logo

عزت الله انتظامی در خواب !

  • يكشنبه ۱۱ مرداد ، ۲۰:۴۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۵۹۱

واقعا به این ایمان آوردم که من متخصص دیدن خواب های عجیب و غریب و کاملا بی ربط و بی معنی هستم ! یه دفعه تو خواب یه چیزایی میبینم که وقتی بیدار شدم خودم خندم میگیره ! آدمی هم نیستم که زیاد فکر کنم و خیالاتی باشما ! ولی نمیدونم چرا اینطوری میشه !
چند ساعت پیش که از سر کار اومدم ناهارو که خوردم صاف رفتم تو جام و مثل کسی که گلوله میخوره افتادم زمین و خوابیدم تا همین چند دقیقه پیش ! چشمم که گرم خواب شد خوابم شروع شد !
خواب دیدم با کل خانواده رفتیم تو یه روستا اطراف شیراز و همینطور که تو جنگل میرفتیم رسیدیم به یه خونه که در خیلی بزرگی داشت . در رو که زدیم یه پیرمرد قد بلند با یه پلیور گشاد که به تنش زار میزد و قیافه اش هم مثل معتادها بود اومد درو باز کرد که من دیدم اِ اینکه عزت الله انتظامیه !!! چقدر پیر شده ! که خودش دراومد گفت آره سرطان گرفتم و مریضی داغونم کرده و کلی لاغر شدم و آخرای عمرمو اومدم اینجا با خانواده و یازده تا پسرم ! یهو بابام گفت یازده تا پسر دارین شما ؟! گفت آره همشون اینجان دوره همیم و دعوتمون کرد بریم تو و ما هم که از خدا خواسته !
توی حیاط خونه اش گفتم ماشالله چند وقت پیش تولده 90 سالگیش بوده ها ! ببینین چقدر شکسته شده تو این چند وقت که تو تلویزیون نیست دیگه ! همه خانواده هم به نشانه تاسف سرشونو تکون میدادن !
خلاصه رفتیم و همه نشستیم تو پذیرایی ! یازده تا پسرش هم که قیافه هاشون مثل هم بود اومدن و نشستن و مشغول خوردن آجیل شدیم ! از اون جایی که من مثل نخورده ها میشم وقتی بادوم هندی میبینم یه دونه میذاشتم دهنم ، چهارتا میذاشتم تو جیبم تا بعدا داشته باشم ! بادوم هاشم انصافا اندازه گردو بود ! اینقدر تو جیبم بود که حتی سر میز شام با خودم گفتم غذا که همیشه هست بادوم بخور که همیشه نیست !
همینطور که مشغوله خوردن بودم با صدای مامانم از خواب بیدار شدم و یه راست از خونه استاد اومدم پای کامپیوتر و هنوزم دارم به مزه بادوم ها فکر می کنم !
به قول مامانم از رو خواب های تو باید فیلم و سریال بسازن تا مردم چند ساعت بخندن !
پی نوشتـــ :
فکر کنم هاشم پیدا شد چون داداشمون دست از سر ما برداشت !

تعداد نظرات این پست [ ۲۵ ] است ...

۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۳
عجـــــــب :))
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۶
:)))))))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۷
خیلی باحال بود ;-) من همیشه نصف جمعیت کره زمین رو تو خواب میبینم ! ! ! چه خوب هاشم پیدا شد
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۶
شما دیگه باریکلا داری :))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۵
تو خوابتون مجیدشونم بود؟! :))
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۶
والا یازده تا بودن یادم نیست :))))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۳
تبریک بابت پیدایش اخوی هاشم^_^
خخخخخخ
منم اعتراف میکنم یه بار وقتی بچه بودم خواب دیدم سیندرلام^_^
تا هف هشت سالگی هم فانتزیم بود
ولی الان خندم میگیره^_^
آیه الکرسی بخونین بعد بخوابین خواب بی ربط نمیبینین دیگه
روش کاملا تضمینی^_^
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۵
چشم حتما باید بخونم هر شب .
ممنون ...
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۰
هوراااااااااااااا


بالاخره هاشم پیدا شد...

حالا یه نفس راحت بکش
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۵
خدارو شکر واقعا :))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۶
ببیییین
من خواب دیدم با همایون شجریان همدانشگاهیم خب...
من ما زده بودیم تو فاز لاو خب..
من.. همایون شجریان!!! بعد همدانشگاهیامون اذیتمون میکردن نمیذاشتن برسیم به هم!
من!!! هماااایون شجریااان!!!
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۵
ایول :)))) باحال بود :)))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۵
من هرگز خواب آدمای معروف رو نمیبینم ینی یه بار دیدم خیلی خوف کردم دیگه تصمیم گرفتم که نبینم :)

