زندگی من طعم و رایحه دارد !

  • يكشنبه ۲۳ خرداد ، ۱۹:۰۰ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۰۱

هانریش بل تو کتاب عقاید یک دلقک به زیباترین و دلنشین ترین حالت ممکن رایحه های مختلف رو به پدیده ها و اشخاص اطرافش ارتباط داده بود . این کتاب داستان یه دلقکی رو بیان میکنه که از دوران اوجش دور شده و روزگار سختی رو تو فقر و تنگدستی میگذرونه . تو قسمت های مختلف این کتاب میبینیم که هانریش بل احساسات خوبش رو نسبت به تمام وقایع اطرافش با رایحه ها و بوهای خوب بیان کرده . مثلا توی قسمتی از کتاب میگه :

احساس بدی داشتم !فراموش کردم که ذکر کنم من به غیر از غم ، حالت مالیخولیایی و سردرد ، دارای یک خصوصیت خدادا دیگر هم هستم : اینکه قادرم از پشت تلفن تمام بوهارا تشخیص بدم و کوسترت بوی شیرین پاستیل بنفشه را میداد ...

و توی قسمت دیگه ای از کتاب میگه :

از  آن مرد مدرسه کشیش‌ها بوی کلم می‌‌آید !

که بعد هم توضیح میده کلم میل جنسی‌ رو کاهش میده ، چیزی که تو آموخته‌ های کشیشان لازمه . و پر از این دسته تشبیهات جالب و جذاب و که خیلی برای من ملموس و آشناست . این حس کردن بوهای مختلف و به زبان آوردنش توسط هانس ( شخصیت اصلی داستان ) نشان دهنده باطن درونیه فردیه که بو ازش ساطع شده و به ذهن شخصیت داستان منتقل شده .
این ها تمام احساساتی بود که باید به شما منتقل میشد . نمیدونم تا چه حد مثل من براتون جالب و قابل درکه . از نظر من مامان همیشه بوی وانیل شیرین میده و بابا بوی تند کاج تازه تو فصل پاییز . و یا بالاتر ، پیرمرد جو گندمی که توی آزانس قدیمیه سر کوچه کار میکنه بوی بارئت و اپراتور مرکز مخابرات که با حوصله مشکل اینترنت رو حل میکنه بوی پای سیب میده . برگه های تست بیمار همیشه بوی الکل و روزهایی که میشه کمی بیشتر خوابید بوی بهار نارنج رو داره ...

بریده هایی از کتاب :

1 .  آیا جدن ماری می خواست که تسوپفنر را در مراسم رسمی و جشن ها همراهی کند و با دستانش لک لباس رسمی تسوپفنر را بشوید ؟ مطمئنن این مسئله ای است که به نظر و عقیده هر آدمی مربوط می شود ، ماری اما این کار شایسته تو نیست . بهتر است که به یک دلقک بی اعتقاد اعتماد کنی که تو را صبح های زود از خواب بیدار می کرد تا به موقع به مراسم دعا در کلیسا برسی .

2 . ماری با بی صبری و حالتی شدیدن عصبی پشت میله های جایگاه اعتراف کلیسا برای کشیش درباره عشق ، ازدواج ، مسئولیت و دوست داشتن صحبت می کند . سر انجام کشیش که شکی در اعتقاد و ایمان وی ندارد می پرسد : " دخترم شما چه کمبودی دارید ، چه مسئله ای شما را آزار می دهد ؟ "اما تو توانایی پاسخ دادن به این سوال را نداری . نه تنها از گفتن بلکه حتی از فکر کردن به آنچه من می دانم ناتوان هستی . کمبود تو یک دلقک است .

3 . هر روز صبح در هر ایستگاه بزرگ راه آهن هزاران نفر داخل شهر می شوند تا به سر کارهای خود بروند و یا در همین حال هزاران نفر دیگر از شهر خارج می شوند تا به سر کارشان برسند . راستی چرا این دو گروه از مردم محل های کارشان را با یکدیگر عوض نمی کنند ؟ صف های طویل اتومبیل ها و راه بندان های ناشی از آن در ساعت های پر رفت و آمد از روز خود معضلی بزرگ است . اگر این دو دسته از مردم محل کار یا سکونتشان را با یکدیگر عوض کنند می توان از تمام مسائلی چون آلودگی هوا ، درگیری روانی و فعالیت های پلیس های راهنمایی بر سر چهار راه ها اجتناب کرد : آنگاه خیابان ها آن قدر خلوت و ساکت خواهند شد که می توان بر سر تقاطع ها نشست و منچ بازی کرد.

