و جمعه های من اینگونه سر میشود ...

  • جمعه ۳۰ مهر ، ۱۳:۲۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۵۷ بازدید

شیرین ترین قسمت روزهای جمعه همین ده بیست صفحه ای هست که داستان همشهری میخونم . لمس کاغذ خیلی حس خوبی داره .
برایم نوشت : انگار خاطره اى بود که دیگر نبود ، حتى نشانه هایش ...

داستان های کوتاهشو دوست دارم ، کاملا میتونم خودمو جای شخصیت هاش تصور کنم ...

تعداد نظرات این پست [ ۱۷ ] است ...

۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۹
منم داستان خیلی دوست دارم 
اما هوا سرد باشه 
من تنها باشم
عصر باشه
درس هم نداشته باشم !

مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۳۰
آخ گفتی ...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۳:۲۹
همشهری داستان عالیه :) 
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۳۰
خیلی دوست داشتنیه ...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۳:۴۷
چند وقته نخوندم همشهری :(
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۳۰
بخون خوب :دی
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۴:۴۳
متاسفانه این روزا حال  بد منو حتی همشهری داستان با همه خوب بودنش نمیتونه خوب کنه.
دلم تنگ شده برای اینکه هرشب قبل خواب کتاب رو بردارم و تا جایی که میتونم بخونم بعد که خسته شدم برای چن دقیقه کتاب رو بغل کنم و در مورد مطالبی که خوندم فکر کنم و فکر کنم تا پلکام سنگین میشه اما حسش نیست...
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۳۰
نمیدونم چی باید گفت ...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۴:۴۷
یعنی در روز های دیگر هفته نمی توانید کتاب بخوانید ؟
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۳۰
فرصتش رو ندارم حقیقتا ...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۶
جمعه هاى منم که با خوندن ریاضى و عربى و زبان سر میشوند چون همگى فردا اش امتحان میگیرند -_-
و البته با مخلوط کردن کمى تمرین موسیقى براى شادى روح بین درس خواندن :)
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹
اسم عربی رو نیار که حالم بد میشه :|
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۶:۱۹
خوش بحال تون که همچین سرگرمی هایی دارید ماکه فقط درس درس درس
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹
در کنار درس میتونین کارهای دیگه هم بکنین که :دی
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۷:۱۴
بهترین مجله ای که وجود داره، و بهترین مجله ای که وجود خواهد داشت!
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۹
دقیقا !
۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۸:۱۷
من چندوقته کتاب نخوندم:(
کتاب خوب پیشنهادی دارید؟
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۸
کتاب خوب که آره :
دختری در قطار ، نیچه گریست و همین داستان های همشهری ...
۳۰ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۷
بخونیم ـش یا نه ؟! اینقدر ضد و نقیض در موردش شنیدم که خودم هم گیج شدم! :/
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۸
باید امتحان کنی ببینی با روحیاتت سازگار هست یا نه ...
۰۱ آبان ۹۵ ، ۰۰:۱۵
اصلا کیف خوندن کتاب،به همون لمس کردنشه!با گوشی حال نمیده واقعا:| 

مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۵
واقعا !
چشم هم اذیت نمیشه ...
۰۱ آبان ۹۵ ، ۱۳:۲۷
فقط جمعه ها میتونید داستان بخونید؟!:)))
مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۵
باقی روزها فرصت نمیشه ...
۰۱ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۴
رنج و درد رمانای اونوری رو دوست دارم.چون اصولا دلیل رنجاشون مزخرفه:))))

هنوزم رغبت پیدا نکردم این کتابایی که روزای زوج تو دکه می بینم رو بخرم و بخونم.

بهترین قسمت جمعه هام صبونه خوردن با عمه هامه.و شباشه.

مسعود
۰۵ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۵
بخر چون واقعا دوست داشتنیه !
من خیلی میخونم .
من هم جمعه هارو بخاطر فوتبال عصرش دوست دارم ...
۰۵ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۱
با همشهری داستان حال نمیکنم حقیقتش. تو حالمون نیس به مولا
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۱
شوما ببخش سید :دی
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۱۰
کیه که حالش از عربى بهم نخوره؟ :|
اونم تو اولین روز هفته :|
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۹
اوغ :دی
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۴
نه بابا  مدرسه ما خرهوشانه  اگه 48 ساعته هم درس بخونی کم میاری 
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۶
به به خیلی هم عالی :دی
۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۷:۴۳
همشهری داستان بی نظیره . من که هورت میکشم داستان هاش و 
مسعود
۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۲
خیلی جمع و جور و دوست داشتنیه ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">