آقا بعد از خوندن این پست جبهه نگیرین ! سر من غر نزنین که تو از حیوونا بدت میاد و تو هم مثل جاهلا فکر میکنی سگ نجسه ! من هیچوقت هیچ خصومتی با هیچ حیوونی نداشتم و تا جایی که دستم هم رسیده از غذام بهشون دادم به فکرشون بودم و هیچوقت از آزار یا فراری دادنشون لذت نبردم ولی اینکه علاقه به نگهداریشو داشته باشم نه !
چند روز پیش برای عموی من یه مهمون از اصفهان اومده بود که دختر بزرگشون یه سگ پشمالوی بامزه داشت . یه خانواده شیک و باکلاس که پدر خانواده سرهنگ بازنشسته نیروی هوایی بود و کلی شوخ و البته با جذبه بود . وقتی وارد خونه شدن وسایلشون رو که گذاشتن دیدیم قفس سگشونم آوردن بالا و درشو باز کردن . یهو یه موجود سفید پشمالوی کوچیک دویید بیرون و رفت زیر مبل ها قایم شد . خودشون کلی ذوق کردن و گفتن بچمون خجالتیه ، یکم بگذره با همتون آشنا میشه و دیگه غریبی نمیکنه ! هی هم اسمشو صدا میکردن و مینداختنش هوا ، معلوم بود خیلی بهش وابسته ان مخصوصا دختر بزرگشون که هرجا میرفت سگه هم راه میافتاد دنبالش ...
ما با دیدن این صحنه ها تعجب کرده بودیم چون نگه داشتن سگ تو خونه بین اقوام و خانواده ما اصلا رسم نبوده و نیست . من یکی که اصلا بهش دست نمیزدم و وقتی نزدیکم میشد مسیرمو عوض میکردم که با دیدن این برخوردم دخترشون گفت از سگ میترسی ؟ گفتم نه حس خاصی نسبت بهش ندارم . حتی اصرار کرد که بغلش کنم و گفتم ممنون از همین دور قشنگ تره :دی
تازه اوضاع از این بدتر شد ! موقع ناهار دخترشون توی یه ظرف با سگش غذا میخورد و با دقت تموم براش مرغ و ماهی لقمه میکرد و میذاشت دهنش . بعد از غذا هم چندین بار بوسش کر و توی بغلش گرفت خوابید . واقعا نمیدونم چی بگم ! شاید چون من حس خوبی به این جور برخوردها ندرارم برام عجیبه ! توی وفادار بودن و اینکه نگه داری ازش وابستگی میاره شکی ندارم ولی حس میکنم اصلا کار درستی نیست . زندگی کردن اونم به این نزدیکی با حیوانات هم از لحاظ بهداشتی و هم روابط انسانی کار جالبی نیست . حتی سرهنگ میگفت چند وقت پیش دستشو گاز گرفته و مجبور شده بره واکسن هاری بزنه . هر جا هم میخواستن برن اوضاع این سگرو داشتن که بسپرنش به کی . تازه بدتر از این ها عذابیه که به سگ بی گناه میدن . چند وقت پیش BBC یه مستند نشون میداد از این سگ های سوسیس ( سگ های قهوه ای که بدن کشیده ای دارن و خیلی کوچیکن ) و میگفت که همه این ها دستکاری ژنتیکی شدن تا شکل بامزه ای به خودشون بگیرن . جالبیش اینجاس که همین دستکاری ها باعث میشه چشم هاشون از حدقه بیاد بیرون و نتونتن درست ببینن و تا آخر عمر تو عذاب زندگی کنن . ما هم به خنگ بازیاشون بخندیم و بیشر ترغیب بشیم تا عذابشون بدیم .
راستی چندش آورترش موهای بدنش بود که همه جا ریخته بود و فکر کنم با این اوضاع دیگه باید خونه عموم رو به فراموشی بسپارم :دی یه نکته مهمه دیگه اینه که خودمون هم دوتا سگ بزرگ داریم ولی توی باغ برای نگهبانی ازش استفاده میکنیم . فکر کنم اینطوری بیشتر به خوی طبیعیش نزدیک باشه ...
پی نوشتـــ :
اگر غلط املایی دیدین به حساب بی سوادیم نزنین ، اولین باره دارم با کیبورد لپ تاپ تایپ میکنم ...
دوستانی که هنوز به لیست دنبال شده ها اضافه نشدن این پست رو مطالعه کنن ...

