مرگ وبلاگنویسی فارسی ..

  • چهارشنبه ۳۰ خرداد ، ۱۴:۴۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۱۰ بازدید

شاید اگر 10 سال پیش یه سری به سرویس های وبلاگدهی فارسی مثل بلاگفا و پرشین بلاگ و میهن بلاگ میزدی با حجم زیادی از وبلاگ های شخصی رو به رو میشدی که هر روز هزاران مطلب رو منتشر میکردن . رفت و آمد تو این وبلاگ ها خیلی زیاد بود و دوستی ها و صمیمیت های مجازی رنگ و بوی دیگه ایی داشت . اون زمان ها هر کسی وبلاگنویسی میکرد کاملا نگاه متفاوتی نسبت به بقیه افرادی که از این تکنولوژی بی اطلاع بودن داشت . کاربر به سادگی و بدون داشتن کمترین دانشی از طراحی و کدنویسی یه صفحه شخصی تو سرویس های بلاگدهی ایجاد میکرد و با کلیک روی دکمه ارسال مطلب تمام احساسات ، عواطف ، درگیری های فکری و غم و شادی رو با نوشتن های محاوره ای با خواننده های وبلاگش به اشتراک میگذاشت و بعد از گذشت مدتی با تعداد زیادی کامنت از وبلاگ نویس های دیگه رو به رو میشد و همین صفحه مجازی براش حکم یه خونه امن رو پیدا میکرد .
متاسفانه امروز وبلاگنویسی فارسی نه رنگ و بوی قدیم خودش رو داره و نه به کاربر اون انگیزه و اشتیاق رو برای نوشتن میده . اینقدر دل مشغولی های زندگی زیاد شده که هر وبلاگ نهایتا یک سال دوام میاره و کم کم شروع به کمرنگ شدن میکنه تا کلا از چرخه نیاز نویسنده خارج بشه . با اومدن شبکه های اجتماعی موبایل مثل توییتر و ایسنتاگرام و پیام رسان های مختلف مثل تلگرام این خونریزی بلاگ نویسی فارسی به آخرای جون خودش رسیده و این روزها همون افرادی که نیاز به نوشتن و اشتراک گذاری احساسشون تو صفحه ایی به نام وبلاگ داشتن کانال های تلگرامی و اکانت های توییتری رو ترجیح میدن . نوشتن هایی بدون دردسر و مطمئن با مخاطب های فراوون و همچنین همیشه در دسترس . از ایجاد یه فکر تا انتشار اون توی شبکه مجازی زمانی چندین برابر کمتر از وبلگ نویسی صرف میشه و بشر امروز هم هیچ چیز مثل راحتی براش جذاب و خوشایند نیست ..

نمیدونم تا چه حد با این نوشته و دغدغه فکری من موافقین . نمیدونم تا چه حد قبول دارین که بلاگستان فارسی دیگه رنگ و بوی قدیم خودش رو نداره . یک ماه نوشتن رو تعطیل کنین و دوباره برگردین با تعداد زیادی وبلاگ متروک مواجه میشین که تا قبل از رفتنون به شدت فعال و به روز بودن . این خونریزی و به مرگ نزدیک شدن اصلا برای من که سن وبلاگنویسیم به 14 سال میرسه اصلا خوشایند نیست و پیش بینی اینکه تا چند سال آینده اسم انقراضی هارو یدک بکشیم اصلا دور از انتظار نیست ..
پی نوشتـــ :
خیلی وقت بود که تو فکر نوشتن این مطلب بودم . احساس میکردم بتونم خیلی طولانی تر بنویسم ولی انگار نه نشد . امیدوارم تونسته باشم حق مطلب رو تو همین چند خط ادا کرده باشم . واقعا به نظر شما چی شد که به اینجا رسیدیم ؟ چی شد که دیگه دست و دلمون به نوشتن نمیره . حضورمون اینجا همه موقتی و گذرا شده . چه وبلاگ های قوی و خوبی داشتیم که آخرین پستشون مربوط به سال های قبل و با یه خداحافظی ساده دل کندن از چندین سال خاطره و عشق .. این نوشته رو توی بلاگتون به اشتراک بذارین ، ممنون ..

