طعم تلخ روزمره گی

  • يكشنبه ۲۰ خرداد ، ۱۸:۳۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۴۴ بازدید

دستم به نوشتن نمیره . اصلا ! حتی بارها شده اومدم سر لپ تاپم و بی هدف توی نت چرخیدم ولی دست و دلم به باز کردن پنل بلاگم نرفته . نمیدونم چی میشه که آدمیزاد احساس میکنه یه دوره هایی از زندگیش رو باید تو خاموشی بگذرونه . باید بره یه جایی مثل یه غار دور افتاده تو یه جزیره ناشناس و ماه ها با خودش و طبیعت خلوت کنه تا دوباره نیرو و انرژی بگیره برای ادامه حیات . تو این چند ماهی که از ننوشتن من میگذره مشغول گذروندن همچین دوره ایی بودم و الان وقتشه که با نوشتن زیاد احساس نیازم رو دوباره زنده کنم ..
خیلی کامنت های پیگیر برام ارسال کردین ، چه توی تلگرام و چه اینستاگرام حالم رو پرسیدین که شدیدا باعث خوشحالیه منه . همین که این کامنت ها و احوال پرسی هارو میبینم احساس میکنم نوشتن یه وظیفه بزرگ روی دوشم هست که باید به انجام برسونمش ..
بخونید دوباره آقای سر به هوا رو از همین بلاگ ساده و بی آلایش ..

تعداد نظرات این پست [ ۱۳ ] است ...

۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۴
چند وقت یه بار در غار رفتن که ویژگی آقایون هست. نخوندید کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی رو؟
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۱
نه حقیقتا !
چقدر جالب نمیدونستم .
۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۰۱
خوش برگشتید :)
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰
ممنون ..
۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۷
از اون ستاره ها که کم روشن میشه
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰
بیشتر روشنش میکنیم ..
۲۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۵۰
به این نتیجه رسیدم که زیاد تو غار موندن عوارضی خواهد داشت.. :) 
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰
دقیقا !
۲۰ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۶
یک کارایی را آدم باید واسه دل خودش انجام بده تا دوباره شارژ بشه.
ما هم خوشحالیم که دوباره مینویسی. 
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰
دقیقا همینطوره ..
مرسی که هستی رفیق ..
۲۰ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۹
خوش اومدید ‎:)‎🌹
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۷
عزیزین ..
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۲
خوش برگشتین :)
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۶
ممنون احسان جان ..
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۳
می‌خونیم:)
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۶
ممنون از نگاهاتون ..
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۴۵
به به ، بسیار عالی جناب بارانی :)
وبلاگتون خیلی زیباست ، مخصوصا قالبش و طراحیش .
 کم تر وبلاگی دیدم به این شکل .
به امید موفقیت های روز افزون - سپاس 🌹
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۴
ممنون عزیز خیلی لطف داری ..
همچنین برای شما ..
۲۱ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۳۲
اره واقعا ، درک میکنم این حستون رو ، چون خودمم دقیقا همینجوری ام در حال حاظر! هی میام به سمت وب که یه پست بذارم ولى پشیمون میشم یاصرف نظر میکنم! البته جدا از وقت که نمیذاره …
خوش برگشتین بالاخره :)))
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۳
وقت هم که نگم اصلا اجازه هیج کاریو نمید به آدم :|
۲۲ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۳۲
جناب آقای سربه هوا!

آیا واقعا حیف عمر آدمی نیست که در راهی غیر نوشتن صرف شود؟؟؟
 نوشتن و فکر کردن و مطالعه کردن.

قبلا که به حالت شما دچار می‌شدم، مطالعاتم را زیاد میکردم، هم کمیت و هم کیفیت و به خصوص موضوعات و کتاب‌های بیشتر تا از این رنج رهایی پیدا کنم ولی الان به این نتیجه رسیدم که هرچند آن‌کارها بسیار موثر بود ولی بهترین کار برای رهایی از این روزمرگی نوشتن است و بس ... باید بنویسی و بنویسی و بنویسی

موفق و مانا باشید
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۲
کاملا موافقم با شما ..
باید همین کارو رو بکنم ..
۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۸
منم خیلی وقته به روزمره گی افتادم
مسعود
۲۴ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۲
خیلی حس بدی رو به آدم منتقل میکنه :(
۲۶ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۲
موفق باشید 
مسعود
۲۷ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۲
همچنین شما ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">