جراحی به انضمام مگس سیاه !

  • سه شنبه ۲۴ فروردين ، ۲۱:۱۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۳۰

یعنی نمیدونم چی بگم اصلا ! مقصر کی میتونه باشه ؟ شاید اصلا گفتن این چیزها و به زبون آوردنش اصلا درست نباشه و دید مردم رو نسبت به اتاق عمل خراب کنه ولی نگفتنش هم موجب غم باد شدن تو گلوی بنده میشه . تازه ! مگه اینجا جایی واسه نوشته ها و تفکرات درونی من نیست ؟!
امروز صبح بعد از آماده شدن اتاق یه مریضی که دیسک کمر داشت رو قرار بود عمل کنیم . مریض یه خورده چاق بود همین باعث میشد کارمون یکم بیشتر طول بکشه . طرفای ساعت 8 بود که گان و دستکش جراحی پوشیدیم و به قول بچه ها رفتیم میدون جنگ ! بعد از باز کردن کمر و گذاشتن پیچ ها و خارج کردن دیسک از فضای نخاعی جراحی تموم شد و رفتیم سراغ بخیه زدن . چون موضع عمل خیلی وسیع بود و مریض هم مشکل آریتمی ( آریتمی یعنی نامنظم بودن ضربان قلب که میتونه موقع بیهوشی خطرناک باشه ) داشت بخیه رو باید با سرعت بیشتری میزدیم تا عمل زودتر تموم میشد و مریض میرفت بخش . کار داشت به خوبی پیش میرفت که یهو دیدم یه مگس سیاه بزرگ اومد و اومد و یه راست نشست توی فضای داخلی زخم ! یه دفعه از جام یه متر پریدم بالا و گفتم واییی این چیه دیگه ؟ مگس تو اتاق عمل چی کار میکنه ؟! خشکم زده بود ! سریع با دست زدمش رفت ولی ول کن نبود و دوباره برگشت روی موضع عمل . سریع بچه های بهیار رو خبر کردم تا مگسو بکشن یا از اتاق خارجش کنن و بعد از چند دقیقه با ضرب دمپایی یکی از بچه ها روی سقف کشته شد !
اینقدر شوکه شده بودیم که سریع برای جلوگیری از عفونت دوباره زخمو باز کردیم و با سرم و آمپول آنتی بیوتیک احتمال عفونت رو از بین بردیم . خداروشکر مریض با حال خوب و سرحال به بخش منتقل شد و خطر از بیخ گوش هممون گذشت .
واقعا مقصر کی میتونه باشه ؟ چه کسی پنجره پشتی رو باز گذاشته بود و توری رو هم کشیده بود کنار ؟ یعنی احتمال نمیداده حشره ای وارد فضای اتاق عمل بشه و ایجاد مشکل کنه ؟ شاید هم کسی مقصر نباشه و این فقط یه اتفاق تصادفی باشه . کاش یکم بیشتر مراقب باشیم چون خودم به شخصه خیلی روی این چیزها حساسم و اعتقاد دارم مریض بی پناه ترین موجود تو سیستم درمانیه و تمام زندگیشو دست ما سپرده و به امید بهبودی به بیمارستان مراجعه کرده نه از دست دادن زندگیش ...
پی نوشتـــ :
ممنون که مدام غلط املایی میگیرین از نوشته هام . چندین بار گفتم اگر غلط املایی هست به خاطر سریع تایپ کردنه منه .

تعداد نظرات این پست [ ۲۷ ] است ...

۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۱۸
عجب!!!
حالاخوبه شماحساس هستید ومگس روفراری میدادید
 بعضی ازجراحهااینقدر بابی حوصلگی یابه قول خودشون مهارت بالاکارمیکنن که وسایل جراحی رو توبدن فرد جا میذارن!!
زخم خورده ی این جاگذاشتن هاهستیم 

مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۱
خیلی زیاد هم هستیم ...
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۳۳
اوووووف !
پخشه ؟! :]
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۱
مگس آقا مگس :))
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۴۱
در مورد غلط املایی انصاف نیست :/
ما تو مدرسه تشدید نمیذاریم یه غلط میگیرن ، حالا ما باید بگیم به خاطر نوشتاره سریعه :)
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۴۳
متوجه منظورت نشدم :/
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۴۷
یعنی تا این حد اتاقای عمل ناامنه؟! :دی
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۸
نه اصلا !
ولی بالاخره پیش میاد ...
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۱۷

حواستو جمع کن دکتر ، مریضای بدبختو میکشین :)))


اما جدای از شوخی ، خدا قوت ، اگه همه مثل شما حساس بودن ، پایتخت ایران تهران نبود ، گلستان بود

مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۸
چشم من تمام سعیم رو میکنم :دی
۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۱۸
کاش همه مثه شما فک کنن
مریضی که خودشو بیهوش میفرسته زیر دست  دکتر جماعت خب مثه بچه ایه که اختیار  دنیا اومدنو نیومدنش باخودش نیس دیگه یه غفلت ممکنه دردسر ساز شه
تا حالا یه پزشک وبلاگی  ندیده بودما
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۹
واقعا همینه .
به نظر من هم خیلی بی پناهه .
چرا زیاده که :دی
۲۵ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۳۲
واقعا نمیدونم چی باید بگم
کاش همه مث شما حساس بودن
تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که اکثر مردم ما که شاید خودمم جزوشون باشم
وجدان کاری نداریم
و به خاطر پول به سمت یه شغل میریم ..چون اگر کسی هدف دیگه ای داشته باشه
قطعا براش مهمه این چیزا ..
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۷
کاملا درسته .
کاش یکم انسانیت هم ضمینه رفتارامون میکردیم ...
م
۲۵ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۴۱
اینو که گفتید یاد دندانپزشک خواهرم افتادم. آدم بداخلاقیه ولی تعهد کاریش ستودنیه تا الان هیچ داندانپزشکی به تمیزی اون ندیدم . عین این مورد مگس یه بار تو مطبش پیش اومد البته اون مگسه فقط چند دقیقه تو اتاق سرگردان بود و زود بیرونش کردن دکتره دست از کار کشید تا وقتی دستیارش اونو بیرون کنه نگاه میکرد مگسه کجاها نشسته که تمیزش کنن. منشی بدبخت رو آنچنان ضایع کرد و گفت مگه من نگفتم هیچ وقت پنجره رو باز نکنید و تهویه رو روشن کنید.
 چند بار شده بود برای معاینه و تعین وضعیت دندون عقل رفته بودم دکتر. یه بار  دکتره بدون دستکش دستشو کرد تو دهن من:| بعدش انقد به خودم بد و بیراه گفتم که چرا چیزی بهش نگفتم تو دلم میگفتم آخه دلت برای من نمیسوزه برای خودت بسوزه نمیترسی مریضی بگیری؟ دکترم رو عوض کردم این یکی با دستکش دستشو به همه جا میزد چراغ بالای سرمو تکون میداد بعد میزد تو دهن من! چراغی که هیچ پوششی نداشت و با دستکش دهنی مریض قبلی لمس شده بود و رسما بزاق هزار نفر روش بود! یکی دیگه ماسک نداشت من معذب میشدم میگفتم الانه که موقع کارش آب یا خون از تو دهن من بپاشه بهش:)) 
در عوض دکتر خواهرم هر بار که یه مریض عوض میشه از بالای چراغش گرفته تا تمام پوشش نایلونی یونیت که همه رو جلوی چشمت عوض میکنه میندازه دور انقد تو کارش حرفه ایه که ترس من از جراحی دندون عقل ریخت
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۳
به اینا میگن وجدان کاری و تعهد !
چیزی که اکثر ماها نداریم !
چراغ بالای سر اون دکتر باید استریل باشه و برای هر مریض عوض بشه ولی متاسفانه رعایت نمیشه .
حالا تو اتاق عمل این چیزهای خیلی رعایت میشه خداروشکر و نمیشه شوخی گرفت جون مریض رو ...
۲۵ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۲۲
ترجیح میدم تصور کُنم فقَ یِ اتفاق بوده ..
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۲
چاره دیگه ای نیست ...
۲۵ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۴۸
اگه متوجه نمیشدین چه افتضاحی میشددد :(

