پر رو تر از این نداریم بخدا !

  • جمعه ۱۰ ارديبهشت ، ۲۱:۵۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۷۲ بازدید

پیرو پست " وقتی ماشین بابا نصف میشود ! " و جمله خاک تو سرت با این رانندگیت ، بعد از روزها تلاش موفق شدم فرد خاطی رو پیدا کنم و راضیش کنم که برای تعیین خسارت تشریف بیاره بیمه . روز دوشنبه از اول صبح تا ساعت 11 شب باهاش تماس می گرفتم و جواب نمیداد تا اینکه آخر شب خودش زنگ زد و گفت آدرس میدم فردا بیا بریم بیمه . کلی هم نوکرم چاکرم ضمیمه اش کرد که از دل من در بیاد و با دل راضی و خوش فردا بر سمتش .
ساعت 12 شب دیدم آدرس رو نفرستاد ! زنگ زدم جواب نداد و بعد از ده دقیقه مسیج داد " سلام مجدد ! فردا ساعت 9 صبح بیا جاده مخصوص کرج ، بعد از پل ایرانخودرو ، سمت راست دفتر بیمه آسیا " . اومدم بنویسم میخوای بیام کرج نزدیک خونتون ؟ که شما هم تو زحمت نیافتی ! اصلا با ماشین بیام دنبالت شما ماشینو تکون نده که منصرف شدم . گفتم این الان منتظر یه حرکت از سمته منه تا کارو بکشه به شکایتو اذیتم کنه .
خلاصه فردا صبحش ساعت 7.30 بیدار شدم و تمام مدارک ماشین و مدارک شخصیمو که احساس میکردم مورد نیازه برداشتم و ساعت 8 حرکت کردم به سمت آدرسی که داده بود . بعد از کلی گشتن و پرس و جو رسیدم به دفتر بیمه و دیدم مسیج داد ساعت 10 تشریف بیارین ! گفتم من رسیدم قراره ما ساعت 9 بود . جواب داد من خوابم برد عذر میخوام . گفتم زود بیا من کار و زندگی دارم . رفتم تو دفتر بیمه نشستم تا ساعت شد 10.45 و آقا با کلی ناز و عشوه اومد . یه سلام علیک گرم هم باهام کرد انکار 10 ساله همو میشناسیم . گفتم میشه سریعتر بریم کاهاشو انجام بدیم ؟ من کار دارم . گفت آره بریم . رفتمی نوبت گرفتیم و متصدی باجه گفت مدارکتونو تحویل بدین . من بیمه نامه و گواهینامه و کارت ماشین و کارت ملی خودم رو دادم و رفتم کنار . یهو آقا گفت مگه گواهینامه هم میخواد ؟ من چند سال پش گم کردم هنوز نرفتم دنبالش ! تو چشماش نگاه کردم گفتم سر کاریم ؟ یا میخوای بازی کنی ؟ گفت نه داداش سر کار چیه ! سریع رفت پیش متصدیه و گفت باید چی کار کنم ؟ یارو گفت برو پلیس +10 و استعلامشو بیار . نزدیکترین مرکزش هم تهرانسره ! یه نیم ساعت با اینجا فاصله داره ! یعنی میخواستم با همین دستام خفش کنم . گفت الان میرم میگیرم میام نگران نباش ! واسه اینکه فرار نکنه بره گفتم خودم میبرمت تو راه هم یکم با هم صحبت میکنیم . سوار شدیم و راه افتادیم ؛ از اول مسیر شروع کرد از زندگیو بدبختیاش گفتن تا خود پلیس +10 ! از اینکه نامزد داره و بیکاره ! میگفت یه هزار تومنی رو زمین ببینم شیرجه میزنم روش !
وقتی رسیدیم رفت بالا و بعد از ده دقیقه با یه برگه اومد ! گفت 400 تومن جریمه دارم ! گفتم با این رانندگیت مبلغی نیست که ! زد به خنده و شوخی و سریع برگشتیم دفتر بیمه . مدارکو تحویل دادیم و  منتظر شدیم کارهای اداریش انجام بشه ، کارشناس ماشینارو ببینه و تعیین خسارت کنه . بعد از یه ساعت دیگه علافی آقا برگشت گفت میدونی چرا آوردمت اینجا ؟ واسه اینکه من آشنا دارم ! میدم هر چی خسارتش بود بیشتر بنویسه برات حالشو ببری ! گفتم مرسی از مرامت ولی من میونه خوبی با این پولا ندارم ! گفت نه تو صبر کن . رفت جلو آروم دم گوشه یارو گفت من فامیل آقای فلانیم ؛ مبلغ اینو بیشتر کن ، یارو گفت شما خود آقای فلانی هم باشی من 1000 تومن بیشتر نمینویسم ! برو رد کارت ! داداشمون هم دست از پا درازتر برگشت گفت آره امروز فکر کنم اعصابش خورده اینطوری کرد . گفتم آره مثله اینکه خیلی هم خورده !
بعد از 1 ساعت دیگه کاغذ بازی 620 هزار تومن خسارتو نوشتن و یه حواله دادن تا برم از بانک پولشو بگیرنم . این آقا هم اومد زرنگی کنه و ضایع شدنش رو جبران کنه و مارو یه جورایی گاگول فرض کنه گفت ایوووول ! 600 تومن ! خیلی خوب نوشت ! ماشین تو خرجش 400 تومن هم نیست ! یه آقایی کن و یه مرامی بذار ! بریم پولو از بانک بگیر ، 400 تومنشو بردار بقیه شو بده من تا منم ماشینومو درست کنم :| دم ازدواجمه و وضعیت مالیم خرابه ! منم که دیگه نمیدونستم از پر رویی این آقا چی بگم گفتم حله داداش تو نگران نباش ! من فرا میرم ماشینو درست میکنم هر چی اضافه موند میدم تو هم ماشینتو ردیف کن . کلی کیف کرد و گفت من شماره کارتمو مسیج میکنم . گفتم باشه و حواله رو گرفتم و بای بای !
فرداش مسیج داد آقا مسعود چی شد ؟ چقدر هزینه اش شد ؟ جواب ندادم ! چندتا مسیج دیگه داد باز جواب ندادم . زنگ زد جواب دادم ! گفت من منتظرما ! گفتم انتظار فرج خودش عبادته . او خواهد آمد ! بعدم بلاکش کردم بچه پر رو ...
یعنی چقدر بعضی ها میتونن پر رو باشن ؟ چقدر ؟ تازه آقا بعد از اینکه به من زده بود با یه ماشین دیگه تصادف کرده بود و تو مسیری که داشته میومده بیمه هم با یه ماشین دیگه . کلا فکر کنم شغلش رونق بخشی به صنعت بیمه باشه ...