تعداد نظرات این پست [ ۱۷ ] است ...

۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۵۸
واقعا همینطوره
یکی از دلایل فکر کنم زیاد شدن راههای ارتباطی دیگه س که در دسترس ترن
مثلا واسه خود شما به اشتراک گذاشتن مطالبتون تو تلگرام راحت تر نیست؟
تازه اونجا مخاطباتونم بیشتره چون یوزراش بیشترن
این یکم وسوسه انگیزه


مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۰
اره یکی از بزرگترین دلایلش اینه که مثلا کانال تلگرامم همیشه در دسترسه ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۳۷
باهاتون موافقم. شور و حالی که توی بلاگفا بود جای دیگه ای پیدا نمیشه.
توی پیوندهای وبلاگم گذاشتم متنتون رو
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۲
ممنون از شما ..
بلاگفا خیلی ضعیف کار کرد خیلی ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۷:۵۰
واقعاداریم به کجامیریم؟؟؟؟؟؟؟
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۱
به قهقرا :دی
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۲
مشکلات شخصی که به جای خود! همینایی هم که هنوز می‌نویسن به جز یه تعداد محدودی (به تبعیت از قانون «همه جا استثنا هست») بقیه رسماً نخاله‌ان! توی همچین فضایی حتی منی که طرح عجیب و غریبی مثل «شاه‌نامه» داشتم هم کم میارم و به قول تو یک عمر نوشتن رو با یه خداحافظی ساده، می‌سپارم به باد...
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۹
این هم نظریه ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۴
سلام خوشحالم که میبینم مجدد شروع میکنید به نوشتن 
و فک کنم تنها وبلاگی هستید که از اول پستاشو خوندم و واقعا هم جذاب بودند 
چیزی که وبلاگ نویسی ها کم داره من الان فهمیدم تولید محتواست ! که مختص اون وبلاگ باشه
و بیشتر وبلاگ های شخصی توانایی این کار رو دارند .
و من تازه شروع کردم به بررسی این موضوع و امیدوارم بتونم وبلاگ خودمو بهتر کنم :) 
خوشحال میشم به وبلاگ من سربزنید :)  (+)
وهمچنین  به وبلاگی که همین چند روز پیش افتتاح کردم :) (+)

مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۹
ممنونم میلاد عزیز چوب کاری میکنی رفیق ..
به بلاگت سر زدم ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۹
واقعا همینطوره منم خیلی وقتا بهش فکر کردم...این روزه دیگه بجای متن هایی که از عمیق ترین لایه های حسی و تجربی آدمها حکایت میکرد و باعث هم نظم فکری نویسنده و هپ انباشت تحربه زیسته خواننده و روابط محکم تر و عمیق تر وبلاگی ها باهم میشد با دنیای فست فودی توییتر و اینستاگرام طرفیم...
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۱
چه کامنت خفن و دشواری :دی
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۰۱
سلام:)
  این دغدغه‌ی خیلی از وب‌لاگ‌نویسایی که هنوز هستنه... منتها باید آسیب‌شناسی بشه، و دنبال‌ راه‌کارهای تازه گشت برای جذب افراد... چون از حق که نگذریم نه کانال‌های تله‌گرام، نه صفحه‌های توییتر یا اینستاگرام هیچ‌کودوم به وب‌لاگ نمی‌رسن. امّا وب‌لاگ‌نویسا که خودشون به تنهایی نمی‌تونن کاری انجام بدن... باید یه تشکیلاتی وجود داشته باشه. سرویس‌های وب‌لاگ دهنده هم که هیچ! هم‌این بیان قبلن چه‌قدر پویایی و تحرّک داشت... امّا الآن چی؟ الآن شما به پشتی‌بانی‌ش پیام بدی... حد اقل یه هفته بعد جواب می‌ده! انگار دیگه اهمیّت چندانی وب‌لاگ‌نویسی برای هیچ‌کس!
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۷
واقعا هم نمیرسن .
شاید یکی از دلایلش واقعا دسترسی سختترش باشه . شما با یه گوشی و یه اینترنت معمولی میتونی یه کانال تلگرامی رو مدیریت کنی ولی یه بلاگ رو باید وقت بیشتری براش بذاری ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۵
خب بیشتر دلایل و خودت گفتی و کاملا باهات موافقم . منتهی یه چیز دیگه‌ای که به نظرم میاد برمیگرده به خودمون . به نظرم نسل بسیار بی ثباتی هستیم . میگم هستیم که خودمم شاملش باشم و خدایی نکرده به کسی برنخوره . به نظرم حتی انتشار، به قول تو، روزمرگی و عواطف هم باید به یه دلیلی باشه . اگه صرفا هدف خالی کردن خودمونه میتونیم از یه دفتر و قلم و به شیوه سنتی استفاده کنیم . این از این . یکیش احتمالا برمیگرده به لحظاتی قبل از ایجاد بلاگ . نسلی بسیار شوآف کن تشریف داریم . یه چرخی توی نت میزنیم، چندتا بلاگ و مرور میکنیم، چندتا مطلب با عنوان «تراوشات ذهنی» میخونیم و از حجم عظیم نظرات موافق و مخالف و دلداری ها و انتقادها به وجد میایم که حقیقتا حس خوبی هم داره . پس از ایجاد بلاگ و دیدن چهره واقعی جریان چهارگوشه سرویس مذکور و ماچ میکنیم و برمیگردیم به مسیر قبلی زندگیمون . 
من توی وبلاگ نویسی اونقدرها قدیمی نیستم ولی از خب از خودنش لذت میبردم . یه زمانی کم پیش میومد مطلبی انتقادی نباشه . یعنی میخوام بگم اگه روزنوشتی هم بود به راحتی میتونستی رگه هایی از انتقاد و توش پیدا کنی .
شاید آخرین چیزی که بخوام به خودمون نسبت بدم خستگی بیش از اندازه باشه . باید قبول کنیم نسل «تک خطی» هستیم . اینه که بلاگ هامون تبدیل شده به اکانت های توئیتر . 
همین .
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۰
کاملا موافقم با نظرت و اینکه دقیقا تک خطی شدیم !
شوآف بودن هم که از ویژگی آدمیزاده و باید قبول کرد که تو بلاگ مجبوریم بیشتر خودمون باشیم ..
۳۰ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۰۹
واقعا !!! نمیدونم ولی حس عجیبیه که خیلی وقت پیش من هم حسش کردم ، مثل این میمونه که تو یه خونه شلوغ با دوستانی که حالا لزوما تو دنیای واقعی ندیدیشون هستی و ده دقیقه میری یه چُرت بزنی و وقتی بر میگردی خیلیا رفتن و خونه خالی شده! حالا شما که 14 سال وب مینویسین ولی من تو 4 سال که بودم حس هم خیلی تغییر کرده
4 روز دیگه که میخوام به واسطه 3 ساله شدن وبم پست بذارم به این موضوع هم اشاره میکنم حتما! :)
من خودم خیلی شده که حتی چند ما پست نذاشتم و وقت نشده همین الان هم فاصله دو تا پست آخرم زیاده واقعا و خیلی هم سعی کردم که ترک کنم (مریضیه دیگه D: ) ولی خب نتونستم ترکش کنم خداروشکر :))))
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۹
واقعا اعتیاد دلچسبیه :دی
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۹