+سیستم کامنتم که درست شد !
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۱
خدا عالمه !
جدی ؟ تست نکردم !
۲۵ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۳
بازم خدا رو شکر که حال مریض خوبه! 
چه اتفاق وحشتناکی!!! 
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۰
خداروشکر واقعا !
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۰۳

سلام شما دانشجو انترنین یا دکتر؟؟؟پزشکی تهران خوندین؟؟

منم هم توی خیالاتم دکترم !!!هیچ وقت ب واقعیت نمیپیونده این اتفاق)):

به هر حال خوش حالم ک ی دکتر خیلی خوب و دلسوز رو دارم میبینم

مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۹
همیشه همه چیز از خیالات شروع میشه .
ممنون لطف دارین .
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۲۶
وای چه وحشتناک.
مگسسسسس،، موجوووود به این کثیفی... روی زخم بشینه!!
اما چه خنده داره تو اتاق عمل یکی اینور اونور بدوه دنبال مگس که بکشتش.
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۸
نمیکشتیمش که الان دادگاهی بودیم چرا جون مریض رو گرفتیم :(
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۵۴
مگس:0
تو اتاق عمل:|
نکته ی اخلاقی:مردی هم اتاق عمل نرو دی :)
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۷
نه همیشه هم اینطوری نیست :دی
اتفاقه پیش میاد !
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۱۳
:|
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۶
:| :دی
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۳۸
من خودم تو بخش جراحی کار میکنم،عفونت ناحیه عمل ی فاجعه اس برای مریض،هم از نظر روحی هم از نظر جسمی
باشد ،که رستگار شویم:((((
مسعود
۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۲۳
نمیشویم با این وضعیت :|
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۵۴
این نمی تونه یه اتفاق باشه ، این یه اشتباهه !
اگه مثلا رئیس جمهور روسیه شاسی چند کلاهک هسته ای رو فشار بده ، چه کسی قبول میکنه یه اتفاق بوده ؟! ، به نظرم اینم دقیقا در همون ابعاد و اندازه است !
به نظر من باید مسئولش رو پیدا کنید و شدیدا برخورد شود.
مسعود
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۶
کاش همه جا اینقدر پیگیر بودن و براشون مهم بود ...
۲۷ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۱
امیدوارم همیشه انقد حساس باشی روی بی پناه ترین قسمت ها و نتیجه شو هم تو زندگی شخصیت هم حرفه ایت ببینی.
در مورد مگس، 
حامل پیامی برای همه بیمارستانای کشوره
فکر کنم البته
مسعود
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۶
اگر رعایت نشه واقعا خطرناکه برای انتقال آلودگی !
۲۸ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۱
ترجیح میدم سکوت کنم :|¶|
مسعود
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۰
کار دیگه ای نمیشه کرد :|
۲۸ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۱۸
یادمه یه روز که غذای سلف گرفته بودم
چشمتون روز بد نبینه یه سوسک به قاعده ی یه بنده انگشت
خودش رو از دیواره ی چرب  مرغ سوخاری بالا میکشید
همینکه ظرف رو برداشتم سوسک رو دیدم جا خوردم
ولی چون هنوز ترمای اول بودمو ناآشنا با فضا
لذا بر این نشدم که ظرف رو همراه با سوسک جان سیاه
ببرم بهداشت
رفتم ظرف رو دادم به همون آشپزا و یه ظرف دیگه برداشته
و اشتهای تمام و کمال به خوردن پرداختم
خودم که فکر میکنم الآن حالم بد میشه :)
