شاید این روزها مرده باشم !

  • شنبه ۲۳ بهمن ، ۱۲:۳۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۴۲ بازدید

روزهای آخر بهمن به سردترین حالت میگذره . سردترین حالت روحی که نه انگیزه ایی برای نوشتن داره و نه حالی برای خوندن . پنل بلاگم خاک میخوره و امروز 430 تا نظر منتظر تایید و 74 تا بلاگ نخونده بی حوصلگی این روزهامو نشون میده . هر چی سنم بیشتر میشه از شور و حرارتم برای نوشتن کم میشه . نمیدونم چرا به این حالتهای روحی دچار میشم . شاید مربوط به فص یا روتین شدن زندگیم باشه . اتفاق برای نوشتن ، حرف برای گفتن و سوژه برای اشتراک کم ندارن ولی انگشتام ارتباط حسیه خوبی با کیبورد برقرار نمیکنه . شاید لازم باشه مدتی از این خونه دور باشم تا دوباره بتونم به اون حال و هوای سابق برگردم . اینقدر کلافم که حتی سر به هوایی هام رو هم فراموش کردم . این روزها به شدت معمولی هستن و امسال تهوع آورترین بهمن ماه رو داره !

توادامه همین بی حوصلگی ها قالب جدید رو حذف کردم ؛ چون اون چیزیی که میخواستم نشده بود . شاید بعد از یکی دو هفته یا کمتر با یه ظاهر جدید بیام و با انگیزه تر از قبل بنویسم شاید هم به همین روند ادامه بدم . معلوم نیست چون حالت روحیم بری خودم هم قابل پیش بینی نیست . ممنون که هوامو دارین و از بی معرفتی و کم رنگ شدنم گله نمیکنین و عذرمو می پذیرین .

راستی ، یه نگاهی به پست جانی خرگوشه بندازید ، من چیزی نمیگم قضاوتش با شما ( + اینجا )

تعداد نظرات این پست [ ۱۷ ] است ...

۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۶
در این حس تنها نیستی
من هم اگر آثار دیگران رو منتشر نمیکردم، الان پنل وبلاگم خاک میخورد ...
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
من همون حس و حال رو هم ندارم ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۰
ان‌شاءالله پرانرژی و باذوق بیشتری برگردین :)

لینک درسته؟
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۲
انشالله .
لینک تصحیح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۴۷
باز شما خوبی که تو کانالت حداقل یچیزایی میزاری
من چی بگم که دیگه خیلی وقته این حال و هوارو دارم
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۳
اونجارو دوست دارم .
هیچوقت تعطیلش نمیکنم ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۴۸
اره قبول دارم امسال و ماه بهمنش خیلی مزخرفه خیلی 
قالب جدید هم به نظر من خیلی قشنگ شده بود کاش حذفش نمیکردی 
سفر میتونه به حالت روحیت کمک کنه البته من هیچوقت تستش نکردم ! 
ولی چون میگذرد غمی نیست مسعود جان 
این روزها به روال خودش میگذره و بعدش باز همون نویسنده خوب و عالی و همون طراح خوب و شاد میشی مطمئن باش
راستی پست جانی خرگوشه هم لینکش رو اصلاح کن !
خوشحالم که پستت رو دیدم...بالاخره یکی از یکی از دوستان خبری شد !!! (پست خالی و سکوت رو یه نگاهی بنداز)
موفق باشی
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۳
دقیقا چون میگذرد غمی نیست .
انشاله داداش ممنون بابت انرژیه زیادت ...
لینک پست هم اصلاح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۵۵
بعدشم خدا نکنه دور از جونت
این تیتر چیه زدی :|

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
پیش میاد داداش ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۲۳
سلام.
ان شالله 120ساله بشی جوون. مردن چیه دادا؟
پاشو اون دوربینت رو بردار بزن به دامن و در و دشت.بلکه چندتا عکس خوب گرفتی روحیت باز شد :))
حتی پیشنهاد میکنم دوباره برو از دیوار سفارت عکس بگیر. هیجان خونت بره بالا :دی
بهمن ماه بدیه کلا. کلی خوشحالم که به زودی تموم میشه. با اومدن اسفند ان شالله حال دلت خوب بشه :))

