یعنی همیشه خدا ما یه هزار تومنی هم که شده یه گوشه از کیفمون قایم میکنیم تا در شرایط اورژانسی به کارمون بیاد ! ولی این دفعه تو بگو 100 تا تک تومنی ! خالیه خالیه !
امروز صبح که میخواستم برم سر کار اینقدر دیرم شده بود که اصلا توی کیفمو نگاه نکردم و سریع زدم بیرون از خونه و خودمو رسوندم به سر کوچه و منتظر تاکسی شدم . چندتا ماشین رد شدن رفتن و بالاخره یه پراید که راننده اش یه آقای میانسالی بود وایساد و مارو سوار کرد . منم به زور خودمو عقب کنار دو تا مسافر چاق و تپلی که فک کنم خواهر هم بودن جا کردم و با یه بدبختی در ماشینو بستم و راه افتادیم .
چند دقیقه ای از مسیرو رفتیم که نفر جلویی دست کرد توی کیفش و یه ده تومنی داد برای کرایه و راننده هم تا دید پول درشته شروع کرد به غر زدن که خانوم من سر صبحی پول خرد از کجا بیارم ! منم که عقب داشتم بحث کردنشونو نگاه میکردم بی اختیار دستم رفت سمت کیفم و بازش کردم که پول خوردایی که از دیروز داشتمو بدم به راننده و غائله رو ختم کنم که چیزی جز چندتا شپش و تار عنکبوت ندیدم ! یهو صورتم شد رنگ گچ ! گفتم وای چرا یادم رفت از عابر بانک پول بگیرم ! دست کردم اون قسمت مخفیه کیف پولم دیدم اون هزار تومنه هم که همیشه میذاشتم نیست ! دیروز داده بودم به داروخونه !
خلاصه یه استرس زشتی کل وجودمو گرفت و همش با خودم میگفتم چی بگم به راننده ؟! بگم آقا من فراموش کردم پول بذارم تو کیفم ؟ یا بگم دم عابر وایسا من پول بگیرم بدم به شما ؛ یا اصن فرار کنم ! درو باز کنم و بدووم ! سرم پر از این فکرا بود که رسیدیم به آخر خط و همه پیاده شدن . راننده منتظر کرایه بود که سرمو از شیشه جلو بردم تو و گفتم ببخشید جناب من پول خورد ندارم همرام اگر میشه دربست منو ببرین تا مقصد من از خجالتتون درمیام . حواسم نبود الان کیف پولمو دیدم که وضعیت اینطوریه !
راننده یکم بهم نگاه کرد و بعد از چند ثانیه با صدای بلند گفت برو گمشو بابا آشغال ! بهدشم گازشو گرفت و منتظر جوابه من نشد و رفت ! خشکم زده بود اصن از برخوردش ! درسته من کم توجهی کردم ولی این اتفاق ممکنه برای هر کسی حتی همون راننده هم پیش بیاد ! خلاصه رفتم از عابر پول گرفتم و مسیر بعدیمو سوار تاکسی شدم و رفتم . ولی اون احساسه بد هنوز توی وجودم هست و مدام از خودم میپرسم چرا بعضی ها باید اینقدر سطحی نگر باشن !
البته برام درس هم شد که یکم کمتر سر به هوا باشم ! :دی
پی نوشتـــ :
تک آهنگ جدید " چارتار - آسمان هم زمین میخورد " شدیدا پیشنهاد میشود ! ( + دانلود )

  • مسعود
  • چهارشنبه ۱۴ مرداد ، ۱۹:۰۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۶۲۶

تعداد نظرات این پست [ ۳۰ ] است ...

۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۶
راننده بی اعصابی بوده ها ، به دل نگیرید ، بعضی ها کلا منتظر فرصت هستند تا ناراحتی هاشون رو سر آدم خالی کنند ...
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۵
کاش وایساده بود منم ضایعش میکردم دلم خنک میشد :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۸
عجب روزی بود برات

خخخخخ
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۵
داستانی داشتیما :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۵
واقعا راننـده تاکسی ها یکی از رو مخ ترین قشر آدمها هستن(اینجا نداریم که؟)