مسعود
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۰۰
تو دانشگاه و یا خدمت این چیزها عادیه :دی
۳۰ فروردين ۹۵ ، ۲۲:۱۲
خوب شد شما حواستون بود ...
گستاخی منم ببخشید شما پزشک هستین یا جزو کادر اتاق عمل ؟؟؟
مسعود
۳۱ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۴
پزشکم .
آره خیلی حساسم من ...
۳۱ فروردين ۹۵ ، ۰۰:۰۵
شما حتما پزشک باوجدانی هستید که این مسئله رو مطرح کردید .متوسفانه این بی توجهی ها در بیمارستانها خیلی به چشم میخوره توی همین چند روزه از چند نفر که اقوامشون بستری بودند شنیدم که چقدر ازمایش و.. روی بیمار انجام میدهند وبعد هم بیمار افقی به دیار باقی میشتابد که یکیش هم مادربزرگ خودم بود...درواقع بیمارستان محلی شده برای اموزش و ازمایش 
مسعود
۳۱ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۴
تا یه حدودی میشه گفت همینطوره .
البته پرسنل با وجدان هم کم نداریم ...
...
۳۱ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۰۵
سلام.اتفاقی از طریق وب یکی از دوستان پیداتون کردم، پست هاتون رو خوندم و متوجه شدم پزشک هستین. فهمیدم بی حکمت نبود پیدا کردن شما.راستش چند وقتی هست که دنبال به پزشک خیلی عالی هستم برای بیماری پسوریازیسم. خواهرم چند سالی هست که درگیر این بیماری شده و یکی دوساله که بیماری پیشرفت کرده. به پزشکای زبادی مراجعه کرده اما تو شهر خودمون و پرونده اش رو از طریق خواهر همسرش به دست یکی از دوستانش که آمریکا  زندگی میکنه فرستاده، 
جواب خام گیاهخواری بود  و اینکه درمانی نداره فقط میشه از پیشرفتش جلوگیری کرد و تا حدودی بهبود. اما درمانی درکار نیست.
لطفا اگر پزشک حاذقی سراغ دارید معرفی کنید.
متشکرم .
مسعود
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۰۰
شما هیچ راه تماسی نذاشتین چطوری میتونم جواب این کامنت رو به دستتون برسونم ؟
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۰۶
یا خود خدااا 😨
دست دکترای خوب درد نکنه.گذشته از این اتفاق و چند اتفاق دیگه....
خیلی پر مسئولیت و سخته! عشق میخواد 😔
ایشالا منم عضو دکترای خوب میشم به مردم کمک میکنم 😊
مسعود
۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۱۹
کاملا درسته ! وجدان میخواد وجدان !
انشالله که میشی ...
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۴۲
وااای خدای من
من یه دوستی دارم که کارشناس اتاق عمله ، نزدیکه دو سال و نیمه که باهاش دوست شدم با تعریفهاش از اتاق عمل همون یه مثقال اعتماد منم به دکترها و اتاق عمل و اینا از بین رفته ! وقتی خاطرات یه روز کاریش رو برام میگه کلا از شرایط اتاق عملهای بیمارستانها مخم سوت میزنه و متاسف میشم هر روز دعا میکنم کار هیچ بنی بشری نیفته اونجا همچنین خودم +_+
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۷
دقیقا و متاسفانه هم همینه :دی
انشالله که نمیافته هیچوقت ...
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۱۸
وای وای وای
بازم خوبه کشتینش آدم یه چیزایی میشنوه از بیمارستانا که این پیشش هیچه...
مسعود
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۱
در اون حدم دیگه نیستا !
۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۸:۱۸
دقیقا برا همینه من یک ساله درد دست و تحمل میکنم و عمل نمیرم:|
اخ جون بهونه 
مسعود
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۰۷
من خودم مچم داغونه ولی نمیرم سمت عمل :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">