نوید میدهند این مرز دار جوانان را ..

  • يكشنبه ۲۳ شهریور ، ۱۱:۳۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۸۵ بازدید

و آن روز که حسنک را بر دار کردند ، استادم ، بونصر ، روزه بِنَگشاد و سخت غمناک و اندیشه مند بود چنان که به هیچ وقت او را چنان ندیده بودم . می گفت :« چه امید ماند ؟ » و خواجه احمد حسن هم بر این حال بود و به دیوان ننشست .
و حسنک قریب هفت سال بر دار بماند ، چنان که پای هایش همه فروتراشید و خشک شد ، چنان که اثری نماند تا به دستوری فروگرفتند و دفن کردند ، چنان که کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست ...
#نوید_افکاری

تعداد نظرات این پست [ ۵ ] است ...

۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۱:۵۳

گردنی که برای دارشون می‌خواستن، به این راحتیا خونش پاک نمی‌شه... :(

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۹
هی ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۳۵
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

خیلی اتفاقی با وبلاگتون اشنا شدم ینی داشتم رد میشدم 

چندتا مطلب خوندم که خیلی بدردم خورد کلی حال کردم خدایی دمتون گرم 

**** *** ***** *** ** ***** ***** *** ** ***** **** ***** ***** *** ****** ***** *****  **** ******* *** **** **** **** ** **** ****** ** *** ******* ***** **** ********************
مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۰
تبلیغات جالبی بود :/
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۳۵

شما الان از نوید افکاری حمایت کردید!؟

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
خیر بنده از کسی حمایت نکردم چون نمیدونم داستان چی بوده ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۳۸

خوب میشد اگه رضایت میگرفت اما مجازات قتل قصاص هست

 

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
درسته ..
۲۳ شهریور ۹۹ ، ۱۶:۱۶

- و شبانه دفن کردند، چنان که کس نداند که گورش کجاست تا مردمان بر مزار او گرد نیایند!

:((

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۸
خدایش بیامرزد ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">