البته اکثرشون نه همشون! :)
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۵
چرا داریم ! یه خوبشونم داریم ...
http://samadagha.blogfa.com
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۸
اون راننده واقعا واقعا واقعا خیلی ادم بی شخصیتی بود
خب میتونست شما رو دربست برسونه...بعد ازتون پول میگرفت
گاهی اوقات میگم کاش همون روش مبادل کالا با کالا بود تا پول والا به خدا
قبول دارم خیلی مناسب نبود
ولی برای دنیای امروز منفعت زیاد داشت
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۳
واقعا مناسب نبودا ! اصن به قیافه من میخوره بخوام کرایه ندم ؟!
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۱
خخخخخخخخخخخخخ
ولی اره خدایی ادم حس بدی بش دست میده
بیتربیت بود راننده هه:ی
بیخود نیس بت میگن عاقای سر به هوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اهنگ فوق العاده بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود
چارتار دوست:)
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۳
آره واقعا :))
چارتار حرف نداره !
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۴
اووو... چه بد... :|
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۳
اصن ناجورا :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۸
پول خرد درست است نه پول خورد!
غائله درست است و نه قائله!!!!
شما دهه هفتادی ها کی میخواهید درست شوید؟
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۳
چقدر شما خفنی غلط املایی میگیری ;)
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۰
آقای سر به هوا تصمیم میگیرد کمتر سر به هوا باشد ;-)
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۲
اگر بتواند واقعا :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۶
پینوشت :)))))
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۲
:دی :))))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۹
اهنگه رو خوب اومدین^_^
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۲
حرف نداره چارتار !
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۸
http://visionarylife.blog.ir/1394/05/14/شروع-عکاسی-من

به این لینک برو
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۱
خوندم ، جالب بود .
ولی موزیک چه ارتباطی به عکس داشت ؟!
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۳۷
لینک کردم
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۹
ممنون ، لینک شدی ...

۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۷
امیدوارم خدا این بلا سر کسی نیاره،منم ی بار دوران دانشجویی سوار اتوبوس شدم،کیف پولم رو تخت تو خوابگاه جا کذاشته بودم،ی سکته ناقص زدم،شانس اوردم دوستم بود باهام،از اون روز به بعد اول کیف پولم نگاه میکنم بعد راه میفتم،چون خیلی سنگین تموم میشه

پی نوشت .: بعضی وقتا چند بار تو مسیر کیف باز میکنم که ی وقت کیف پولم جا نذاشته باشم،بین خودمون بمونه بعضی وقتا به خودم شک میکنم
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۵
منم دیگه از فردا ده بار چک می کنم که اینطوری ضایع نشم :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۰
دقیقا دقیقا!!!!!!
خیلی حس بدیه.
یه نفر پول منو حساب کرد تو اون لحظه :|||||||
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۴
باز هم خوبه با یکی بودی ضایع نشدی مثل من :))
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۰۹
سلام
الان بد زمونه ای شده خیلیا خودشونو میزنن به سربه هوایی که روزگار بگذرونن
ترو خشک با هم میسوزن برا منم پیش اومده این درسی میشه که حواسمونو بیشتر جمع کنیم...
مسعود
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۱۴
واقعا ! موافقم شدید ...
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۸
اگه کالا با کالا بود...خیلی چیزا از این دنیا حذف میشد
کافیه روش تمرکز کنید..متوجه میشید
امیدوارم دیگه همچین اتفاقی براتون نیافته
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۷
واقعا ! بهش توجه نکرده بودم !
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۵
حالا بازم خوبه گازشو گرفته رفته!
از این آدم بی‏اعصاب بعید نبود برخورد فیزیکی هم داشه باشه! :)
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۷
آره اصن واینساد جوابشو بدم :))
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۳
عکس مال اهنگ اسمان هم زمین میخورد بود
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۶
میدونم ! ولی ارتباطش با شروع دورانه عکاسیه من چی بود ؟!
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۵۲
سلام
خوش شانس هستیدا
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۶
خیلی واقعا :))
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۵
سلام علیکم.
البته ما تاکسی مون رو گذاشتیم کنار ولی هرگز به مسافری که پولنداشت یا یادش رفته فحش ندادم.
((بین خودمون باشه اینقدر کتکش زدم تا حالش جا اومد!))

نترس بابا شوخی کردم. با یه قابل نداره مشکل حل شد:))
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۴
شما شخصیتت بالاتر از این حرفا بوده آقا صمد عزیز .
اینجور افراد هم تعدادشون کمه که یکیش به طور ما خورد :))
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۱
همش منتظر بودم به سبک فیلم هندی ها کتک بخورین شما!!!
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۳
نه دیگه در اون حد نبود :)) کرایه هزار تومنی که قابل مارو نداشت :))
م
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۶
خخخخ به نظر من دلیل رفتار راننده بیشتر به معلولیت خود شما برمیگشته:-) در اینجور مواقع مرد بودن یه جور معلولیت به حساب میاد حکایت اون جوکه تفاوت زمین خوردن دخترا و پسراست. تقصیر جنسیتتونه بس که این آقایون شیشه خورده دارن بگن ماست سفیده هم آدم باور نمیکنه:-) عین همین اتفاق برای من افتاد و صبر کردم همه حساب کنن برن بعد به راننده بگم .راستش توقع هر برخوردی رو داشتم که راننده با خوشرویی گفت خواهش میکنم شما هم جای خواهر من !!! بعد گفت : الان بدون پول چه جوری برمیگردی؟ بیا من بهت پول بدم ! چقد لازم داری!!!
هیچی دیگه منم کارم با ۵ تومن راه میوفتاد با شماره تلفنش ازش گرفتم فرداش پولشو تو همون خط بهش پس دادم :-) همش تو راه فکر میکردم که تو این هفته چه کار مثبتی کرده بودم یه پیرمرد رو از خیابون رد کردم؟ زنبیل یه پیرزن رو براش برده بودم؟ به گربه خیابونی غذا دادم؟ آخه واکنشش عین این سریال دوزاریه کلید اسرار بود!!

