روزهای آخر بهمن به سردترین حالت میگذره . سردترین حالت روحی که نه انگیزه ایی برای نوشتن داره و نه حالی برای خوندن . پنل بلاگم خاک میخوره و امروز 430 تا نظر منتظر تایید و 74 تا بلاگ نخونده بی حوصلگی این روزهامو نشون میده . هر چی سنم بیشتر میشه از شور و حرارتم برای نوشتن کم میشه . نمیدونم چرا به این حالتهای روحی دچار میشم . شاید مربوط به فص یا روتین شدن زندگیم باشه . اتفاق برای نوشتن ، حرف برای گفتن و سوژه برای اشتراک کم ندارن ولی انگشتام ارتباط حسیه خوبی با کیبورد برقرار نمیکنه . شاید لازم باشه مدتی از این خونه دور باشم تا دوباره بتونم به اون حال و هوای سابق برگردم . اینقدر کلافم که حتی سر به هوایی هام رو هم فراموش کردم . این روزها به شدت معمولی هستن و امسال تهوع آورترین بهمن ماه رو داره !

توادامه همین بی حوصلگی ها قالب جدید رو حذف کردم ؛ چون اون چیزیی که میخواستم نشده بود . شاید بعد از یکی دو هفته یا کمتر با یه ظاهر جدید بیام و با انگیزه تر از قبل بنویسم شاید هم به همین روند ادامه بدم . معلوم نیست چون حالت روحیم بری خودم هم قابل پیش بینی نیست . ممنون که هوامو دارین و از بی معرفتی و کم رنگ شدنم گله نمیکنین و عذرمو می پذیرین .

راستی ، یه نگاهی به پست جانی خرگوشه بندازید ، من چیزی نمیگم قضاوتش با شما ( + اینجا )

  • مسعود
  • شنبه ۲۳ بهمن ، ۱۲:۳۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۱۵۷

تعداد نظرات این پست [ ۱۶ ] است ...

۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۶
در این حس تنها نیستی
من هم اگر آثار دیگران رو منتشر نمیکردم، الان پنل وبلاگم خاک میخورد ...
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
من همون حس و حال رو هم ندارم ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۰
ان‌شاءالله پرانرژی و باذوق بیشتری برگردین :)

لینک درسته؟
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۲
انشالله .
لینک تصحیح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۴۷
باز شما خوبی که تو کانالت حداقل یچیزایی میزاری
من چی بگم که دیگه خیلی وقته این حال و هوارو دارم
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۳
اونجارو دوست دارم .
هیچوقت تعطیلش نمیکنم ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۴۸
اره قبول دارم امسال و ماه بهمنش خیلی مزخرفه خیلی 
قالب جدید هم به نظر من خیلی قشنگ شده بود کاش حذفش نمیکردی 
سفر میتونه به حالت روحیت کمک کنه البته من هیچوقت تستش نکردم ! 
ولی چون میگذرد غمی نیست مسعود جان 
این روزها به روال خودش میگذره و بعدش باز همون نویسنده خوب و عالی و همون طراح خوب و شاد میشی مطمئن باش
راستی پست جانی خرگوشه هم لینکش رو اصلاح کن !
خوشحالم که پستت رو دیدم...بالاخره یکی از یکی از دوستان خبری شد !!! (پست خالی و سکوت رو یه نگاهی بنداز)
موفق باشی
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۳
دقیقا چون میگذرد غمی نیست .
انشاله داداش ممنون بابت انرژیه زیادت ...
لینک پست هم اصلاح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۵۵
بعدشم خدا نکنه دور از جونت
این تیتر چیه زدی :|

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
پیش میاد داداش ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۲۳
سلام.
ان شالله 120ساله بشی جوون. مردن چیه دادا؟
پاشو اون دوربینت رو بردار بزن به دامن و در و دشت.بلکه چندتا عکس خوب گرفتی روحیت باز شد :))
حتی پیشنهاد میکنم دوباره برو از دیوار سفارت عکس بگیر. هیجان خونت بره بالا :دی
بهمن ماه بدیه کلا. کلی خوشحالم که به زودی تموم میشه. با اومدن اسفند ان شالله حال دلت خوب بشه :))

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
آقا گل اصلا دلم یه سفر طولانی و ثبت کلی عکس میخواد :(
آره بهمن رو دوست ندارم !
نه دیگگه قربونت دوست ندارم بازداشت شم باز :|
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۴۳
حال و احوال دایمن نباشد یکسان غم مخور // کاین مراد تو هم روزی شود آسان، غم مخور
حال و احوالی که باهات داره کلنجار میره هم درکش میکنم و هم حس؛
یه اتفاق خیلی جدید و ما فوق الانتظار لازمه تا حال و هوا بچرخه به سمت دلبخواه ... هوووووف، اما کو اون حال و هوا !؟


(+اینجا) لینکش یه تغییر کوچولو میخواد فکر کنم ..
به نظرم یارو پوکیدن و به فنا رفتن مطالب رو توی بلاگفا تجربه نکرده، واسه همینه که حرف زیادی نوشته :))
درسته که از هر سرویس وبلاگدهی میشه استفاده کرد ولی نکته مهم هم داره: در امان موندن مطالبی که با زحمت نوشته شده.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۶
شعرتون خیلی قشنگ بود .
( + اینجا ) تصحیح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۹
معمولا بلاگرا دچار این حس میشن
ولی اگه یه مقدار دیگه تلاش کنن برای نوشتن،دوباره حس نوشتنشون برمیگرده
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
باید همین کارو بکنم :(
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۱۴
همه هر چندوقت یه بار اینطور میشن و کشنده ترین حسه. شاید وقت گذرانی با افرادی که دوسشان داریم و خندیدن با دوستای باحالمون بهتر کنه حاله رو :) 
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
دقیقا که کشنده اس :(
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۳
اخ گفتی ادم گاهی دچار این حالتا میشه بهتره یه کم بیشتر وقت واسه تفریح و جمع های دوستانه بزاری تاثیرش عالیه ینی روی من ک عالی جواب داده
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
دقیقا باید همین کار رو بکنم ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۲۹
امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه.
امیدوارم زودتر این روزای یکنواختی بگذره.
منم یکی از وبلاگ های سرنزده حساب کنیدا.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۱
ممنون از شما ...
لطف دارین .
چشم سر میزنم ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۳۱
در مورد اون پست بهترین کار همینه اهمیت ندید.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
داریم همین کار رو میکنم پریسا جان ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۴
بهمن ماه پرشور خیلی های دیگه ای هم مثل شما داره خیلی معمولی و خیلی سرد و بی انگیزه و حتی دلمرده تموم میشه ... مثلا یکیش من !
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
پرشور بوده هر سال ولی امسال نه :(
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۰
منم هر چه سنم بالاتر میره از ذوق و شوقم برای نوشتن کاسته میشه الان چیز زیادی ازش نمونده:)
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
دقیقا :(
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۰۴

خوبه تو باز میگی مثلا سنت داره میره بالا این شکلی میشی...ما که  تو 20سالگی به اون درجه رسیدیمو فعلا دیگه قرار نیس باشیم.

امیدوارم زود پرشور برگردی دادا:)

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۸
این یعنی مرگ تدریجی یک رویا ...
۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۸
وقتی از این حسا بهم دست میده دو سه هفته بعدش می بینم بدون وبلاگم نمی تونم زندگی کنم
مسعود
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۱۴
من هم همینطورم :(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">