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۷
آقا گل اصلا دلم یه سفر طولانی و ثبت کلی عکس میخواد :(
آره بهمن رو دوست ندارم !
نه دیگگه قربونت دوست ندارم بازداشت شم باز :|
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۴۳
حال و احوال دایمن نباشد یکسان غم مخور // کاین مراد تو هم روزی شود آسان، غم مخور
حال و احوالی که باهات داره کلنجار میره هم درکش میکنم و هم حس؛
یه اتفاق خیلی جدید و ما فوق الانتظار لازمه تا حال و هوا بچرخه به سمت دلبخواه ... هوووووف، اما کو اون حال و هوا !؟


(+اینجا) لینکش یه تغییر کوچولو میخواد فکر کنم ..
به نظرم یارو پوکیدن و به فنا رفتن مطالب رو توی بلاگفا تجربه نکرده، واسه همینه که حرف زیادی نوشته :))
درسته که از هر سرویس وبلاگدهی میشه استفاده کرد ولی نکته مهم هم داره: در امان موندن مطالبی که با زحمت نوشته شده.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۶
شعرتون خیلی قشنگ بود .
( + اینجا ) تصحیح شد ...
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۹
معمولا بلاگرا دچار این حس میشن
ولی اگه یه مقدار دیگه تلاش کنن برای نوشتن،دوباره حس نوشتنشون برمیگرده
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
باید همین کارو بکنم :(
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۱۴
همه هر چندوقت یه بار اینطور میشن و کشنده ترین حسه. شاید وقت گذرانی با افرادی که دوسشان داریم و خندیدن با دوستای باحالمون بهتر کنه حاله رو :) 
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
دقیقا که کشنده اس :(
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۴۳
اخ گفتی ادم گاهی دچار این حالتا میشه بهتره یه کم بیشتر وقت واسه تفریح و جمع های دوستانه بزاری تاثیرش عالیه ینی روی من ک عالی جواب داده
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۵
دقیقا باید همین کار رو بکنم ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۲۹
امیدوارم همیشه حال دلتون خوب باشه.
امیدوارم زودتر این روزای یکنواختی بگذره.
منم یکی از وبلاگ های سرنزده حساب کنیدا.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۱
ممنون از شما ...
لطف دارین .
چشم سر میزنم ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۳۱
در مورد اون پست بهترین کار همینه اهمیت ندید.
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
داریم همین کار رو میکنم پریسا جان ...
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۴
بهمن ماه پرشور خیلی های دیگه ای هم مثل شما داره خیلی معمولی و خیلی سرد و بی انگیزه و حتی دلمرده تموم میشه ... مثلا یکیش من !
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
پرشور بوده هر سال ولی امسال نه :(
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۰
منم هر چه سنم بالاتر میره از ذوق و شوقم برای نوشتن کاسته میشه الان چیز زیادی ازش نمونده:)
مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۱۰
دقیقا :(
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۰۴

خوبه تو باز میگی مثلا سنت داره میره بالا این شکلی میشی...ما که  تو 20سالگی به اون درجه رسیدیمو فعلا دیگه قرار نیس باشیم.

امیدوارم زود پرشور برگردی دادا:)

مسعود
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۸
این یعنی مرگ تدریجی یک رویا ...
۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۸
وقتی از این حسا بهم دست میده دو سه هفته بعدش می بینم بدون وبلاگم نمی تونم زندگی کنم
مسعود
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۱۴
من هم همینطورم :(
۰۳ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۲۳
امیدوارم که حال دلتون خوب باشه و ایام به کام...
هرکسی تو زندگیش گاهی وقتا دچار روزمرگی میشه اما مهم اینه که بتونه خودش بخواد و ازاین حالت دربیاد.قرار نیست که فقط باید یه کار بزرگ یا یه اتفاق بزرگ توزندگیمون رقم بخوره.گاهی همین اتفاقای کوچیک هم میتونن مارو به وجد بیارن.فقط کافیه بایه دید بهتر بهشون نگاه کنیم.
راجع به پستی هم که گفتین حرف زیاده ولی....

+من قالب وبلاگتون رو خیلی دوس دارم.^-^
مسعود
۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۱۹
ممنونم سوما عزیز .
درست میگین و خودم هم میدونم این اوضع و احوا گذراست ...
قابل شمارو ندارم ، تقدیم کنم ؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">