پوزش از این بابت.
شما پزشکین؟
اگه هستین یه سوال راجع به رزیدنتی داشتم.

مسعود
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۱۵
سلام .
خواهش میکنم .
خیر :)
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۴۰
تا استفاده از وقت رو چی معنی کنی، والا بعید نیست آدمای موفق بعد 4 ساعت کلاس، یا 4 ساعت کار، مثلا دو ساعت فیلم دیدن... :/
مسعود
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۱۱
اگر جونی باشه :(
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۵۶
شبیه این موقعیت و داشتم و بعد مدتی خیلی شیک استعفا نامه رو رسوندم دست پدر 
منم همچین شرایطی دارم و گاهی حتی شبی فقط دو سه ساعت خواب اون دو سه ساعت خواب و هم فکر کنم باید اهدا کنم به تصمیم جدیدم 
من که یه وقتهایی آرزو میکنم توان فتوسنتز داشتم و غذا خوردن وقت نمیخواست تو زمان صرفه جویی میشد 
😕
مسعود
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۴
واقعا خسته کننده میشه بعضی جاها و آدم درجا میزنه ...
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۱۱
سلام 😊
در جوابی ک  به کامنت مهدیس  دادین ی سوال برام پیش اومد. شما پزشکی نخوندین،؟اخه خاطرات اتاق عملو تعریف کردین و چن تا خاطره دیگه ک ب پزشکی مربوط میشه 
مسعود
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۳۱
منظور من جواب به اطلاعات رزیدنتی بود ...
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۲۴
الان ب درجه ای رسیدم که هفت بیدار شدن برام موهبته_-_
کنکوری جماعت یک میخوابه
قبل خروسا پامیشه قوقولی قوقول میخونه
یکی از فانتزیام اینه ک برم باشگاه..دانشگاه..سرکار..
مسعود
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۲۶
واقعا که سال مزخرفیه میدونم ...
۲۸ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۳۷
یه لحظه اومدم کامنت بزارم شما مگه پزشک نبودی دیدم یکی دیگه هم پرسیده
کلا یه سری ادم کنجکاوووو دور هم جمع شدیم دی:)

مسعود
۰۶ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۳
واقعا :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">