logo

عشق جای دیگریست ...

  • دوشنبه ۲۸ تیر ، ۰۰:۲۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۳۲

ما گمان میکنیم دوست داشتن همین حال و احوال های گاه و بی گاه است . شاخه های یاس و نرگس سفید سر اولین قرارها و عطر و کادوهای گران قیمت برای روزهای تولد است !
شاید هم عشق را یک دوستت دارم از اعماق دهان نه وجود تعبیر کنیم که هر از چندگاه به زبانمان می آید و نثار عشقمان میشود ...
تمام ذهنیاتم در هم پیچید زمانی که عشق را در چشم پیر زنی دیدم که پشت در اتاق عمل تمام روز را گریست تا همسر پیر و از کار افتاده اش به سلامت به زندگی بازگردد . شاید باورش سخت باشد که برای دقایقی همراه او گریستم و به عشقش که نه رنگ و بوی عطرهای گران داشت و نه با کادوهای گران اثبات میشد غبطه خوردم ...
زنده بمان پیرمرد ، چشم های ضعیفی انتظارت را میکشد ...
پی نوشتـــ :
دیدنه این صحنه برای یک روز منو به فکر فرو برد . تا همین نیمه شب دستم به نوشتن نمیرفت و دوست داشتم دوربینم همراهم بود و با یه فیلم 60 ثانیه ای این صحنه رو به تصویر میکشیدم ...
پیرمرد تو یه حادثه جسمی تو سرش فرو رفته بود ، اگر ثانیه ای دلتون شکست برای سلامتیش دعا کنید ...

تعداد نظرات این پست [ ۲۰ ] است ...

۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۴
ایشالا خوب میشن و ایشون هم به عشقشون میرسن :)
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۵
انشالله داداش ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۷
ان شاء الله که حالشون خوب میشه...
اون خط از اعماق دهان نه وجود عالی بود...
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۵
انشالله که همینطوره ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۸
عشقی ساده و بی آلایش و از ته دل و بدون هیچ زرق و برقی و ... صادقانه...
امیدوارم عشقشون حالا حالا ادامه دار باشه...
آمین
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۵۴
انشالله که همینطوره ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۳۹
ان شالله همه مریض ها خوب بشن. علی الخصوص این پیرمرد.
 از نتیجه حالش حتما برامون بگید لطفا.
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۹
چشم حتما ...
به محض دیدنشون اطلاع میدم خدمتتون ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۱:۰۰
بعضى صحنه ها خسلى تأثیر گذار و آموزنده و بعضن غم ناک هستن...
خدایا همه مریض هارو شفا بده ، بهشون قدرت مبارزه و به اطرافیانشون قدرت تحمل و صبر بده... آمین
امید وارم که خوب بشه...
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۸
انشالله که همیشه همینطوره ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۱:۴۸
شما اینو تو بیمارستان دیدی آقا مسعود. من این صحنه هارو زندگی کردم :(
پدربزرگم که رفت مونده بودیم با مادر بزرگ چه کنیم.
هنوز هم به محض اینکه تنها میمونه شروع میکنه اشک ریختن.
یک سال تمام مراقب این پیرمرد از پا افتاده بود. 
هر روز این یک سال رو یادمه.
:(((
خدا این پیرمرد ر.شفا بده ان شالله

مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۸
چقدر دردناک :(
خدا رحتمشون کنه ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۸:۲۶
از ته دل آرزو می‌کنم خدا این لیلی و مجنون رو دوباره به هم برسونه...
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
انشالله ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۰۸:۳۹
عشق هم عشقهای قدیمی...
خدا شفاش بده!
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
والا !
انشالله ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۲
ان شالله لب های اون پیرزن به لبخند میشینه :)
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
انشالله ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۲:۴۴

الان دیگه خیلی کم پیش میاد کسی به این دوست داشتن ها بگه عشق الان متاسفانه اکثرا عشق رو تو همون چیز هایی که شما گفتی میدونن...

ایشالا که خدا سلامتی بده به اون پیرمرد و آرامش به همسرش



مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
انشالله که همینطوره ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۶
آخه چ رمانتیک
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
خیلی زیاد ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۳:۵۸
:(

ایشالا سلامتیشُ به دست بیآره ..
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
انشالله ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۰۱
عجب ...
واقعا عشق واقعی همینه
انشاءالله هر چه زودتر هم این پیرمرد و کابل همه ی بیماران شفا پیدا کنند به حق علی ❤
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۷
واقعا !
انشالله که همینطوره ...
۲۸ تیر ۹۵ ، ۱۶:۱۵
واقعا اینا عشقای واقعین
آقای دکتر ی سوالی داشتم من ی  سالیه ک چشم راستم تار میبینه و درد داره و دور چشمم سیاه شده.دکتربردمش گفت چشمت ضعیف نیست و چن تا قطره  و ی ژله چشمی .ولی خوب نشدم ب نظر شما چشمم من چشه؟
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۶
والا من چشم پزشک نیستم .
از خیلی چیزها میتونه باشه . از کدر شدن قرنیه تا مشکل اعصاب پشت چشم و فضار کره چشم .
حتما به یه متخصص مراجعه کنید ...
۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۸:۲۸

عشق همیناست...وگرنه دوست دارمای ظاهری و امروز و فردایی جوونای الان که قده یه سل زندگی که هیچ قده شیش ماه دوستیم براشون کفاف نمیده که عشق نیست.

ایشاالله که خوب شه...

مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴
هی ...
چی میشه گفت واقعا ...
۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۳
انشالا که شفا پیدا کنه
اینا رو میگن عشق ن هوس های بچه بازی
عالی بود
تولدتون هم پیشاپیش مبارک
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴
ممنون لطف داری ...
دقیقا همینطوره ...
۳۰ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۷
ایشالا خوب بشه
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۴
ممنون لطف داری ...
۳۱ تیر ۹۵ ، ۰۲:۰۷
یه حقیقته...
تفلدتون مبالک!ایشالا صدُبیستُچند سالیگتونُ جشن بگیرید.
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۳
ممنون لطف داری ...
۳۱ تیر ۹۵ ، ۱۱:۴۴
بقول مامانم ،خیلی هیچ جفتی ،تک نکنه :-(((

از سرنوشتِ زنانِ کـهنسالی میترسم
کــه وقت مــرگ،
در ازدحامِ فرزندانْ و خویشان،
با قلبی باکــره می میرند...

مینو_نصرالهی
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۳۳
واقعا ...
۳۱ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۸
آقا مسعودی که نمیشناسمت :)
باخبر شدیم که تولدتان است و بر خود دانستیم تا صمیمانه ترین تبریکات خود را از راه دور نثار بخش نظراتتان کنیم باشد تا رستگار شویم
آقا سلامت و شاد باشی :)
مسعود
۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۹
ممنون از شما غریبه ای در بلاگستان :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">