  • مسعود
  • دوشنبه ۱۵ آذر ، ۲۰:۲۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۹۲

تعداد نظرات این پست [ ۴۲ ] است ...

۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۹
منم حرفتون رو کاملاً قبول دارم . منم حسِ خوبی ندارم نسبت به این روابطِ فیزیکیِ بین حیوان و انسان مثلِ بوسیدن و بغل گرفتن!:)
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
دقیقا همینه !
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۹
راستش رو بخوای من خودم به شخصِ از سگ و گربه و اینا خیلی خوشم میاد ! ولی خب آره موافقم که نباس زیاد به محیط زندگی نزدیک بشه :) ولی خب به نظرم دست زدن و اینا بد نیس !! (:)
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
نمیدونم والا :/
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۱
اون اسب نبود ک حیوان نجیب بود؟؟؟
من ب جای شما بودم از خونه میزدم بیرون
منم عاشق سگم ولی فقط از دور:)
اونم نه توی فضای خونه
مثلا من همیشه ب توله سگ های دانشگاه !غذا میدم ولی در ذهنم نمیگنجه روزی بهشون دست بزنم

مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
سگ هم هست !
من هم دوسشون دارم ولی نه توی خونم :|
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۴
فقط میتونم بگم آدم هایی با سبک زندگی حال بهم زن که هم به دیگران ظلم میکنند هم به حیوون بخت برگشته ...

مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۲
مخصوصا حیوونه بیچاره !
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۲۹
سلام
کاملا با نظرتون هم عقیده هستم و همین حس‌و به سگ دارم
فکر کنم این احساس به خاطر نجس بودنشون باشه
آقااا، اون قسمت غذا خوردن با سگ خیلی حال به‌هم‌زن بود!
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۱
واقعا !
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۱
اه اه اه اه چقدر چندش... منم مثل شما هستم اصلا باداشتن حیوون توخونه موافق نیستم فقط پرندگانو موافقم
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۱
لایک به شما ...
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۷
شدیدا باهاتون موافقم...
بیشتر از هر چیزی آزاره برا حیوون
چه فکری می کنن آخه :(
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۱
والا چی بگم :|
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۸
منم عاشق و شیدای سگام! ولی ولی ولی عمرا راضی شم سگ تو خونه باشه به دلیل بهداشت ولی واقعا از سگ خوشم میاد انقد که میگم کاش بعضی آدما در حد سگا بودن! 
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۱
سگ فوق العاده حیوون دوست داشتنی و خوبیه ولی گه داشتنش توی خونه درست نیست ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۱:۲۶
سگ دوست دارم ، اما به قول شما برا خونه باغ ، البته با حضورش،در خانه هم مشکلی ندارم و زیاد دیدم و سکوت کردم ، یادمه یه بار یک یه دوست جان پرید نشست بغل من :| یعنی تا یه روز روزی سه بار دوش گرفتم :| در مورد موهای سگ هم هیچی پاک نمی کنه از فرش متاسفانه ، حتی بعد رفت و آمد تا قالیشویی همچنان مو دیده می شه رو فرش 
از دور قشنگ تره من و قشنگ پخش زمین کرد از خنده 
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۰
آخر کامنتتون رو متوجه نشدم ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۲:۳۱
غلط املایی که کلا درست نیست به کار بردنش ، اشتباه تایپی بهتره 
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۰
چشم :|
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۸:۳۳
چی بگم واقعا!
غذاخوردن با سگ!
کاری به عقاید آدم های به اصطلاح روشنفکر ندارم ولی این خود فقر فرهنگیه!
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۸
دقیقا !
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۸:۵۹
... اما آدم که به سرش نیوفتاده بخاطر یه حیوون خودشو و حتی دیگرانو اینقد تو زحمت بندازه!
آدم کتابشو توی قفس بندازه به عنوان حیوون خونگی خیلی به صرفه تر و معقولتره هورهورهور
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۸
والا بخدا :|
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۹:۳۰
با قدت تموم براش مرغ و ماهی لغمه میگرفت ...