تعداد نظرات این پست [ ۳۰ ] است ...

۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۰۲
چقدر پررو :| خجالت هم نمیکشه :/
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۲
نه اصلا :| :))
۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۰۳
اعصاب "خوردی" نیست فکر کنم. احتمالا "اعصاب خردی" باید باشه.
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۲
باز هم غلط املایی .
برای بار صدم باید توضیح بدم ؟
۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۱
یه مورد تصادف داشتیم، ته ته تهش براش 50 هزار تومان خرج داشت، خب؟ (من مقصر بودم) اما با لطایف‌الحیلی مأمور بیمه رو مجاب کرد که 200 تومان بنویسه و منم چون نخواستم تخفیف بیمه‌ام بپره از جیب دادم :|
یعنی رسماً دزدی کرد و نتونستم هم مقاومت کنم :|
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۱
بعضی وقتا آره نمیشه کاری کرد :/
۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۴۹
جمله انتظارفرح خودش عبادته خیلی خوب بود خخخخ
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۰
:)))
۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۱۴
عَجَب کسی بود :| من جا تو بودَم جف پا میرَفتَم تو شکمِش :/ یه مشت تو صورتِش ، چند تا لگد وُ یه کف گرگی :|
فَقَ حیف که دعوایی نیسَم :|
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۱
اگه میرفتم تو شکمش به پولم نمیرسیدم عزیز جان :دی
سیاست داشته باش :دی
۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۳۰
خدا خوبش کنه !
بابای من هیچ وقت به برادرم نمیگه خاک تو سرت با این رانندگیت ، ولی نگاهش به مراتب حرفای خیلی بد تری میزنه :دی

مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۰
نگاه بدتره بابا :))
۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۵
فکر کنم ایشون روی پر رو رو هم کم کرده :/
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۰
واقعا :| :/
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۰۲
ما همیشه از خودمون میپرسیم چرا طرفمون پرروعه.بیا درکش کنیم.
توی سختی نبودن،درک کردن یه سری نکات ظریف و فکر نکردن بهشون باعث میشه پررو شن آدما 
دلم میخواست قدرت اینو داشتم که این یه مورد"درک" رو تو بقیه زیاد کنم.
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۷
من دقیقا منظور کامنتت رو نفهمیدم :دی
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۰۵
خاک تو سرت با این رانندگیت : دی
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۶
اینم حرفیه :دی
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۲۲
پوووووف چیگد پررو واقن:| من جاتون بودم نمیدونم چطور برخورد میکردم!شاعد همونجا میزدم دخلشو میاوردم:/
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۶
خوب اینطوری به پولم نمیرسیدم :دی
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۰۷

