مهمونی عجیب من در لندن !

  • دوشنبه ۱۸ تیر ، ۱۶:۲۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۹۹ بازدید

مهمونی عجیبی بود ، روی پشت بوم یکی از ساختمون های بلند لندن بود . نمای اتاق ها شیشه بود و یه استخر بزرگ هم جلوش بود که پر از مهمون های زن و مردی بود که درینک ( بخونید نوشیدنی ! ) به دست داشتن با هم خوش و بش میکردن . من هم نشسته بودم رو یکی از صندلی های کنار استخر و داشتم درینک میزدم و مهمون هارو برانداز میکردم . همه چیز خوب داشت پیش میرفت که برق های کل شهر رفت . همه جا ساکت شد و همه مات و مبهوت تو تاریکی سر جای خودشون ایستاده بودن . یه لحظه دستم رفت سمت جیب شلوارم و دیدم گوشی های موبایلم نیست . با سرعت دویدم توی ساختمون و رفتم سمت میز اُپن آشپزخونه . یه آقای ق بلند رو دیدم که چهارتا موبایل دستش بود و داشت فرار میکرد . دویدم دنبالش و چند متر جلوتر از نقطه فرارش از پشت گرفتمش . چسبوندمش به دیوار و گوشی هارو از دستش گرفتم . تو همون تاریکی بلند داد زدم اینجا دزد هست مراقب گوشی هاتون باشید . مراقب کیف پول و لوازم گرون قیمتتون باشید . همه ترسیده بودن و شروع کردن جیغ و داد کشیدن . هر کسی میدوید به سمت یکی دیگه و خلاصه بلبشویی شده بود . من هم تو اون تاریکی با چهارتا گوشی که یادمه یکیش بالای 30 میلیون میارزید مهمونی رو ترک کردم . وقتی رسیدم پایین ساختمون و به خیال اینکه پول خوبی به جیب زدم دیدم چشمم به سمت راست شکمم خورد . خشکم زد ! یه چاقوی ده سانتی تا نزدیکای دسته اش تو شکمم فرو رفته ! ولی کی ؟ کجا ؟ چرا دردی رو حس نکردم من ! تو همین فکرا بودم که از شدت خونریزی بی حال روی زمین افتادم و با صدای بابا که میگفت پاشو پسر روز تعطییلی برو برامون نون تازه بگیر از خواب بیدار شدم . همه جارو گشتم ولی دیدم واقعا خواب بوده و خبری از چهارتا گوشی گرون قیمت تو خواب نبود . سرتون رو درد اوردم کاش همون اول گفته بودم همه ماجرا رو امروز تو خواب دیدم :دی

تعداد نظرات این پست [ ۶ ] است ...

۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۲۶
فک کردم دیکه آقا سر به هوا نداریم :(
مسعود
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۲۸
نه هم همیشه هستم در خدمتتون :))
۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۱
از همون ابتدا که خوندم متوجه این شدم که دارم محتویات داستانیِ یه خواب رو میخونم؛ آخه حسش بهم منتقل شد چون خودم هم از این خواب ها می بینم (:
ولی الحمدلله که خواب بود از این جهت که سالمید -هرچند خبری از حالتون چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی ندارم؛ حالتون خوبه ان شاءالله؟- و امیدوارم که به اون گوشی های گرون قیمت برسید ((:
مسعود
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۵۸
حالم که خوبه ولی خیلی نه چون اون گوشی ها تو خواب بود :(
۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۲:۴۲
سلام آقای سر به هوا :)

شما رو دوستانِ بیانی به من معرفی کردن و گفتن که توی عکاسی صاحب نظرید گویا :) 
من تازه کلاس عکاسی رو شروع کردم، و برای انتخاب دوربین یکم مشاوره نیاز دارم! خودم نظرم روی D5300 نیکون هستش. و البته میخوام دوربینم خیلی هم آماتوری نباشه و تا چندین سال حداقل بتونم ازش استفاده کنم.
میخواستم ببینم پیشنهادِ شما برای شروع چیه :) 
+ تا حدود 5 میلیون هم میتونم بودجه جور کنم D:
+ خیلی تشکر پیشاپیش :)

+بعدا نوشت! : یادم رفت تیکِ خصوصی رو بزنم :|
مسعود
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۸
سلام عزیز ..
لطف دارن دوستان ..
من در خدمتم . والا من خیلی با نیکون سر و کار ندارم و بیشتر تمرکزم روی کنون هست ..
میتونید تو نقد و نظرات سایت دیجیکالا از کسایی که دوربین خریدن کمک بگیرید ..
۲۵ تیر ۹۷ ، ۰۳:۳۱
سلام قلم خوبی داری


به وب منم سر بزن داسان های خوبی هست بخون

مشتاقم به دیدار
مسعود
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۵
سلام .
چشم ..
...
۲۵ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۸
نمیگفتی هم مشخص بود! 
مسعود
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۵
نه خیلی ها :دی
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۳۱
هدر عوض شده ! چه خوشگله
مسعود
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۵۸
قابل دار نیست ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">