تعریف نکن برادر من نکن !

  • يكشنبه ۱۶ آبان ، ۲۰:۰۲ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۲۴ بازدید

چی بگم ؟ اصلا چی میشه گفت ؟ امروز ظهر توی شرکت بابام نشسته بودم و داشتم کتاب " وقتی نیچه گریست " رو میخوندم و اونقدر محو داستان شده بودم که اصلا گذر زمان رو حس نمیکردم . توی یک ساعت حدود سه تا فصلشو خوندم و به خودم اومدم دیدم ساعت نزدیک چهار شده و بابا میگه بریم سمت خونه دیگه . کتاب و بقیه وسایلمو جمع کردم و همین که داشتم میومدم یکی از کارمندا برگشت گفت اوه ، من فیلم
" وقتی نیچه گریست " رو چندین سال پیش دیدم ، عجب فیلمی بود ! اگر وقت کنم دوست دارم یه باره دیگه هم ببینمش ...
گفتم آره من دو فصلشو خوندم خیلی جالبه . گفت بی نظیره ! مخصوصا درس های روانشناسی که به آدم میده . راستی ، فیلمش اینطوری بود و فلان و همون دم در کل داستان رو برای ما تعریف کرد و ما هم تو رو دربایستی وایسادیم و گوش دادیم . با یه لبخند به لب و تکون سر به نشانه تایید حرفاش توی دلم فوحش بارونش میکردم که عاقا نگو خوب ! وقتی یه چیزیو که دارم با علاقه زیاد میخونم تا ببینم تهش چی میشه میای تعریف میکنی تمام حس و کشش من نسبت به اون کتاب رو از بین بردی دیگه ! اصلا باورتون نمیشه موقع برگشت دوست داشتم یه سطل آشغال پیدا کنم و کتاب مورد نظر به همراه خود نیچه رو نثاره بازیافتی های اطراف تهران کنم !نکنید عاقا ! خواهش میکنم با احساسات من جوون بازی نکنید ! فردا که رفتم کتاب الکترونیکی رو به صورت مفتی دانلود کردم میفهمین :دی
همین قضیه در مورد فیلم هم صدق میکنه ! باشه شما این فیلمو دیدی فرتی نگو اینو میبینی ؟ ته فیلم میمیره !
دل نوشتـــ :
صدای قطره های بارون که میخوره پشت شیشه قشنگترین حس دنیارو به آدم میده ...

تعداد نظرات این پست [ ۳۱ ] است ...

۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۰۶
خخخ 
من که اصلا نمیتونم کتاب الکترونیکی بخونم 
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۴
من هم علاقه ای بهش ندارم ...
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۱۱
خخخخخخخ
روش خوبیه برا آزار رسوندن
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۴
بله :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۱۳
وای چقدازین آدما بدم میاد
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۴
کی خوشش میاد :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۲۵
هندزفری میذاشتین آهنگم بلند میکردین:| کی به کیه؟!:| خخخ
ولی جدا خعلی روو اعصابن این مدل افراد:| کاش چیزی داشتیم مثلا به نام "شعور نگفتن آخر داستان ها و کتاب ها و فیلم ها" مثلا:|
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۴
نمیشد آخه با این بنده خدا به شدت رودربایستی داریم :(
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۸
من کتاب رو تعریف نمیکنم... ولی فیلم رو مردم آزاری دارم لو میدم... بعضی وقتا هم برعکس لو میدم :دی
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۱
شمارو باید کتک زد :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۱
با پ ن شدیدا موافقم و با متن پست 
اما آخه آدم وقتی ی کتابیو می خونه از کتاب لذت می بره ن صرفا از آخرش  نه ؟! 
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۱
والا چی باید گفت :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۵
آخ گفتین! منم همیشه همین مشکل رو دارم با بقیه! البته من برام فرقی نمیکنه هر کی باشه، بهش میگم نگو خودم میخوام ببینم یا بخونم. :| که اگه آزار داشته باشه دیگه کاری از دستم برنمیاد. :|
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۱
والا من روم نشد چیزی بگم :(
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۲:۰۱
این جور ادما کم کتاب میخونن همونم که میخونن به هر کی برسن میگنش...
خیلی کار اعصاب خورد کنیه:/
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۰
بخدا که همینه که میگی :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۰
تعریف این کتابو خیلی شنیدم
باید بخونمش
:))
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۳۰
حتما ...
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۲:۲۴
من همچین حسی رو نسبت به فروشنده داشتم :|
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۸
خیلی بده میدونم :))
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۴
آخ آخ آخ ... نگو نگو ! اصن آدم دوس داره با کله بره تو صورتِش :|
حالا مامانِ من برعکسِ همه ـست :| میگه بگو ببینم آخرش چی میشه :/
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۸
هر کی یه مدله :دی
با مدل مامان شما بهتره بخدا :|
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۱۰
برای همچین آدمایی به شدت قانون کلت آقاگل پیشنهاد میشه :|||

:: یادم باشه وقتی نیچه گریست رو بخونم :)