وقتی به این جمله رسیدم اولش فکر کردم که حرف « ر»  در واژه ی « قدت » جا افتاده ، با خودم داشتم فکر میکردم که چرا باید با قدرت تمام لقمه بگیره که متوجه شدم این « دقت » نه  « قدرت » . 
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۷
چشم الان تصحیحش میکنم ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۹:۵۸
کاملا قابل درکه! این اتفاق واسه منم هر هفته تو خونه ی یه بنده خدایی میفته و مجبورم برم اونجا. خودشونم سر این مسئله باهم دیگه مشکل دارن ولی از پس هم بر نمیان. تفاوت اونا اینه که هم سگ دارن، هم همستره چیه اسمش؟ اونم دارن! انقدر هم این سگه ادب آداب دارده :| از من که خیلی بهداشتی تره :))
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۴
همستر که خیلی غیر قابل تحمل تره ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۱:۱۲
هرچی حیوان کوچیکتر ترس من بیشتر.
بچه که بودم کللللی گریه و زاری میکردم که خرگوش میخوام. میدونستم میترسم اما خب دوسش داشتم و تصمیم داشتم بعد از اینکه بابام برام خرید باهاش دوست بشم و ترسم بریزه. اما بابا بخاطر اینکه خواهرام گفتن برا سلامتی دختر مضرّه و از این حرفا خرگوش نخرید و به جاش یه میش :دی خرید منم به شدت میترسیدم و نزدیکشم نمیرفتم.
بعد از اون یه مدت کوتاه مرغ داشتیم توی حیاط، یه مدت کبوتر، یه مدت هم بلدرچین و گهگاهی جوجه رنگی...
یه زمانی رسید بع بعی ها رو دوس داشتم و دارم بخصوص کوچیکاشون اما هنوز ترسم کامل از بین نرفته و تصمیم نگرفتم که داشته باشمشون. و همینطور اسب :دی
حتی اگر روزی هم بشه یکی از حیوانات یا پرندگان دوست داشتنیم رو داشته باشم هیچوقت به خونه راهشون نمیدم چه برسه به اینکه تو یه ظرف...

مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۳
ماشالله همرو تجربه کردی :دی
کلا نه داشتن حیوون تو خونه خوب نیست ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۵
عالی. دقیقا همین حس و حالو دارم نسبت به حیوانات. بهترین جمله اینه که از دور دوست داشتنی ترن
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۵۱
والا بخدا !
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۴
واااااااایییی >_<
منم با شما موافقم! بنظر منم نگه داشتن یه حیوون تا این حد نزدیک به خودمون اصلا کار درستی نیست!
...
و دیگر هیچ @_@

مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۵۰
درود بر شما :دی
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۵:۴۷
من فقط مرغ دوست دارم به عنوان حیوون خونگی.. 
از سگ و گربه بدم میاد به همون دلیلی که گفتید! موهاشون همه جا می ریزه و تشدید کننده حساسیت های تنفسی هست. گربه که دیگه اصلاً ادرارش هر جا ریخته باشه و با پوست تماس پیدا کنه زخم می شه بدن. من نمی دونم ملت چه جوری اینا رو نگه می دارن تو خونه و زندگی شون:/
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۵۰
والا بخدا !
مرغ و خروس به این خوبی برای توی حیاط ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۰
از همین دور قشنگتره:))))))))
 این روزا انقد کلاس داره سگ داشته باشی مثلا وقتی میری خیابون بغلش کنی:)))) 
باور کنید عین بچه آدم میمونه:))
البته اینا حرفای من نیست مال اونایی هست که سگ رو تو خونشون نگه میدارن.

منم با گفته های شما موافقم.اخه چه معنی میده سگ یا گربه با ما سر یه سفره بشینن؟!!!! اخه نه تو دینمون هست نه از لحاظ فرهنگ جامعمون و نه از لحاظ بهداشتی درست نیست.
اما متاسفانه روز به روز شاهد بیشتر شدن این موضوع هستیم.تازه  با سگشون بعضیا میرن پیاده روی....

