logo

معرفی کتاب ؛ داستان های کوتاه ادگار آلن پو

نمیدونم تا چه حد داستان کوتاه و رمزآلود و به قول خود نویسنده یعنی آقای ادگار آلن پو سرنوشت های سیاه رو دوست دارین ، من که به شخصه عاشق نوشته هایی هستم که زود سرانجامشون مشخص میشه و تو خلاصه ترین حالت به پایان میرسن . داستان های کوتاه ادگار آلن پو مجموعه خوبی از نوشته های جمع و جور و پر باره که میتونه برای یه بعد از ظهر پاییزی به انضمام یه لیوان چایی تفریح مناسبی باشه . تو خریدش شک نکنید ...
مقدمه کتاب به قلم نویسنده : عجیبترین و در عین حال ساده ترین داستانی را که هم اکنون می خواهم بنویسم ، نه توقع دارم و نه تقاضا می کنم کسی باور کند . اصلا باید دیوانه باشم که چنین توقعی داشته باشم ، در حالی که مشاعر شخص خود من شواهد را رد می کنن ...
نقدی بر نویسنده کتاب : وی استاد نوشتن داستان کوتاه بود . از ادگار آلن پو به عنوان بنیان‌گذار داستان کوتاه امروزی یاد می‌کنند . داستان‌های کوتاه وی ، نوعی از قصه‌های کهن بود که در زمینه‌های وحشت ، انتقام و حوادث مهیب و هولناک بازآفرینی شده و گسترش یافته بود .
ادگار آلن پو تأثیر چشمگیری بر ادبیات پس از خود گذاشت و از بنیانگذاران داستان کوتاه به مثابه یک فرم ادبی و همین‌طور از بنیانگذاران گونه‌های پلیسی ، علمی‌تخیلی و وحشت شمرده می‌شود . نویسندگان و شاعرانی نظیر والت ویتمن ، ویلیام فاکنر ، هرمان ملویل و ری بردبری ، و در فرانسهشارل بودلر ، شاعر بزرگ فرانسوی که آثار او را به فرانسه ترجمه کرد و استفان مالارمه ، و همین‌طور اسکار وایلد ، آلدوس هاکسلی ، فئودور داستایوسکی ، خورخه لوئیس بورخس و توماس مان از او تأثیر گرفته‌اند . چهرهٔ هولناک و همیشه حاضر مرگ و احساس گناه گریز ناپذیر قهرمانان پو ، پیش درآمدی است برای آنچه بعدها داستایوفسکی در جنایت و مکافات تکامل می‌بخشد . پو ، بینشی ژرف به درون ( گمراهی ذهنی ) پدید می‌آورد که نشان می‌دهد مرز میان عقل و جنون چه اندازه باریک است . کشمکش همیشگی میان دو نفس درونی که در داستان « ویلیام ویلسن » آشکارترین نمود را می‌یابد ؛ آنچه که روانشناسی نوین « شخصیت دوپاره » می‌خواند .

پی نوشتـــ :
اگر فرصت خرید از کتاب فروشی هارو ندارین میتونین از سایت انتشارات نگاه آنلاین سفارش بدین .

تعداد نظرات این پست [ ۱۶ ] است ...

۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۶
مشتاق شدم برای خوندنش...سعی 
میکنم در اولین فرصت تهیه اش کنم.
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۱
کتابه خوبیه ارزششو داره ...
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۱۳
داستان زیبایه😃مرسی از معرفی😊
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۰
خواهش رفیق ...
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۲:۳۷
عالیه - متشکر از برای معرفی
حتما تهیه میکنیم
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۹
مخلصم رفیق ...
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۱
من که انقدر سرم شلوغه که وقت  کتاب  خوندن ندارم
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۹
دست شما درد نکنه :دی
۰۶ آبان ۹۵ ، ۱۴:۴۱
به لیستم اضافه شد.
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۶
خیلی هم عالی ...
?
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۶
من کتاب صوتی جنایات و مکافات دانلود کردم ولی رو گوشیم نمیخونه
شما نمیدونید چرا؟؟؟
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۴
فرمتش چیه ؟
۰۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۴
ممنونم بابت فونت خیلی بهتر شده
یعنی دیگه خوبه.
++کتاب های با سرنوشت سیاه رو دوست ندارم
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۴
خداروشکر که بالاخره مشکل فونت وب ما حل شد :دی
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۱:۱۰
اخ جون کتاب:)
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۴
قابل نداره :دی
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۱:۱۱
فعلادارم کتاب (ورونیکا تصمیم می‌گیرد بمیرد)رومیخونم اگه خوب بودخبرمیدم بخونید:)
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۴
دست شما درد نکنه مرسی :دی
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۷
ممنون بابت معرفی :)
مسعود
۰۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۲
خواهش عزیز ...
۰۹ آبان ۹۵ ، ۰۰:۱۵
چ جالبهههههه
لینک دانلودش نیس😆😆😆؟؟
مسعود
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۳
نه دیگه در اون حد امکانات نداریم :دی
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۰:۴۷
خیلی هم عالـــی
منم طرفدار اینطور داستان ها مخصوصا فرانسویاش هستم:)
ممنون بابت معرفی
مسعود
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۳
خواهش رفیق ...
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۶
داستان کوتاه ^_^
ممنون بابت معرفی:دی
مسعود
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۸:۰۰
خواهش عزیز ...
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۲:۴۸
در جواب خانوم شمیم من اون کتاب و خوندم :)
خوبه به زندگی امیدوار میشی آخرش :))))
مسعود
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۷:۵۵
جدی ؟ اگر نا امیدیه معرفی نکنید من همینطوریش امید به زندگیم صفره :))
?
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۸:۳۱
نمیدونم
سر در نمیارم
:-((
مسعود
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۲۱
:/
۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۳۹
سلام مجدد دکتر جان
من هم یک کتابخوار هستم مثل همه کتابخوارهای دیگر تنها تفاوت من دراینه که من تنهاترین کتابخوار دنیا هستم و جز کتاب عزیز هیچ دوست دیگری ندارم
و حالا هم بعنوان " مرد برفی " ساکن اردبیل دست دوستی بسویتان دراز می کنم امیدوارم دستم را پس نزنید البته دوستی حقیقی منظورمه نه رفاقت مجازی بدون هیچ چشمداشتی...
اگرچه می دانم شما دکتر هستید ولی من مریضی بیش نیستم اما فکر نمیکنم بیماریم مسری باشد!
بقول گفتنی :
" مائیم و نوای بینوایی  /  بسم اله اگر حریف مائی "
مسعود
۰۴ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۵۰
سلام رضای عزیز ...
کاش بیشتر از کتاب مینوشتین تا هم بخونمش هم برای خواننده های بلاگ معرفیش کنم ...
اختیار دارین شما عزیزین ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">