دیالوگ ماندگار ، دور افتاده ...

چاک : هر دومون حساب کردیم ؛ " کلی " به این نتیجه رسید که باید فراموشم کنه ، منم فهمیدم که دیگه از دستش دادم . قرار نبود از اون جزیره بیام بیرون . قرار بود اونجا بمیرم ، کاملاً تنها . منظورم اینه که یا مریض می‌شدم ، یا مجروح میشدم ، هر به هر روش دیگه‌ای ...
تنها انتخابی که داشتم و تنها چیزی که میتونستم کنترلش کنم این بود که کی ، چطور و کجا این اتفاق می‌افته . پس یه طناب درست کردم و رفتم بالای کوه که خودمو دار بزنم . اما باید امتحانش می‌کردم . وزن اون کنده ، شاخه‌ی درخت رو شکست . پس من حتی اونطور که خودم می‌خواستم هم نمی‌تونستم خودم رو بکشم . من بر " هیچ‌ چیز " قدرتی نداشتم و اون موقع بود که این احساس مثل یه پتوی گرم به سراغم اومد ! دونستم یه جوری باید زنده بمونم . یه جوری باید به نفس کشیدن ادامه بدم حتی اگر امیدی وجود نداشته باشه و در حالی که تمام منطقم بهم می‌گفت که دیگه هیچوقت اینجا رو نمی‌بینم پس اینکارو کردم . من زنده موندم . به نفس کشیدن ادامه دادم و بعد یک روز اون منطقم کاملاً اشتباه از آب در اومد چون جریان آب برام یه بادبان آورد و حالا من برگشتم به ممفیس ! دارم با تو حرف می زنم و توی لیوانم یخ دارم در حالی که دوباره اونو برای همیشه از دست دادم . از اینکه کلی رو ندارم خیلی ناراحتم اما خیلی سپاسگذارم که توی جزیره با من بود و می‌دونم که حالا باید چیکار کنم . باید به نفس کشیدن ادامه بدم ؛ چون فردا باز هم خورشید طلوع می کنه و کی می دونه که جریان آب با خودش چی می‌یاره ...
دور افتاده ( Cast Away ) ، سال 2000 میلادی .

پی نوشتـــ :
همیشه امید آخرین برگ دفتره زندگیه !

تعداد نظرات این پست [ ۲۲ ] است ...

۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۳:۳۷
کی می دونه که جریان آب با خودش چی می‌یاره ...
+ چرا من فکر میکنم قرار نیس هیچ چیز خوشایندی برای من بیاره؟
افسردگی دوره ایم بدجوری عود کرده :(
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۵
اندکی صبر ، سحر نزدیک است :)
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۳۷
خوشِمان عامد:)
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۴
خدارو شکر ...
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۴:۳۷
لااااااااااااااااااایک
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۴
ممنون ...
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۴
سلام رمزمطالب مدرسه13781374میباشد
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۴
اشتباهه که :/
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۹
احساس مثل یه پتوی گرم 
فوق العادست
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۴
بی نظیره ...
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۷:۰۴
فوق العاده‌س.....
کست اوی فوق العاده‌س 
تام هنکس ازون فوق العاده تر.



مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۱
آره فیلم سنگینی بود کلا .
تام بی نظیره !
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۷:۴۳
ان شاءالله که باشه :)
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۱
انشالله !
۲۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۴۴
هووم خوشمان آمد :)
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۵:۴۷
قشنگ بود 
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۰۷:۱۴
عااالییی
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۲:۳۹
عالی!
ممنون
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۳:۲۰
پی نوشت تون رو باید قاب گرفت ...
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ...
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۴:۱۰
باشد که امید داشته باشیم 
زیبا بود احسنت
مسعود
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۰
ممنون ، انشالله 
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۸
دقت کردی در جواب همه گفتی ممنون؟! :دی
😂😋☺️
مسعود
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۳
جواب تشکر ممنونه دیگه :دی
۲۸ مهر ۹۴ ، ۲۲:۰۷
و همچنان امیدواریم ... !:)
مسعود
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۲
به روزهای طلایی :)
۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۱:۱۶
امید...
یادآوری خوبی بود.ممنون 
مسعود
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۲
خواهش عزیز ...
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۱:۳۵
باید به نفس کشیدن ادامه بدم...
امیدواری اصل مهمی در زندگیه!اصن نباشه انگار ایچی نداری...
مررررسی از حسن انتخابتون:)
مسعود
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۱
ممنون !
انشالله !
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۶:۳۶
منم منتظر جریان آبم :|
مسعود
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۸:۰۲
خیلی هم خوب :دی
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۷:۳۱
به دف دیگه امتحان
مسعود
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۸:۰۲
جان ؟!
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۸:۳۲
شدیدا پتویِ گرم لازمم ...
مسعود
۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۸:۴۳
فکر خوبیه !
۰۱ آبان ۹۴ ، ۰۹:۰۳

امتحان

مسعود
۰۱ آبان ۹۴ ، ۱۸:۴۲
آهان :/
۲۲ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۴
یکی از بهترین فیلمایی که دیدم! :)
بازم دوس دارم ببینمش. می ارزه!
مسعود
۲۸ آبان ۹۴ ، ۱۷:۲۰
بی نظیره لامصب !

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">