+ببخشید زیاد حرف زدم اما این پست جای بحثش زیادِ.تازه کلی حرف دیگه داشتم که اونارو کم کردم وگرنه یه طومار میشد :)))))
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۵۰
والا من که هیچ کلاسی نمیبینم حتی یه جوریم میشه وقتی میبینم قربون صدقه سگشون میرن :/
به نظر من دین هم هیچ چیزی رو بی حکمت و بی دلیل به آدمیزاد توصیه نمیکنه ...
۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۱
زیادم بیراه نمیگی من خودم بشدت طرفدار حقوق حیواناتم 
تجربه ی نگهداری از دو تا سگم داشتم راستش هم خودم عذاب میکشیدم هم احساس میکردم اونا اذیت میشن ،مهمونا از خونه فرار میکردن:/ بعضیا میگفتن نجسه نمیومدن ٩٩درصد میترسیدن حالا دردسرای نگهداری از خودش بماند ،ولی خب برای رفتن جفتشونم من کلی گریه کردم:/
بعد تهش به این نتیجه رسیدم اصن نگه داشتن سگ توی فرهنگ ما جایی نداره ما هم نباید خودمون و بقیه رو بخاطرش اذیت کنیم الانم اگ شرایطش پیش بیاد حتما سگ میگیرم ولی تو حیاطی:))ینی در بیرون از خانه نگهداری بشه.
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۴
اصلا فرهنگ ما هم نه به نظر من تعامل نزدیک انسان با حیوون تو هیچ جامعه بشری جایگاهی نداره و زیاد جالب نیست .
وابستگی هم که میاره لامصب .
۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۱
ّ
مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۰
اینم حرفیه :دی
۱۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۴۲
سگ ترسناکه.
اما از دور قشنگ

مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۰
والا :دی
۱۷ آذر ۹۵ ، ۰۸:۳۴
ایییی تو یه ظرف؟! اه ;/
نمیشه بذاریم تو جنگل بمونن؟
مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۰
شدنش که میشه ولی نمیذارن که :دی
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۱:۵۲
ما ی گربه در آزمایشگاهمون داریم انقد بچه ها لوسش کردن و بهش مرغ دادن، براش غذای آلمانی خریدن و تحویلش گرفتن اگر از در آزمایشگا بیای بیرون چیزی بهش ندی پاچه تو میگیره نمیذاره رد شی...
من دوس دارم حیوانات رو دوس داشته باشم اما برام ناممکنه بهشون دست بزنم
مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۵۰
گربه که ماشلله بی صفته :دی
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۱:۵۸
اقا منم همینجوریم. من نمیدونم چطور میشه یه آدم یه حیون رو وارد زندگیش میکنه و کلی هم باهاش رفیق میشه. باز اونایی که پرنده نگه میدارن و میتونم درک کنم ولی دیگ سگ و گربه رو خدایی نه. 
مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۹
والا بخدا :/
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۱

دارم فکر می کنم دختره چطوری تونسته باهاش غذا بخوره

:|

حتی بل و سباستین هم بینشون یه مرزی بود والا

یا کمیسر و رکس

یل نیلو و فلاندی

یا سگ تبتی

پاکوتاه و حنا هم همین طور

سگ دختره تو با خانمان یادم نیست اسمش چی بود

دینگوی لوسی می هم خیلی رعایت می کرد والا

دیگه اگه الگومون اینا بودن باید رفتار متعادلی هم می داشتیم دیگه

:|

مسعود
۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۶:۴۹
چقدر سگ و صاحیشونو میشناسی ماشالله :))
۱۸ آذر ۹۵ ، ۰۱:۲۹
یاد سگ نداشتم افتادم😞یادش بخیر😂
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۳
:))
۱۸ آذر ۹۵ ، ۰۱:۵۱
کامنت من مشکلی داشت که تایید نشد؟!
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۲
عزیز کامنت هارو دیر به دیر تایید میکنم :|
۱۸ آذر ۹۵ ، ۰۹:۵۶
باهاتون موافقم منم سگ خیلی دوست دارم ولی این رفتارای افراطی ما نه تنها به خودمون بلکه به اونا هم آسیب میزنه من حتی میشناختم کسیو که به سگ خونگیش از بس قند داده بود دیابت گرفت سگه :|| و حتی از نظر غذایی تخم مرغ و ماکارونی میداد البته نه که گوشت نده بهشون ها نه فقط احساس میکرد اینجوری بامزه تره!!
در واقع ما فراموش کردیم کاربرد اصلیشون چیه و سعی داریم ازشون مث همه چیزای زندگیمون وسیله سرگرمی بسازیم.
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۱
چقدر بی رحم !
۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۰:۵۵
توی یه ظرف ؟!  >_<
درک بعضی رفتارا واقعا سخته !

مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۱
واقعا !
۱۸ آذر ۹۵ ، ۱۴:۳۶
منم از سگ خوشم نمیاد
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۰
و من نیز :دی
۱۸ آذر ۹۵ ، ۲۱:۴۹
چراجدیدا نظرات من رونمیگذارید
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۰
عزیز نظرات رو دیر به دیر تایید میکنم ...
۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۰۹
نظر صاحب خونه چی بود؟؟به خصوص زن عموتون؟حتمن دادن فرش ها رو شستن البته اگه حساس باشن
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۰
فقط داشت حرص میخورد :))
۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۰:۳۸
موافقم....
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۳۰
ممنون ...
۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۲:۰۴
کلاازسگ وگربه بدم میادفک میکنم اوناهم ازمابدشون میاد:دی
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۹
منم حس میکنم همینطوره :دی
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۲:۳۴
آخه آدم عاقل مار پیتون رو ول میکنه میاد سگ و گربه تو خونش نگه میداره :خیلی دی
واقعا ما ایرانیها چقدر عقبیم
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۳:۲۹
واقعا :||
۲۱ آذر ۹۵ ، ۱۷:۰۵
ایییی 
من از سگ بدم میاد
مخصوصا این سگ پشمالو کوچولو ها که دیگه متنفرم 
اگه یه روزی هم مجبور بشم سگ نگه دارم از این سگ سیاه های پلیس که گوشاشون تیزه 
صداشون در میاد ادم سکته میکنه خوشم میاد
مسعود
۲۱ آذر ۹۵ ، ۲۰:۵۲
اونا که خدا تومن پولشه :))
۲۵ آذر ۹۵ ، ۰۵:۱۸
حالا درسته بعضیا دوس دارن حیوون خونگی داشته باشن ولی آخه دیگه این قسمتش که با حیوونشون تو یه ظرف غذا بخورن غیرقابل هضمه واقعا😷من که نمیتونم درک کنم
اونم دختر...دخترا معمولا حساسن ...
من لیوان دهنی کسی رو نمیخورم چطور میشه با یه حیوان غذا خورد 
مسعود
۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۸
من هم برام اصلا غیرقابل هضمه !
۲۶ آذر ۹۵ ، ۰۶:۱۸
اه اه اه اه اه
حااااالم به هم خورد 

عموتون باید تحکم می داشت و اجازه نمی داد 
همین 

مسعود
۲۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۴
اگر میشد که خیلی خوب بود :دی
۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۵:۰۷
درجواب نظرم:
آخه مال من دیرتر تایید میشن
مسعود
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۹:۵۷
مال همه اینطوریه ...
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۵
سخنان جالب و منطقی بود. اگر بدون نگاه دینی و مذهبی هم به این قضیه نگاه کنیم اصلا از لحاظ عقل و منطق هم خوانی نداره تا این حد نزدیکی به یک حیوان خصوصا سگ که از لحاظ بهداشتی به شدت خطر آفرینه. 
جبهه گرفتن برای افرادیه که حرف منطقی ندارن و فقط با تعصب به قضیه نگاه میکنند:) 
مسعود
۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۹:۵۷
کاملا با حرف شما موافقم ...
۱۲ دی ۹۵ ، ۰۱:۳۱
چرا هیچ شکلکی وجود نداره که قیافه الان منو نشون بده؟!!!
انگار دارم میگم: اییییششش چندش! 
دیگه خودت قیافمو تصور کن.
پلاس اینکه خودمم جزء غذا دهندگان به گربه ها سگ ها و توله سگ ها هستم ولی با حفظ حریم اینکه من یه حیوون دیگم  و دنیام فرق داره😒
مسعود
۱۹ دی ۹۵ ، ۱۳:۲۸
بهترین کارو میکنید شما .
باید دوست دار و حامی حیوانات بود نه اینکه تو چهاردیواری خونه زندونیشون کرد ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">