کارمند بانک ...

  • چهارشنبه ۲۴ تیر ، ۱۶:۴۹ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۸۰۶
امروز صبح رفته بودم بانک تا چندتا چک رو بخوابونم به حساب که بعد از نیم ساعت نشستن نوبتم شد و رفتم پشت باجه .
چک هارو به همراه فیش واریز و کارت ملیم گذاشتم رو به روی کارمند بانک تا کارمو انجام بده . دیدم توجهی نمیکنه و داره با موبایلش حرف میزنه . یه خورده منتظر موندم و چیزی نگفتم بهش چون بالاخره پیش میاد برای هر کسی ...
بعد از ده دقیقه چک هارو برداشت و گذاشت جلوش و هنوز گوشیش دستش بود و داشت صحبت میکرد ! یه خورده با برگه ها بازی کرد و بالاخره مشغول وارد کردن اطلاعات تو سیستمش شد . یه جمله به آقای پشت تلفن میگفت و یه عدد و رقم رو وارد میکرد ! منم دیگه صبرم تموم شد و گفتم آقای محترم چک هارو بده به من میرم یه باجه دیگه انجام بده شما هم تا صبح صحبت کن ! حرفشو قطع کرد و با یه قیافه طلبکارانه نگام کرد ! انگار من داشتم با تلفن صحبت میکردم و معطلش کردم ! یه پوزخند زشت زد و گفت دارم انجام میدم نمیبینی ؟! گفتم زودتر لطفا مردم کار دارن اگه شما نداری ...
با کمال پر رویی تلفنش رو قطع نکرد و باز مشغول به کار شد ! چک ها رو به حساب واریز کرد و رسیدشو به من داد و گفت به سلامت ! منم گرفتم و برگشتم دفتر . یه خورده رفتم جلوی کولر تا خنک بشم که یه شماره ناشناس بهم زنگ زد ! جواب دادم و دیدم مسئوله بانکه ! گفت آقای فلانی مبلغ چکتون رو اشتباه وارد کردم اگه زحمتی نیست تشریف بیارین بانک ! اینو که گفت خونم به جوش اومد ! گفتم دارم میام .
کلی تو آفتاب رفتم تا رسیدم به بانک و پرسیدم مشکل چیه که کارمنده به ظاهر محترم گفت به جای 300،000،000 ریال من 300،000 به حساب واریز کردم ! شما یه فیش دیگه بنویس بقیه اش رو بریزم !
تو چشماش نگاه کردم گفتم شما مدرک تحصیلیت چیه ؟ به نظر خودت کسی برای 300 هزار ریال یا همون 30 هزار تومن چک میکشه ؟ کی شمارو اینجا استخدام کرده ؟ با کمال پر رویی جواب داد اشتباه واسه آدمیزاده دیگه ! گفتم آره ولی نه واسه کارمند بانکی که مردم اعتماد کامل دارن بهش !
عذرخواهی کرد و ما بقی مبلغو به حساب واریز کرد ...
واقعا آدم میمونه از کار بعضی ها ! کاش یکم به جای ادعاها پوچ و توخالی وجدانه کاری داشتیم ...
پی نوشتـــ :
احتمالا تا یکشنبه نیستم و چند روزی میرم سفر ...

تعداد نظرات این پست [ ۲۷ ] است ...

۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۳
آپــــــــــــــــــــــــم
سر بزن
اومدی نظر یادت نره ها
مسعود
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۲
چشم ، سر میزنم ...
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۲۰
عجبااا!!!!!!!!!!
مسعود
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۷:۵۵
واقعا عجبا !
۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۰:۵۳
تا بوده همین بوده، تو ایران هر موسسه و اداره ای بری،کارمنداش طلبکارن شما بدهکار 
، ولی اگه کارمند بیمارستان باشی هر جور حساب کنی شما بدهکاری،طرح تکریم ارباب رجوع،..
حال آدم بد میشه
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۸
هستیم متاسفانه ! البته کارمند بیمارستان نه ولی تو کادر پزشکی بودم میدونم چی به چیه !
۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۴:۱۹