:: خط آخر... بارون محشره...صداش...و حتی نگاه کردن بهش آروم می کنه آدمو...خدایا باروناتو ازمون نگیر...آمین :)
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۸
قضیه اش چیه ؟ من نمیدونم ...
۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۸
این جور وقت ها باید تعارف رو بذاری کنار و بگی ، دارم میخونیم :/
ولی واقعا کتاب خوبیه :))
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۷
نمیشد خیلی رو دربایستی داشتیم باهم :(
۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۷:۲۱
کل پست یه طرف
پى نوشت هم یه طرف :)))
خیلى به هم ربط داشتن :)))))
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۷
ببیشتر اسمش بی ربط نوشت بود :))
۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۸:۲۲
یه بار با همچین موجودی سینما رفته بودیم، فیلم «مُلک سلیمان» هم بود، ایشون قبلاً فیلم رو دیده بود، دقیقه اول فیلم که شروع شد فوری شروع کرد به لو دادن که اینی که الان دیدی جن بود و اون یکی هدهد بود و... همین جوری داشت می‌گفت که گفتم موافقی ساکت بشی ببینم فیلم چی میگه؟ اگه می‌خواستم حرفای تو رو بشنوم که این‌جا نمی‌اومدم! هیچی دیگه تا یه ساعت بعد از تموم شدن فیلم هم هم‌چنان ساکت بود! :))
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۷
چقدر ترس بی مزه بوده :|
و چقدر تو بد زدی تو پرش :)))
۱۷ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۴
فقط یک کلام در همچین مواقعی دوس دارم طرفو خفففففففه کنم :))))))))
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۶
من هم به همین منوال :دی
۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۱:۵۱
اصلا اون تهدید که میرید کتاب رو مفتی دان میکنید باعث شد که من یکی لو ندم چیزی رو!!!
حالا بعضی ها هستن میگن بگو آخرش چی میشه که اگه خوشم اومد برم نگاه کنم! خو چه فایده داره اینطوری! 
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۶
اِ ؟ جواب داد ؟ :دی
از این به بعد به همین روش میرم جلو پس :))
۱۷ آبان ۹۵ ، ۱۷:۲۰
سر به هوا داشتیم ؟ :/ من کجای 77ایه اخه :/ من 76ام :/ اونم نیمه اول :/
سر به هوا :دی ایششش
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۵
خوب حالا 6 ماه که این حرفارو نداره :دی
۱۷ آبان ۹۵ ، ۲۲:۱۸
مگه فیلمش هم هست؟!
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۴
والا میگن که هست بله :دی
۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۶:۰۶
خیلی حس بدیه ادم دوس دارم خودش ببینه دیگه یکی بگه مزه ش میره 
حالا کتابه قشنگه یا ن؟؟؟😆😆😆
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۴
کتابش که بی نظیره .
تو قسمت معرفی کتاب وب هم هست ...
۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۶:۵۶
دم خونه ما برف اومد و بعد من مجبور شدم یه راه یه ربعه رو پیاده برم ماشین ها سر می خوردن از سر بالایی و من چند بار لیز خوردم و یکبار هم لیز خوردم و خوردم زمین و نزدیم بود یه ماشین بهم بزنه 
الان قشنگ فهمیدی من اون حس قشنگه رو دیروز نداشتم:)))
ببین مایه چنین شخصیتی رو تو خانواده داریم فقط خدا رو شکر می کنم لای کتاب باز نمی کنه که بخواهد کتاب های عزیز من رو لو بدهد اما به یمن وجود ایشون سینما نرفته می توانم برات فیلم ها رو توضیح بدهم بعدم که تعریف می کنه ادم دیگه دلش نمی خواهد اون فیلم و بره
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۳
دستش درد نکنه :))
بیشتر مراقب باشید :دی
۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۹:۲۸
:))
حقیقتا 
من از اوناییم که میگه اینو میبینی؟ این ته فیلم میمیره:)) البته فقط وقتی کمر همت به اذیت و ازار دوستان بسته باشم ولاغیر:دی
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۱
با شما نباید نه فیلم دید نه چیزه دیگه :|
۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۶:۳۰
ای بابا بنده خدا راه بدی و برای خوبی کردن انتخاب کرده بوده D:
ولی باز یه عده هستن میخوای بدونی ته فیلم یا کتابه چی میشه اینا نمیگن :||
از من اصرار که بگین من ازش خوشم نیومده نمیخوام بخونمش مگه میگن آخرشو :|||
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۱۹
باز اینا بهترن بابا :|
۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۳
چشم!
مسعود
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۱:۱۹
مرسی :دی
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۲:۳۶
دل نوشتت:))))
عاره بعضی از افراد هستن که لاشعورن... اصن انگیزه مونو چرخ میکنند... خو چرا تعریف میکنی؟!!!

مسعود
۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۱
لاشعور خیلی خوب بود :))
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۲:۵۳
نظر من کو پس؟:(
مسعود
۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۰
تایید میشه ...
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۴:۱۷
کسل کنندس.تا جایی که ممکنه باید فقط به همچین آدمایی خیره شد و ذهنو پرت کرد...بلکه کمتر حرفاش شنیده بشه://
صدای بارانم آرزوست...

مسعود
۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۱:۰۰
کاش میشد واقعا :دی
۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۴
شاید فکر کرده میتونه به سرانه مطالعه کمک کنه و شما این کتاب رو خونده فرض کنید و برید سر بعدی !

مثبت فکر کنین!:دی

مسعود
۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۰:۵۷
صد سال میخوام این فکرو نکنه :|
۲۳ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۸
بزرگترین ضدحاله اصن
خوندیش بالاخره؟
مسعود
۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۱:۱۴
دارم میخونمش ولی میدونم تهش چی میشه :))
۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۰
من حساسیت عمیقی روی اینموضوع دارم . یکی بخواد جلو من اخر فیلم و کتابی و بگه کلا ترجیح میدم اعصابم و قرض بدم به زیردرخت آلبالو و یه چیزی بهش بگم .
مسعود
۳۰ آبان ۹۵ ، ۲۳:۴۹
کاش منم میتونستم خودمو بزنم به بی محلی و کری :|
۲۱ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۱
خدا بگم چکارش نکنه یه همچین آدمه ضدحالو
مسعود
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۱:۱۷
بگو نابودش کنه :))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">