عکسی که به قیمت بازداشت تمام شد !

  • سه شنبه ۱۲ مرداد ، ۱۶:۰۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۶۷۰ بازدید

کوله دوربینم دیگه جایی برای لنزها و فلش و ... نداشت و خیلی وقت بود که تو فکر یه کوله بزرگتر بودم و طبق برنامه ریزی هام امروز روزی بود که باید میرفتم سمت جمهوری و یه کوله دوربین میخریدم . برای اینکه خیلی معطل هم نشم مدلشو از قبل توی اینترنت انتخاب کرده بودم و کمتر از نیم ساعت طول کشید تا کارم انجام شد و پیاده اومدم به سمت ایستگاه مترو . توی مسیرم از خیابون نوفل لوشاتو رد شدم و از یه سوپر مارکت یه آب آناناس خنک گرفتم تا یکم جیگرم حال بیاد ؛ حال که چه عرض کنم ! جیگرم یه مدل دیگه حال اومد !
نی رو از کنار قوطی آب میوه برداشتم و سوراش کردم . با اولین حرکت کلی آب آناناس با پالپ هاش ( که میدونم مال خود آناناس نیست و در واقعا داریم کدو بادمجون ریز شده میخوریم ! ) وارد دهنم شد و رفتم تو سایه کوچه کناری تا دور از چشم آفتاب زیر سایه راحت باشم . تو همین حس و حال بودم که یه لحظه چشمم خورد به دیوار خونه رو به رویی ! یه دیوار قدیمی با آجرهای سه سانتی و پنجره چوبی که جون میداد برای عکس گرفتن . گوشیمو در اوردم و مشغول عکاسی شدم . بعد از چند دقیقه یه آقایی اومد و گفت اینجا دیواره سفارته ! عکس برداری ممنوعه ؛ سریع اینجا رو ترک کن منم گفتم اِ اینجا سفارته مگه ؟! واقعا نمیدونستم و بعد از عذرخواهی رفتم سر کوچه وایسادم .
یه چند دقیقه ای گذشت که دیدم اونجا شلوغ شد ، چندتا مامور نیرو انتظامی ریختن تو کوچه و یه آقای بور اروپایی با قد بلند و هیکل درشت بیسیم به دست اومد تو کوچه و یه مشت کلمه خارجی رو تند تند بلغور میکرد . منم همچنان داشتم آب میوه ام رو میخوردم و پیش خودم میگفتم یعنی چی شده ؟ چرا این همه مامور اومده . به یک دقیقه نرسید که همون آقایی که بهم تذکر داده بود به جمعشون اضافه شد و با دست منو نشون داد . همشون با هم حمله کردن سمتمو و محکم منو گرفتن و بردن توی سفارت . داد و بیداد که از چی عکس میگیرفتی ! گفتم بخدا از دیوار ، من عکاسی میکنم و اینجور جاهارو دوست دارم . ولی مگه تو کلشون میرفت ! گفتم تمام وسایلو بگردین اگر چیز مشکوکی دیدن من خودم میام کلانتری باهاتون و اونا هم نامردی نکردن و یک ساعتی داشتن همه جا و کل وسایلمو میگشتن ! مدام سوال های چرت میپرسیدن و من هم چرت ترین جواب هارو میدادم و دست آخر هم که چیز مشکوکی پیدا نکردن خسته شدن و با چندتا تذکر شفاهی ولم کردن . اینجاست که میگن همه رو برق میگیره مارو چی ؟
راستی ، حواستون به تابلوی " عکس برداری ممنوع " باشه تا براتون داستان نشه ...
پی نوشتـــ :
آدرس کانال تلگرام عوض شده . برای عضویت اینجــا کلیک کنید .

تعداد نظرات این پست [ ۳۶ ] است ...

۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۹
وااااااای چه ضد حال بدی ... :/
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۶
بسی زیاد :| :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۰
حالا دوتا عکسه قتل عام که نکردی  :|
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۶
مسایل امنیتیه دیگه جو میدن :/
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۱
متن به این روانی و جذابی اونوقت با این فونت ریز؟ دهن چشم آدم سرویس میشه :(
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۶
من عاشق فونت Tahoma هستم متاسفانه :(
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۱
چقدر خشن!! :// یه دیواره دیگه!! ://
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۶
متاسفانه همین یه دیواره دیواره سفارت بود :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۲
خداروشکر که واستون دردسر نشده :-)
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۵
خداروشکر واقعا ...
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۹
چقد ترسناک :|
به خاطر یک مشت عکس...
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۵
یه مشتم نه یدونه :(
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۹
اوووووو ..!!
چه دردسری ..!!!!
چه خبره !! حالا سفارته کدوم کشور بود ؟!!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۵
آره لامصب .
سفارت فرانسه :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۳۹
عین این اتفاق برا من افتاد !!از پنجرهه ای ابی زندان :|
هیچ عکس خاصی هم نگرفتما 
سربازه داش دوربینو از گردنم میکند دیوانه!!
حاج اقاشونم با چندتا لبخند ودیدن عکس ها گفت برو :))))
ولی رنگم پریده بود
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۴
من گوشی همراهم بود دوربین نبود وگرنه میگرفتن میشکوندن :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۴۶
مسعود مطمئنی الآن زنده ای؟
شاید گرمی نمیفهمیا:دی

مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۱
نه ردیفه شکر خدا :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۵۰
جآســـــــــــــــــوس !! :|
حالا از طرف آمریکایی یا انگلیس ؟! منم ببر با خودت :) کمکت میکنم :))
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۱
از طرف کابل :))
میرم به قندهار میای ؟ :))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۵۹
تاثیر گرمای هوا بوده چشمت ندیده!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۱
احتمالش هست :))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۵۵
واو باورمـ نمیـشـه !
به همین راحتی! به همین راحتی مگه میشه :| 
*واقعا بایدم حواسم رو جمع کنم ^_^
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۰
واو چی میگه ؟ :)) :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۵
آخ آخ..شانس آوردی برات مشکوک نساختن که نگهت دارن. دی:
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۰
بخدا :))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۱۶
عجببببب

چه آب میوه ای خوردین همش تقصیر اون شده اصلا!!!

کانالتون واقعا عالیه...
تشکر
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۰
به من نیومده آب میوه خنک خوردن تو هوای گرم !
ممنون لطف دارین ...
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۲۳
یه چیز دیگه این که خیلی دوست د ارم طراحی وبیاد بگیرم. ولی نمی دونم چطوری.می شه بگین چطور و از کجا باید شروع کنم؟
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۶
طراحی چی ؟ طراحی گرافیک و یا طراحی تحت وب مثل HTML ؟
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۲
اگه بعد از پل حافظ می رفتید کوچه کیخسرو شاهرخ کتابخانه و درمانگاه قدیمی زرتشتیان محل مناسبی برای عکس گرفتن بود خیابان شیخ هادی همون نزدیکی ها هم کتابخانه کلیمیان هست معماریش قدیمی است.
 خیابان انقلاب بین خیابان حافظ و ولیعصر کوچه سعید مدرسه های انوشیروان، گیو و البرز با معماری قدیمی برای عکس گرفتن مناسب اند.
راستی به مدرسه دارالفنون سر زدید؟
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۵
گزینه آخر رو فقط رفتم برای عکاسی .
البته من عکاسی از معماری و فضاهای شهری نمیکنم و این یه مورد هم برام جالب بود ...
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۴
شانس آوردی مسعود جان! حالا چرا؟ یکی از دوستای ما سرباز نگهبان سفارت کره جنوبی بود، بچه سفیر اومده بوده دم در سفارت و اینم نمی‌شناخته و از روی ظاهر فکر کرده از این بچه‌های افغانه، یه دونه زده تو گوشش که از کنار سفارت بره کنار، اونم نامردی نکرده و در لحظه پدرش رو خبر کرده، اونم شکایت کرد و دوست ما سه ماه به جرم تهدید روابط سیاسی و اقتصادی ایران و کره جنوبی، آب خنک خورد! در توضیح جرمشم نوشته بودن که تعرض به جان دیپلمات!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۴
بنده خدا چه شانسی داشته این رفیق شما :)))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۶
سفارت کجا بود حالا؟
+با داعش اشتباه گرفتن بودن شما رو!

مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۱
سافرت فرانسه متاسفانه :))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۱۸
یعنی گرفتن دو تا عکس این همه بلوا و آشوب به پا میکنه ، اما اگه یکی بزنه یکی دیگه رو بکشه شاهد اینجور واکنش ها هستیم ؟!!!!
راستی کاپیتولاسیون چی بود ؟!!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۱
آره یجورایی جو امنیتی دادن دیگه :))
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۱۰
چه تجربه بامزه ای :))

استادِ عکاسی ما انقدر نصیحت مون کرد, که چشمم به تابلوی "عکس برداری ممنوع" حساس شده!

مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۰
بامزه و در عین حال ترسناک و استرس زا :دی
۱۲ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۴
واا ، عجبآ ..
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۹
وااا :دی
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۳۸
منم چند بار بابت عکاسی توی این محدوده ها رستگیر شدم و کلی داستان داشتم.ولی خیلی حال میداد
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۹
آره حال داد :))
اما ترسیده بودم واقعا :دی
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۷
حالا تذکراتشون فقط شفاهی بود؟ :)
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۹
آره خداروشکر :دی
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۵
حالا اب میوه رو کامل خوردی؟؟؟؟
و باز هم سر به هوا چیدا=پیدا
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۸
چیدا درست شد ...
نه نذاشتن که :(
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۹
ینی مرسی از اینهمه خونسردی. .ابمیوه رو همچنان میخوردین :))))

مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۶
همچنان :))
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۸
یردن توی سفارت؟
قانونا نمیتونستن ببرنت به خاک یه کشور خارجی
فک کنم بتونی شکایت کنی
خخخ
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۶
همینم میگفتم که دیگه بازداشتم میکردن :دی
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۰۲:۴۵
تجربه ی جالبی بوده :))
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۵
نه خیلی :))
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۴
ای بابا :|
اینجاست که میگن دیوار موش داره موشم ؟؟  D:
حالا این عکس هیجان انگیز و دازین یا پاکش کردن؟!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۵
واقعا :))
دیوارم دوربین داره :))
دارمش و توی کانال تلگرامم هست ...
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۶
تاحالا اینجوریشو ندیدم.
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۴
بسی هیجان انگیز بود :))
۱۳ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۳۷
یا خدا! D:
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۲۴
خدا یارت :دی
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۶
یک ساعتی داشتن همه جا و کل وسایلمو میگشتن ! مدام سوال های چرت میپرسیدن و من هم چرت ترین جواب هارو میدادم و دست آخر هم که چیز مشکوکی پیدا نکردن خسته شدن و با چندتا تذکر شفاهی ولم کردن . اینجاست که میگن همه رو برق میگیره مارو چی ؟
==========
:)
==========
منم یه بار سال 89 نصف شب توی اتاقم بودم . دیدم داره برف میباره. قدم زنان با دوربین رفتم میدون حر و دانشگاه افسری امام علی(ع) و همینجوری تو حال خودم دیدم روی دیوار دانشگاه افسری برف نشسته و منظره ی جالبی بود... داشتم شکار لحظه ها میکردم که یه نظامی اومد دوربینمو چک کرد و گفت برو واینستا
دیگه خداروشکر کارم به بازرسی و بازجویی نکشید... فقط عکسها رو نشونش دادم که ببینه قصدی نداشتم
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۸
زیاد حساس نبوده اونجا .
من رفتم دم سفارت فرانسه با شدیدترین تدابیر امنیتی :))
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۳
فکر نمی کردم تا این حد این تابلوها جدی باشن!!! 
راستی طبق فرمایشتون، لینک شدین ؛)
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۵
خیلی هم هست لامصب :( :))
ممنون ، الان لینک میشین ...
م
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۰۸
دکتر مسعود ما رو گرفتن؟تو روحشون
بگو سفارت کجا بود دسته جمعی تحریمشون کنیم نریم مملکتشون :)
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۴
شانس نداریم والا :))
فرانسه بود فکر کنم :دی
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۰
یه چیز دیگه این که خیلی دوست د ارم طراحی وبیاد بگیرم. ولی نمی دونم چطوری.می شه بگین چطور و از کجا باید شروع کنم؟

مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۶
طراحی چی ؟ طراحی گرافیک و یا طراحی تحت وب مثل HTML ؟
----------
طراحی تحت وب مثل اچ تی ام ال. اینو خیلی دوست دارم. برای طراحی وب، سایت یا هر چی..یکی از اتیش های زندگیمه
:))
مسعود
۱۷ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۲
برای شروع باید از همین اینترنت و گوگل استفاده کنید .
از مبانی ساده شروع کنید تا برسید به مبحث های پیچیده .
من به شدت کلاس های مجازیه دوست عزیزم لقمان آوند رو پیشنهاد میکنم :
http://www.7learn.com/class/5060
۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۰۹
عجب بدشانسییه
مسعود
۲۴ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۰۱
خیلی :دی
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۱
الان زنگ میزنم دیوار نورد های غیور ایران D: بیان سفارتشون رو لانه جاسوسی کنن :))
عین سفارت عربستان ، تو 20 دقیقه می گیرنش :))
تا یاد بگیرن وب مستر مملکت رو نکنن تو گونی

+ الان می تونید به همه بگید رفتید فرانسه (سفارت هر کشور ، خاک اون کشور محسوب میشه)
مسعود
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۸
والا بگین :))
آره همه جاشو گشتم :)) با مشت و لگد فقط :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">