کاش میشد بزنم تو دهنش :)

مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۶
کاش میشد ! خودم میزدم ! با پشت دست !
۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۵:۵۲
منم یه بار رفتم بانک و نوبت گرفتم . 2نفر جلوتر از من بودن . اما همین 2نفر 45دقیقه طول کشید تا کارم انجام بشه . بعد از اینکه کارم تموم شد رفتم به رئیس بانک گفتم : اگه پت و مت رو استخدام میکردید بهتر کار ادم رو راه می انداختن تا این کارمنداتون.
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۶
گل گفتی واقعا صمد آقا :))
۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۸:۵۱
بیشتر اینا با پارتی اومدن سرکار
همین میشه دیگه
آدمهای مغرور و پر مدعا
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۵
واقعا ! از همین اعصابم بهم میریزه دیگه !
۲۵ تیر ۹۴ ، ۲۲:۱۳

حالب بود

مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۵
حالب بود بله :دی
۲۵ تیر ۹۴ ، ۲۲:۲۹
داغونا بابا

مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۵
بله همینطوره :دی
۲۶ تیر ۹۴ ، ۱۵:۳۶
لازم بود بهش بگی بخوابونم دهنت خخخخ
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۲
لازم که بود ولی روم نشد :دی
۲۶ تیر ۹۴ ، ۲۳:۰۸
عجـــــــب!!!
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۲
واقعا عجب !
۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۶

عید سعید فطر بر شما مبارک باد

و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام

منتظر نظر شما برای حتما بخونید هستم



مسعود
۱۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۴
چشم ، حتما سر میزنم ...
۲۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۰۷

عید سعید فطر بر شما مبارک باد

و چقدر سخت است , که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام

منتظر نظر شما برای حتما بخونید هستم



مسعود
۱۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۴
چشم ، حتما سر میزنم ...
۲۷ تیر ۹۴ ، ۲۱:۰۴
عیدت مبارررررررررررکککککک نماز روزهاتون قبول
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۲
ممنون زینگولی جان ، همچنین ...
۲۹ تیر ۹۴ ، ۱۲:۵۵

سلام.

متاسفانه همین هست . و شما باید تشریف می بردید پیش رئیس بانک و بهشون می فرمودید که کارمند ابله شما به جای رسیدگی کار من مانند خاله خان باجی های گوشه حمام زنانه شش ساعت با موبایلش صحبت می کرد و اصلا حواسش به ارباب رجوع نیست . مبلغ چک من رو اشتباه وارد سیستم کرده. اینجا مخابرات هست یا بانک؟ حداقل با این کار رئیس بانک متوجه بشه کارمند هاش مشغول چه کاری هستند .

ما اعتراض نکنیم همان کارمند بانک گمان می کند که باید این کار را انجام بدهد و کسی حق اعتراض ندارد. در اکثر کشور های پیشرفته اگر چنین اتفاقی بیفتند مطمئنا کارمند بانک به راحتی آن بانک را ترک خواهد کرد. اما خب اینجا ایران است ...

مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۱
هامون جان دقیقا موافقم باهات ولی متاسفانه مدیر نمیاد کارمندشو ضایع کنه و روابط دوستانه فراتر از کارمند و مدیر بینشون جریان داره !
مطمئنم اگر احساس مسئولیت میکرد و قرار بود از مدیر بازخواست بشه هیچوقت اینقدر بی انگیزه و پر توقع کار نمیکرد !
۲۹ تیر ۹۴ ، ۱۷:۵۶

مسافرت خوش بگذره

واقعا اعصاب خورد کنه این جور اشتباه ها واقعا کلی ادم رو ناراحت میکنه

از بانک رفتن یا کلا هر مدل کار اداری منتفرم همیشه وقتی مامانم  یه کار بانکی بهم میده خیلی شیک  از ریز کار در میریم بعدا البته یه جای دیگه جبران میکنم


مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۷:۰۰
جدی ؟ من نصف کارهام با بانکه و هر روز باید برم انجام بدم همشو !
۲۹ تیر ۹۴ ، ۲۲:۳۷
متاسفانه بعضی از کارمندهای بانک فکر میکنن حالا که استخدام شدن دیگه بقای کارشون تضمینه، یکی دوبار که سرِ این کارهاشون یه مبلغ بزرگ رو کم بیارن و مجبور بشن از جیب مبارکشون اون مبلغ رو تامین کنن ادب میشن ...
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۶:۵۹
ای کاش که اینطوری بود ! مدیر بانک به جای حمایت از ارباب رجوع میگه مشکلی داری برو یه بانکه دیگه !
۳۰ تیر ۹۴ ، ۲۲:۴۲
حالا این "وجدان کاری" که گفتی چی هست؟!
مسعود
۳۰ تیر ۹۴ ، ۲۳:۳۹
چیزه مفیدیست :دی
۰۱ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۸
جدی میگین؟؟!!
قبلا که توی یه موسسه کار میکردم اگه اتفاقی یه مشتری از دستمون ناراحت میشد و میرفت پیش رئیس شعبه بعدش رئیس میومد همه مون رو میشست میزاشت کنار! رئیس ها متفاوتن خب ...
مسعود
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۲
بله ! اصلا واسه خودم هم عجیب بود !
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۵
چقد خوبه که راحت حرفتون رو میزنین
ما بچه های شهرستان یا حداقل شهر خودم اینجوری نیستیم
متاسفانه
واسه همینم همیشه حقمون ضایع میشه و به رومون نمیاریم
مسعود
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۲۲
همیشه میگن حق گرفتنیه نه دادنی ! منم اهل شکایت نیستم ولی بعضی جاها واقعا باید اعتراض کرد تا طرف مقابل احساس نکنه شما سیب زمینی تشریف دارین !
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۶
پس دعا میکنم خدا بهت صبر ایوب بده با این بانک ها
(البته جدی میشه از زیر کار در رفت ها من زیاد از زیر کار درمیریم مشکلی هم پیش نمیاد ) این قسمت داخل پرانتز فرصا جهت شوخی بود
مسعود
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۴
فرصا = صرفا :دی
لازمه آدم هر چیزیو بلد باشه به نظر من ...
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۶
ببخشید داشتم تند تند تایپ میکردم

دقیقا این هرچیزی که باید بلد باشم منظورت اشکال املایی ام بود ؟
یا کارهای بانکی
از لحظا املای که واقعا حواسم نبود واینکه تا خواستم درستش کنم ارسال رو زده بودم ودیگه دیر شده بود
کارهای بانکی ام بلدم اعصابش رو ندارم وتازه من هنوز بچه ام وقت زیاده برای بانک رفتن
مسعود
۰۲ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۵
نه غلط املایی رو نمیگم فقط منظورم کارهای بانکی بود !
چون بالاخره یه روزی و یه جایی لازمت میشه دونستنش ...
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۱۴
شما هم مقصری که وقتی رسید بهت داده نگاه نکردی ببینی مبلغش چقدره.
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۷
کاملا موافقم ...
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۵
:-)
خاک عالم حالای بابای منم کارمنده بانکه ینی تو محل کارش بهش میگن فرفره
تو کمتر ازپنج دیقه کارمشتری رو راه می اندازه تازه اینقد سادس که کارای همکاراشم انجام میده
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۲
واقعا کم پیدا میشن مثل بابای شما ، قدرشونو باید دونست .
انشالله همیشه زنده باشن ...
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۳
خیلیم خوب نیس اتفاقا اهمیت فوق العادش به کار باعث شده ازش بدم بیاد...
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۵
از پدرتون ؟! مگه میشه ؟!
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۸
وجدان ،خیلی مساله ی مهمی هس......


خیلی مهم!
مسعود
۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۳
وجدانه کاری !!!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">