خخخخخخخخخخ باحال بود

ینی پرروترازاو ندیدم

مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۷
خیلی !
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۱۰
متاسفانه این آدم ها به صورت قارچی در حال رشد هستند. تازه این مورد خیلی پیشرفته نبوده. یک مورد پیشرفته ش می تونست دقیقا یه تومن غیر از اون 600تومن هم بطور کاملا قانونی از شما بگیره :|.
واقعا اینا رو خدا از رو زمین ورداره! من چون خودم نیششونو خوردم می دونم چه آدمایین نمیشه حتی توی یکی دو سه چهار پست تشریحشون کرد. :)))
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۵
نمیتونست چون من نمیذاشتم .
کاملا به قوانین این مدلیه بیمه آشنام !
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۲۳
خخخخخخ 
بسی خندیدم 
کلا آزار داشته فک کنم چقدم پروو بوده خخ
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۴
:))
م
۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۳
خخخخخ اون قسمت که گفت میگم بیشتر بنویسه یاد فیلم "قندون جهیزیه" افتادم. تو اون فیلم هم طرف وسایل خراب قالب ملت میکرد بعد میگفت وضع مالیم خرابه!
بازم خوبه یکم حالش رو گرفتی وگرنه طرف فک میکرد خیلی زرنگه!
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۳
ندیدم فیلمشو باید ببینم حتما !
اره من از اون ... :))
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۲۰
آقاهه یکی از بندهای "پ" داشت:)))
امان از این موجود دو پا
بند پ: پول،پارتی،پررویی،:||||
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۲
چقدرم بند پ جواب داد :))
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۱۹
خخخخخ ماشـــــــــــــــــآلااااااااااااااا
این دیگه کی بوده
:|

مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۱
والا منم نفهمیدم :))
۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۴۸
سلام اذرس وبلاگم عوض شده دیگه توی childhood نمینویسم

مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۹
آوابلاگ ؟!
۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۴۹
وای خدایا.. عجب شخصیتی!!!!
بیچاره نامزدش.


خیلی خیلی جالبه که آدم اینننننقدر پررو باشه.
اون آدمه هم خیلی خوب ضایعش کرد. خوشم اومد :)
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۹
آره قیافه اش دیدنی بود !
نامردشم قائدتا مثل خودشه دیگه که پسندیدتش :دی
۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۵۲
عجب!!!
بلاک کردن خوبه:)
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۸
خیلی :))
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۰
 وواییی...چقد حال کردم خوندم.
یکم اذیتش میکردی بابا.سوژه بودنش بیشتر از ی پست و ایناس.:))))
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۸
نه بابا بنده خدا دنبال داستان بود ...
۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۳۵
بااجازتون این افتخار نصیبم شد اسم وبتون وبلاگمو منور کنه ..:)
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۷
چقدر تحویلم گرفتین شرمنده شدم بخدا :دی
۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۱۷
رونق بخشی به صنعت بیمه حسابی به قیافه خوابالوم لبخندنشوند چه ادم با سیاست و باحالی هسی شما! من بودم انقد نق میزدم یارو صد بار بهونه جور کرده بود پدر در بیاره 
کلا احساس میکنم مسعولیت دارم تمام انسان های دنیارو با تذکر لسانی مستقیم و در لحظه ویرایش کنم نکه خودم نسخه اصلی و تصیفه شده ی کارخونم:دی

ساعت خوابم رد شده حالم خوش نی:دی
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۶
کاملا مشخصه :دی
همیشه آرامش و سیاست جواب میده ...
۱۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۴
من هنوز تو فکر این هستم که چرا دو تا از کامنتهام را تایید نکردی؟! xD -_-
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۶
دیر جواب میدم کامنت هارو داداش من تایید نشده نمیذارم چیزی رو ...
۱۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۰۰
درسته ولی بایدیادگرفت که چجوری گذشت.
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۵
میگذریم ...
۱۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۰۱
پررویی بعضیاحدنداره.
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۶
بخدا :|
۱۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۲۷
آقا چقدر پر رو ... مگه داریم ، مگه میشه ؟!
مسعود
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۰۵
نه داریم واقعا ؟ :|
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۵
منظورم این بود خودتو جای طرف بذاری.
یا سعی کنی بفهمی چرا این اقاهه پروعه.
درک کردن:)

مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۱
تنبلی و سواستفاده !
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۴۳
این پررویی نیست
بعضی از مردم ما متاسفانه مفت خوریو یاد گرفتن حالا به قیمت از دست دادن غرورشون یا هرچیز دیگ
با این ادما باید یه جوری برخورد کرد ک فک نکنن زیاد خوش ب حالشونه
بهش میگفتی کسی که انقد محتاجه ک به هزارتومن رو زمینم رحم نکنه تا لنگه ظهر نمیخوابه و منتظر نمیمونه دری به تخته بخوره
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۸
این هم یه دیدی نسبت قضیه اس !
کاملا باهات موافقم ...
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۱۸
خوب شد نگفت اون چک رو به عنوان قرض به من بده بعد از عروسی  خورد خورد بهت بر میگردونم!!!!!!
مسعود
۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۳
یکم دیگه رو میدادم میگفت :))
۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۶
شک ندارم چیزی رو اون پول گذاشتید برای تعمیر ماشین تازه مثل اولش هم نمیشه عمرا 
الان جای دو نکنه برای اخرین قسمن این نظر خالیه
یکی تعریف پدر از رانندگی شما خخخ 
یکی هم داغ دل تازه کردن از سمت بنده بابت مثل اولش نمیشه :|
مسعود
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۳
کامنتتون داغ دلمو دقیقا تازه کرد :)) :|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">