من نمی‌دونم چه جوری از این دفترچ‌خاطره دل میکنن والّا
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۹
هیچ جا آرامش اینجار نداره برای من :(
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۴
اینجا راجع به این موضوع نوشته بودم:
http://safaeinejad.ir/1394/01/05
وبلاگ مثل کتاب می‌مونه در مقابل تلویزیون و رادیو ...
از بین نمیره.
مسعود
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۸
سن بلاگ نویسیمون تقریبا یکیه با هم :دی
۳۱ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۸
عخییی...
 من میخواستم توپستی که شما گفتی ماهم بازنشرکنیم این پست رو درهمین کلمه ی قهقرا رو به کارببرم که تو گفتی...
مسعود
۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۶
بخدا اگه فهمیده باشم چی نوشتی :دی
۰۱ تیر ۹۷ ، ۰۰:۴۰
من چند روزی مجبور شدم اینستا داشته باشم یعنی انقدر فضاش چندش اوره که نمیدونم چطوری تحملش میکنن، کسایی که وبلاگ رو تجربه کرده باشن می‌فهمن هیچ‌جا آرامش و صمیمت وبلاگ نمیشه‌‌ اما خب راحت‌تر در دسترس بودن اینستا و تگرام،تعداد کاربرها،فضای نوشتاری که حس یه پیام نویسی ساده رو به ادم القا میکنه همه و همه باعث شده تا اقبال عمومی به اونها بیشتر باشه.
+خوش برگشتید:)
مسعود
۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۵
من هم خیلی لذت نمیبرم ازش ول خوب باهاش کار میکنم ..
بلاگ هم خوبی ها و بدی های خودشو داره که اولیش میشه دسترسی سختترش نسبت به شبکه های مجازی ..
۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۲
سلام
مطلب ارزشمندتون رو خوندم مرسی از شما 
اما آقا مسعود وبلاگنویسی هم شده مثل اینستا ، دنبالی دنبالم کن ، دنبال نکنی آنفالویی آدم احساس می کنه داره دور از جون شما بی خودی انرژی شو مصرف می کنه 
موفق باشید 
مسعود
۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۴
کاملا همینطوره به قول گفتنی همه چیز ما شده گرو کشی !
۰۶ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۶
هیچی منم میخواستم یه پست باهمین محتوا بگذارم اسمشو بگذارم  به قهقرا رفتن وبلاگ نویسی...
ولی خب دیگه نشد...
مسعود
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۰۶
بذارید .
نوشتن در این باره هر چقدر زیاد باشه باز هم کمه ..
۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۳:۳۶
شاید اگر بیان یک اپلیکیشن هم داشت، بهتر میشد. مثلا برای من که از تبلت بیشتر اوقات استفاده می کنم، راحت نیستم. همه چیز موقع نوشتن به هم میریزه. اونجور که میخواین قابل تنظیم نیست و خیلی هم سرعت کند میشه! پس طبیعیه با این که خیلی دوست دارم تو وبلاگم بنویسم ولی از خیرش بگذرم خیلی وقت ها.
و این که در اینستا و تلگرام و توییتر، نوشته ی خیلی طولانی نمیشه گذاشت و حوصله ها هم کم شده متاسفانه. مقدار متن از یه میزانی که تجاوز کنه، خواننده اصلا شروع به خواندن مطلب هم نمی کنه!
به هر حال به امید روزی که وبلاگ نویسی به دوران طلایی خودش برگرده :)
مسعود
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۶:۰۰
دقیقا هم همینه . باید نرم افزار های موبایلی رو گسترش بده بیان . یه شبکه اجتماعی مانند درست کنه که همه کاربرهای بیان بتونن راحت بنویسن ، بلاگشون رو مدیریت کنن و به همه امکانات روی موبایل یا تبلتشون دسترسی داشته باشن ..
۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۳
سلام(:
هنوزم هستند کسانی مثل من که وبلاگ نویسی رو به اینجور چیزا ترجیح میدند اما خیلی تعدادمون کمه...
دلیل بقیه رو نمیدونم ولی یه زمانی که من دلسرد شده بودم از وب نویسی اذیت های مدیر بلاگفا به وب هاش بود...تا میدید یه وبلاگی با یه آدم شناخته نشده داره اوج میگیره میزد وبش رو داغون میکرد...
مثل وب ما که سرعتش رو به شدت کند کرد بیشتر کد ها توش کار نمیکرد و حتی از صفحه وبلاگهای بروز شده و فهرست موضوعی محومون کرد...
این شد که قید فعالیت چندین و چند ساله تو بلاگفا رو زدم و به رزبلاگ و بیان پناه اوردم!
مسعود
۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۵:۵۸
اصلی ترین ویژگی بلاگفا عدم احساس مسئولیت مدیراش هست ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">