نوید میدهند این مرز دار جوانان را ..

  • يكشنبه ۲۳ شهریور ، ۱۱:۳۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۰۴ بازدید

و آن روز که حسنک را بر دار کردند ، استادم ، بونصر ، روزه بِنَگشاد و سخت غمناک و اندیشه مند بود چنان که به هیچ وقت او را چنان ندیده بودم . می گفت :« چه امید ماند ؟ » و خواجه احمد حسن هم بر این حال بود و به دیوان ننشست .
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند ، چنان که پای هایش همه فروتراشید و خشک شد ، چنان که اثری نماند تا به دستوری فروگرفتند و دفن کردند ، چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست ...
#نوید_افکاری

تعداد نظرات این پست [ ۴ ] است ...

۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۱:۵۳

گردنی که برای دارشون می‌خواستن، به این راحتیا خونش پاک نمی‌شه... :(

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۹
هی ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۳۵

شما الان از نوید افکاری حمایت کردید!؟

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
خیر بنده از کسی حمایت نکردم چون نمیدونم داستان چی بوده ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۳۸

خوب میشد اگه رضایت میگرفت اما مجازات قتل قصاص هست

 

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
درسته ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۶:۱۶

- و شبانه دفن کردند، چنان که کس نداند که گورش کجاست تا مردمان بر مزار او گرد نیایند!

:((

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
خدایش بیامرزد ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">