روزی که عکاس شدم ...

  • سه شنبه ۶ مرداد ، ۱۹:۵۸ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۸۱۸ بازدید

سال اول دانشگاه بود که احساس کردم دیگه وقتشه در کنار سرنگ و تیغ جراحی ، دوربین و لنز هم به دست بگیرم و تمام رویای کودکیمو به تصویر بکشم !
اون زمان هنوز سر کار نمیرفتم و از بابام ماهانه میگرفتم که مبلغش زیادنبود و اگر میخواستم خوب خرج کنم حتی به سر ماه هم نمیرسید چه برسه بخواد جمع بشه و پس اندازم برای خرید دوربین باشه !
همینطوری روزها رد میشد و جلو میرفت و من هر شب با رویای دوربین سرمو روی بالشت میذاشتم و تمام امیدم به وقتی بود که بتونم روی پای خودم وایسم و به آرزوم برسم !
قشنگ یادمه فردای تولدم تمام پول هایی که کادو گرفته بودم رو بردم بانک و ریختم به حسابم که ازم نزنن یا گم نکنم و راه افتادم رفتم به سمت جمهوری و پاساژ حافظ برای رسیدن به آرزوم یعنی داشتنه یه دوربینه حرفه ای ! کلی هم تحقیق کرده بودم و یه راست رفتم سراغ مدل مورد نظرم و خریدمش !
اون شب تا صبح از روی دفترچه راهنما میخوندم و با دکمه ها و تنظیماتش ور میرفتم . تند و تند از در و دیوار عکس می گرفتم و ذوق میکردم . البته بگم که رو حالت دستی تنظیماتش برام سخت بود و کاملا گیج شده بودم که ایزو ، دیافراگم یا سرعت شاتر چیه و رو مد اتوماتیک عکس میگرفتم .
اینقدر عاشقانه دنباله این کار بودم که تو کل مسافرت یا گردش های که میرفتم سرم تو دوربینم بود و صدای همرو در آورده بودم ! همش بهم اعتراض میکردن که چند ثانیه دوربینتو بذار کنار لطفا !
روز به روز چیزای جدید یاد میگرفتم و همینطور که سنم بالا میرفت و برای خودم درآمد داشتم بخش زیادی از پولم رو صرف کامل کردن تجهیزات عکاسی ( مثل رفلکتور ، سه پایه و ... ) میکردم و اطلاعاتم هی بیشتر میشد . شب ها تو سایت های عکاسی اطلاعات و نکته هارو با دقت میخوندم و سر فرصت اجرا میکردم و از نتیجه اش لذت میبردم .
و امروز عکاسی بخش مهمی از زندگیه منه و بزرگترین تفریحم ساعت ها وقت گذاشتن برای ثبت تصویرهای جالبه .
من عاشق عکاسیم نه عکاس ! و هیچوقت خودم رو در حد یه عکاس ندونستم ...
پی نوشتـــ :
تو قسمت " عکس های من " و یا صفحه " اینستاگرامم " میتونین نمونه کارهامو رو مشاهده کنین .

تعداد نظرات این پست [ ۲۱ ] است ...

۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۱
منم عاشق عکاسی کردن هستم فقط تا تحقق رویام یه ذره فاصله هست. ...
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۷
اندکی صبر ، سحر نزدیک است ( چه درام شد جمله ! :)) )
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۱
خوبه تو اون سن برات تولد گرفتن و بهت هدیه دادن :|
اخرین تولدم دو سال پیش بود!
البته من گله ندارم و نداشتم هیچوقت :)
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۳۸
من شیفته ی عکاسیم... هیچ چیزی به اندازه ی عکس گرفتن بهم حس زندگی نمیده
شاهدشم عکسای اینستاگرامم :)))
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۶
بله واقعا منم همینم ! شاهد منم همونه :))
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۶
به به
آفرین
تبریک
ولی تو عکاسی به من نمیرسی که خخخخخ
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۶
ممنون بهاره جان !
100% :دی
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۸
چقدر خوب ;-) منم به عکاسی علاقه دارم
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۶
خیلی خوبه ...
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۸
عکسهاتون که جالبه ولی جالب تر اینه که با دیدن عکسهاتون قبل اینکه ،درباره خریدن دوربین بگین،فک نمیکردم یا شاید بشه گفت دور از تصوره که شما هم پولتونو جمع کردین ،چیزی که دوست دارین بخرین،مگه میشه؟ مگه داریم؟
پی نوشت.البته کادو تولدی که باهاش دوربین خرید نباید ندید گرفت😁😊
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۶
مگه چه جوری به نظر میام ؟! 
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۲۱
سرنگ و تیغ و جراحی؟!
پزشکین عایا؟!
من فقط بلدم با تبلتم قشنگ عکس بگیرم
نسبت به خواهرم خیلی خوب عکس میگیرم ولی معلم هنرمون همیشه به عکاسی هام نونزده میده
میگه نقطه طلایی نداری-_-
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۵
با اجازه :دی
به حرف بقیه توجه نکن ! اعتماد به نفستو داشته باش و مطما باش میرسی به جایی که میخوای :)
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۷
عه کامنت من کو ؟
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۴
تایید نشده مگه ؟!
۰۶ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۷
دوست داشتی یک پا نداشتی ولی به جاش دوربین پیشرفته میداشتی ؟؟؟ :))))
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۴
نه در اون حد دیگه مرتضی :))
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۴
چه جالب دقیقا حس منو نسبت به دوربین توصیف کردین ولی فعلا در مرحله پس انداز میباشم.اللته دوربین گوشی یکم خیلی کم اون حس عکاسیمو اروم میکنه
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۳
نا امید نشو ! وقتی برای رسیدن بهش تلاش میکنی با لذت بیشتری قدرشو میدونی ! هر چند اون چیز کوچیک باشه و پولش برای خیلی ها مقداری نباشه !
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۳۰
بنده هم عکاسی را دوست میدارم اما دوربین ندارم :D
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۰
عکاسی دوربینه چند میلیونی نمیخواد ! اگر علاقه و ذوق باشه با موبایل هم میشه عکس های بی نظیری گرفت ...
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۴۵
عکاسی هم گاهی خوبه.ولی اینکه شما همیشه براش اشتیاق و حوصله دارید جالبه!
مسعود
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۰
به نظر من تو ذات هر کسی علاقه به یه چیز هست که هیچوقت آتیشش خاموش نمیشه و همیشه از انجامش لذت میبره !
فقط باید پیداش کنه !
۰۷ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۸
خواهر برادر منم پزشکن^_^
موفق و موید باشید
مسعود
۰۸ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۸
به به به سلامتی ...
انشالله موفق باشن .
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۰
واقعن حسه خیییییییییییییلی خوبیه ک ادم ب چیزی ک دلش میخواد برسسه
پستتونو ک میخوندم انگار اون حسه خوبش به منم منتقل شد
خوبه ک رسیدی به ارزوت:)
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۷
ممنون فاطمه جان ! واقعا احساسه کامل شدن میکردم ...
۱۰ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۲
عکاسی... خوبه ... خیلی خوبه :)
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۴
بی نظیره !
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۱
عکاسی خیلی خوبه
من خیلی عکاسی دوس دارم
سراینکه بزارن برم هنرستان وعکاسی بخوانم جنگ جهانی سوم وچهارم وپنچم رو هم راه انداختم تو خونه ولی به نتیجه نرسیدم

منم قبول کردم نرم عکاسی ولی حتما میخواهم برم هنرستان ومیرم


موفق باشی دوستم
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۴
معمولا خانواده ها پزکشی و مهندسی رو رشته میدونن و از نظرشون عکاسی و یا حتی هنر پول توش نیست ! افکار قدیمی به علاقه توجه نمیکنه ...
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۱
امسال اردو با مدرسه رفتیم صحنه(یکی از شهرستان های کرمانشاه) بعدش وقتی خواستیم عکس بگیریم 170عکس انداختن بچه من فقط تو 4یا5 عکس بودم بقیه عکس ها من عکاس بودم

البته بچه هام ذوق مرگ شدن بخاطر عکسهای که انداخته بودم همه شون از عکس ها راضی بود

بروزم
مسعود
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۱
مشکله منم دقیقا همینه :)) تو هیچ عکسی نیستم چون پشت دوربین دارم عکاسی میکنم .
چشم سر میزنم ...
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۴
خب من که رشتم عکاسیه خوشحالم که به عکاسی علاقه مندی
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۶
به سلامتی ، ممنون ...
۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۱۰
چه حس قشنگیه آدم برای رسیدن به آرزوش تلاش کنه و انتظار بکشه
منم عاشق عکاسیم
اگه سال دیگه کنکور قبول شم یه دوربین حرفه ای میگیرم
مسعود
۱۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۱
انشالله بهش میرسین ...
آره خیلی لذت بخشه ...
۲۰ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۵۱
هی هی خوشا بحالت! من که فک کنم این ارزومو باید به گور ببرم با خودم
دوربینا دیگه خیلی گرون شدن:(
مسعود
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۴
چرا به گور ؟ کافیه بهش فکر کنی !به زودی بهش میرسی ...
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۱
عکاسی به آدم آرامش میده.....

خییییلی آرامش میده.....
مسعود
۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۵
خیلی زیاد !

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">