حال همه ما خوب است / نیست !

  • چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ، ۱۷:۳۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۰۴ بازدید

هیچقت تو زندگیم اینقدر تحت فشار مالی بودن رو حس نکرده بودم . بعد از راه اندازی کسب و کار استارتاپی خودم ( که بعدا راجع بهش مفصل صحبت میکنم ) فهمیدم چقدر اداره کردن یه شرکت سخته . چقدر وقتی کارمندا با جون و دل کار میکنن دلت میخواد آخر ماه شرمنده شون نباشی و با جیب پر پول بفرستیشون خونه تا آماده بشن برای ماه بعد و روزهای پر انرژی ..

متاسفانه همه این علاقه مندی ها تو فکرم اتفاق میافته . وضعیت اقتصادی کشور به نقطه بحرانی خودش داره میرسه و تقریبا با یه کشور ورشکسته و تعطیل داریم رو به رو میشیم . همه اینهارو وقتی با پوست و گوشتم حس کردم که کارفرماها وقتی برای توسعه کسب و کارشون میان سراغ تیم تبلیغاتی ما اولین نگرانیشون پرداخته ! ترس از اینکه چه اتفاقی قرار بیافته ! قراره به کجا برسیم ؟ قرار چوب ندونم کاریه اون بالا سری هارو تا کی بخوریم ؟ بیشتر از این نمی نویسم و طولانیش نمیکنم ، فقط حال همه ما خوب نیست ، همین ..

تعداد نظرات این پست [ ۱۳ ] است ...

۱۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۳۹
کاش زود تر خوب بشیم :)
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۹
که بعید میدونم ..
۱۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۰۸
یادمه اون موقعها که کوچیک و کم سن بودم همیشه آرزو داشتم بزرگ بشم تا بتونم به  تمام اون آرزوهای قشنگم برسم، دوست داشتم بزرگ بشم تا بتونم مستقل باشم و خودم برای آرزو هام بجنگم دوست داشتم بزرگ بشم و پله پله پیشرفت کنم که مامان بابام بهم افتخار کنن دوست داشتم بزرگ بشم چون دنیا رو جای قشنگی میدیدم اما غافل بودم از اینکه نمیزارن... نمیشه... من که هیچکدومشون رو نمیبخشم تک تک اونهایی که باعث شدن در اوج جوانی احساس بدبختی کنم... و الان که نزدیک به سی سال عمر کردم دعا میکنم کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدم...
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۹
دقیقا من هم همین حس و حال رو دارم ..
۱۱ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۲:۱۰
آقای سربه هوای خودمونی؟؟

مبارکه، طبیب بودی خبر نداشتیم؟؟

منزل نو مبارک

 Mrsarbehava.blog.irمنظورم بودا
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۷
نه من اون نیستم اون یکی دیگه س :دی
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۸:۲۹
درد یعنی بنویسی و پاک کنی! فکرفکنی چیکار میشه کرد و کاری از دستت برنیاد. 
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۸:۵۱
حالمون خوب نیست
ولی ...
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۷
ولی ؟
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۱:۰۳
آره میفهمم چی میگید

خیلی اوضاع داغونه
گاهی اوقات آدم دلش واسه بعضی ها کباب میشه
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۰۵
واسه خودمون حتی ...
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۱۴
خوب میشیم :)
مسعود
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۴:۱۹
ای کاش ..
۱۲ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۸:۱۵
بله متاسفانه. اوضاع اصلا خوب نیست. ولی چاره‌ای جز تلاش هم نداریم.
مسعود
۱۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۵۲
چاره ای نیست درسته ...
۱۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۰۸:۵۰
ناامیدی داره میرسه به استخونمون...
مسعود
۳۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۳۱
مغز استخونمون !
۱۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۳:۲۴
حال همه ما خوب نیست ، همین ... 
مسعود
۱۳ ارديبهشت ۹۸ ، ۲۰:۵۲
هییی ...
۲۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۵:۲۵
نوشته بود:
فکر می کردیم روزای خوب دارن میان
نگو روزای خوشمون داشتن می رفتن و ما خبر نداشتیم...
مسعود
۳۰ ارديبهشت ۹۸ ، ۱۷:۲۵
بخدا :(
۱۱ مرداد ۹۸ ، ۲۲:۲۲
یه وقتا 'امیدوار بودن' تنها کاریه که از دستمون برمیاد!
مسعود
۱۲ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۱۳
واقعا :(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">