شما هم به دل نگیر حلالش کن راننده ها آدم بدجنس زیاد به تورشون میخوره که عمدن پول نمیدن بعد میرن به ریش طرف میخندن به عنوان یه شیرین کاری تعریف میکنن که یکیو اسکول کردیم!!
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۲
خوش بحالت واقعا :)) ما که فقط فوحش نصیبمون شد ! اصلا اجازه نداد من حرف بزنم !
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۰۹
با یکی بودی چیه بابا!
من اینقدر کپ کرده بودم اصن یادم رفت که گزینه ای هست به نام اینکه منو دربست برسون. ی کسی متوجه شد به گمونم پولمو حساب نمود :))) التبه نمیگم که غریبه بوو. ولی در اون حد اشنا هم نبود!!! من اومدم خونه گریه کردم :|| نمیدونم چرا. -____-
مسعود
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۷
آهان :)) من فکر کردم دوستی چیزی بوده :))
۱۵ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۳
واااای من اصلا فوبیای این وضعیت رو دارم واسه همین شونصد دفعه چک میکنم کیف پولم همراهم باشه و پول خرد داشته باشم :|
مسعود
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۴
خوبه ! دچاره مشکل من نمیشی پس هیچوقت :))
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۱۲
منم امسال این مشکل پول خورد رو داشتم یعنی صبح که میخواستم برم مدرسه باید با تاکسی میرفتم بعدش روز های اول چون هنوز عادت به سوار تاکسی شدن نداشتم هر روز صبح مجبور بودم یه پنچ هزاری بدم برای پونصد تومان یعنی قشنگ حس میکردم راننده دوست دارم سرم رو بکنه ولی کم کم حساب کار دستم امد وهر روز صبح اول پول خورد میکردم بعد سوار ماشین میشدم ولی ایبار با سوپر مارکت سر کوچه مشکل پیدا میکردم که هر روز میرفتم که پول خورد کنم
مسعود
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۹
والا ما هم درگیریم با پول خورد :))
من ؟!!! هر وقت آپ میکنی سر میزنم که :|
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۳
منم امسال این مشکل پول خورد رو داشتم یعنی صبح که میخواستم برم مدرسه باید با تاکسی میرفتم بعدش روز های اول چون هنوز عادت به سوار تاکسی شدن نداشتم هر روز صبح مجبور بودم یه پنچ هزاری بدم برای پونصد تومان یعنی قشنگ حس میکردم راننده دوست دارم سرم رو بکنه ولی کم کم حساب کار دستم امد وهر روز صبح اول پول خورد میکردم بعد سوار ماشین میشدم ولی ایبار با سوپر مارکت سر کوچه مشکل پیدا میکردم که هر روز میرفتم که پول خورد کنم کلا یک سال درگیر بودم
یه وقت خدایی نکرده نیای وب من هااااا گناه داره
مسعود
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۴۸
والا ما هم درگیریم با پول خورد :))
من ؟!!! هر وقت آپ میکنی سر میزنم که :|
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۳
استرس زشت:)))))))))
ولی دیگه این فحشی که داد واقعا نابجا بود این وسط!
مسعود
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۸
واقعا به جا بود :))
۱۶ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۱
خخخخخخخخخخ دهنتووووو ترکیدم از خنده روحم شاد شد اصلا باووو فدا سرت تازه مفتی مفتی تاکسی سوار شدی خخخخخخخ
مسعود
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۷
والا به فوحشش نمیارزید :))
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۹
اون چیزی که آدم میبینه با اون چیزی که حقیقته فاصله داره حالا تو همچین شزایطی بخوای منصفانه باشی هم سخته !
مسعود
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۴
درسته !
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۴
سلام ممنون از اظهار نظرتون
راستش از این سوتی ها خیلی برای ادم پبش میاد بهترین کار حفظ خونسردیه
برای منم اتفاق افتاد ولی ته جیبم به اندازه نصف کرایه داشتم وسط راه متوجه شدم همونجا هم پیاده شدم گرچه فرقی هم نداشت
موفق باشید
مسعود
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۰۸
خواهش رفیق .
واقعا پیش میاد !

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">