+خوبه هاشم پیدا شد والا باید نوکیا1100 رو پیاده میشدین
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۴
کاش منم دست خودم بود که ببینم یا نبینم !
آره خدارو شکر :))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۰
خخخخخ
خوبه خوابههای وحشت ناک نمیبینی
اقا من قبول ندارم
کارای شما را
پست های قشنگیی میزارم
میخوای نخونی شون من راضیم
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۱
میبینم بعضی وقتا که حالم زیاد میزون نباشه !
متوجه منظورت نشدم !
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۴
خخخخخخ!
ظهر غذا چی خورده بودی؟! :))))
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۵
املت با فلفل زیاد :))
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۹
عجببب😮😮😮😮
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۵
بله عجب :دی
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۳۴
:|
من نیز استاد دین خواب های بی معنی هستم!
مال شما که خوبه معنی و مفهومو چیز واقعی توش هست ینی من وقتی از خواب بیدار میشم به عقل خودم شک میکنم هرچند که فقط خواب بوده :|
خداروشکر که پیدا شد... :)
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۵
دین = دیدن :دی
منم اکثر خوابام قاطیه ! این یدونه نمیدونم چرا اینقدر دقیق و واضح بود !
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۰۰
اینا اثراتِ تحریمه که هنوز آثارش کامل از بین نرفته :)))))
امیدوارم نتیجه مذاکرات تاثیری بر قیمت آجیل داشته باشد :)
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۴
انشالله که ارزون بشه :)) بتونیم پیشتر بخوریم در بیداری البته :دی
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۷
خواب مرد چپ به توان 2 است.علی الخصوص بعد از ظهر
خواب بادوم نعمت مال و روزی تعبیر میشه. جالبه خواب زیاد می بینین توی آقایون خیلی کم دیدم بگن خواب دیدم و ...
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۳
واقعا ؟! مرسی از شما :))
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۳
وب خوبی دارید
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۳
ممنون عزیز ...
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۴
خواب دیدن از مبحث هاییه که دانشمندان هنوزبطور کامل بهش پی نبردن. اما تحقیقات نشون میده که بلند ترین خوابها هم حتی بیشتر از 5ثانیه طول نمیکشه!
امیدوارم همیشه خوابهای خوب و خوشمزه و پر از بادام هندی ببینی.
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۳
واقعا ؟! یعنی همه اینا رو تو 5 ثانیه دیدم یا کل خواب 5 ثانیه اس ؟!
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۵
به فکر پیدا کردن هاشم خوابیدی
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۶
آره این هاشم زندگی نذاشته واسه من :))
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۱۰
سلام استا(منظورم همین خواب هاست)
هاشم رو که من پیدا کردم ههههههههه
خوبه که بعد یادت میاد که تو خواب چی دیدی من حتی یادم نمیاد خواب چی دیدم ولی بیدار میشم فقط میدونم خواب دیدیم
فقط یادمه یه بار خواب دیدم پلیس مخفی شده بودم ای چقدر کیف میداد (کلی هم شلیک وادم کشی تو خوابم بود)البته فیلم پلسی ندیده بودم ها

شاید مال خستگی باشه رفیق

ازطرف من دستت مامانت رو ببوس که واقعا من حرفشون رو قبول دارم همین الان کلی به خواب تو خندیدم (البته ببخشید ها)

خدایش منم بادوم هندی خیلی دوست دارم
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۵
دست مادر رو که همیشه باید بوسید ...
بادوم هندی هم که نگو من دیوونشم !
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۳
راستی بروزم
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۵
چشم ، سرم میزنم ...
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۱۹
باز شما برین خدا رو شکر کنین خواب هاتون سر و ته داره :))
مسعود
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۸
بعضی هاش اگه بهم لطف کنن بله :))
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۵۹
من هر چند وقت یکبار خواب میبینم که از ارتفاع در حال پرتاب یا سقوط کردم (زیر پام خالی میشه)
مسعود
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۰
این بخاطره خارج شدن انرژى هاى بدنه .
افرادى که زیاد اینطورى میشن بدن انرژى دارى دارن ...
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۶
در هین خوندن داشتم به این فکر می کردم که شما زیاد فیلم می بینید. و داشتم هم زمان قیافه آقای انتظامی رو در ذهنم با شخصیت فیلم کمال الملک تنظیم می کردم! ( دقیقا فکرم رفت سمت اون شخصیت با وصف شما)، که رسیدم به آخر مطلب و دیدم مادر گرامتون زده به هدف.
.
گاهی از این فیلم ها در خواب می بینم!!.
نسخه فرار از زندان در خواب یا نسخه فیلم ملکه رو در خواب دیدم یک بار!!!
مسعود
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۸
آره دقیقا زیاد تو کاره فیلمم ! فکر کنم تاثیر گذاشته باشه :))
چه جالب !
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۴
دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!

من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی.

پشت تبریزی‌ها
غفلت پاکی بود که صدایم می‌زد

پای نی‌زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:
چه کسی با من، حرف می‌زد؟

سوسماری لغزید.
راه افتادم.
یونجه‌زاری سر راه.

بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ
و فراموشی خاک.

لب آبی
گیوه‌ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است!

نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.
چه کسی پشت درختان است؟

هیچ، می‌چرخد گاوی در کرت
ظهر تابستان است.
سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.

سایه‌هایی بی لک،
گوشه‌ی روشن و پاک،
کودکان احساس! جای بازی این‌جاست.

زندگی خالی نیست:
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.

آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی‌تابم، که دلم می‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.

دورها آوایی است، که مرا می‌خواند..

سهراب سپهری
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۰
ممنون ، لایک !
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۲
هه

من هم یک بار خواب دیدم ایــران بازی دوم رو از لهستان سه یک می بازه، دقیقا همین طور هم شد.
هیچی دیگه خانواده و دوستان و آشنایان انداختند گردن من صعود نکردنمون رو!
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۸
ماشالله پیشگویی :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۷
:)))
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۷
:دی
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۵
میخوای تو اصلا نخواب بهتره والا کلا راه میفتی اینور و اونور
حالا خودمم همینجوریما تازه قبلا راهم میرفتم خخخخخخخخخخخخخخخخ
مسعود
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۷
چشم :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">