4 . می‌خواستند با این پلاکاردهای بیش از اندازه احمقانه‌شان باعث افسردگی بیش‌تر بیمارانی شوند که گاه از سر بی‌حوصلگی از ورای پنجره‌ها نگاهی به خیابان و اطراف می‌اندازند. تقریبا ساعت دو نیمه‌ی شب شده بود ... از سمت چپ خیابان سگی آواره ظاهر شد، ابتدا تیر چراغ برق و بعد هم پلاکارد حزب سوسیال دموکرات و دموکرات مسیحی را بو کشید؛ بعد از آن که پای پلاکارد حزب دموکرات مسیحی ادرار کرد، به آهستگی راهش را ادامه داد.

پی نوشتـــ :
برای مطالعه پست معرفی کتاب عقاید یک دلقک به اینجــا مراجعه کنید .

تعداد نظرات این پست [ ۱۴ ] است ...

۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۵
عقاید یک دلقک رو سال پیش خوندم.
خیلی خوب بود.
و از اتفاق امسال از نمایشگاه کتاب یک کتاب دیگه از بل رو هدیه گرفتم. که به محض اینکه بخومش به اشتراک میزارم ان شالله.

مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۷
بذارین تا ما هم بخونیمش ...
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۰۶
فکر میکنم با این پست بیشتر ترغیب شدم تا این کتاب رو بخرم
:)
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۷
ارزششو داره ...
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۰
چه چیزایی میخونیااااااااااااااا
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۷
چی باید بخونم ؟ :)
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۶
جالبهههه
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۶
ممنون ...
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۸
بسیار نیک بود
البته من حس می کنم رفتار های آدما هم عطر داره مثه مهربونی که بوی اون گله تو باغچمونو میده که اسمشو نمیدونم :دی
این پست تون خیلی حالمو خوب کرد الان یه ربه دارم نفس عمیق می کشم...سپاس 
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۴
چقدر خوب که تاثیر گذار بود ...
۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۲۵
جالب تر از اینیه که میگید یه طور خاصیه 
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۴
دقیقا هم یه طوره خاصی احساسش میکنم ...
۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۱
سلام خیلی وقته نبودم
چقد این پست با پست های قبلی تون فرق میکنه
تبریک
فوقالعاده شده
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۴
ممنون از شما ...
۲۴ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۰۱
سلام خیلی وقته نبودم
چقد این پست با پست های قبلی تون فرق میکنه
تبریک
فوقالعاده شده
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۳
ممنون از شما ...
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۴
سلام
کتاب عقاید یک دلقک عالیه قصددارم کامل بخونمش نصفه خوندمش...راستی دوباره کتاب خوندنموشروع میخوام بکنم مث سال گذشته....کتاب خوبی داریدمعرفی کنید:)


مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۲
قابل شمارو نداره ...
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۴۷
واقعا هر آدمی بوی خودش رو داره
http://in-goone.blog.ir/1394/09/20/%D8%AF%D9%84%D9%82%DA%A9
مسعود
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۳۲
خونده شد ...
۲۷ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۰۸
@_@
مسعود
۳۰ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۳۵
:))
۰۴ تیر ۹۵ ، ۰۳:۲۳
عشقش به آنه ماری خیلی عجیبه،از اون عجیب های دوست داشتنی و راحت تر بگم ؛ستودنی!
+یه کتاب دیگه هم از بل خوندم،"بیلیارد در ساعت نه و نیم"متاسفانه چیز خاصی حاصل م نشد.
مسعود
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۷
یعنی پیشنهاد نمیکنید ؟
چه بهتر نمیرم بخرمش :))
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۳:۵۰
خب بالاخره هر کتاب مزخرفی یه قسمت امیدوار کننده داره؛اما خب بنظرم بهتر از"بیلیارد در ساعت نه و نیم"خیلی هست:))
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۲
شاید :))
۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۶
این کتاب برام لایه های پنهان زیادی داره و شاید برای همین با اینکه خود کتاب وکامل خوندم الان این روزها دارم نسخه صوتی اش و گوش میکنم 
مسعود
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۲:۵۷
خیلی کتاب خوب و دوست داشتنی هست ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">