logo

تابستان شب هایش زیباست ...

  • يكشنبه ۱۳ تیر ، ۱۶:۵۸ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۳۸۲

سی شوناگون تو یادداشت هاش مینویسه :

تابستان شب هایش زیبا است . به خصوص شب های مهتابی و همچنین در شب های تاریک نیز پرواز درهم شب تاب ها زیبا است . حتی اندکی درخشش تنها دو یا سه شب تاب دل انگیز است . بارش باران نیز دل انگیز است ...

دیشب که داشتم این قسمت از داستان رو میخوندم به آسمون تیره ای که از گوشه پرده اتاقم معمول بود خیره شد . دوست داشتم مدام نگاهم به ماه نورانی باشه که مثل سفیدی چشم اسب های ترکمن تو آسمون میدرخشه و به تیرگی شب های گرم تابستونی نور امید میبخشه ...
بارها و بارها این متن رو خوندم و مدام توی ذهنم بعد از نقطه پایان پاراگراف جمله هایی اضافه میکردم که با کلمه دل انگیز است تموم میشد ؛ گذراندن تمام شب در بالای پشت بام به بهانه تماشای ستاره ها دل انگیز است . نگاه کردن به چراغ های شهر که از دور سو سو میزنند و آرام ارام رو به خاموشی و زوال میروند دل انگیز است . حتی نسیم گرمی که آخرین بازمانده از حرارت و روشنایی روز است و لا به لای موهایم میپیچد دل انگیز است . کودکی و ساعت ها دویدن های متوالی در کنار بهترین همسایه های خانه قبلی تا نیمه شب در پارک کوچک محل هم دل انگیز است ...
تمام این مغز نوشته ها توی سرم حک میشد و بیشتر از قبل دلتنگ روزهای کودکی میشدم . 9 ماه مدرسه و درس رو تحمل میکردیم برای رسوندنه زمان به سه ماه تابستان گرم و دلپذیر . روزهایی که پر بودن از بازی های احمقانه که بیشتر از هزار ساعت خوشی های الان لذت داشتن و به قول هانریش بل اون روزها بوی ناب و شیرین توت فرنگی و آناناس میداد ...

تعداد نظرات این پست [ ۱۰ ] است ...

۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۷:۳۷
این قدررر دلم برای تابستونای بچگیمون تنگ شده که با پسر همسایه‌مون (که مثل خودت خیلی باحاله) قرار گذاشتیم هفته‌ای یکی-دو شب بریم روی پشت بوم و تا وقتی بی‌هوش بشیم چرت و پرت بگیم و بخندیم و بعدشم بخوابیم تا صبح... هعی...
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۸
یادش بخیر نگو حالمون خراب شد ...
۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۸:۲۲
شبها همیشه زیباست حتی در زمستان ولی در مورد کودکی...هیچی به اندازه بی خبری اون موقع ها خوب نبود
اینکه فکر میکردیم آدم بدا فقط توی قصه هان و تازه همیشه هم تنبیه میشن.
شازده کوچولو میخوندیم و فکر میکردیم یعنی واقعا میشه؟!
نمیدونم ولی من جزو معدود آدماییم که با همه بی خبری اون دوران نمیخوام برگردم. برای رد شدن ازش خیلی زحمت کشیدم
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۹
برای من شیرین و دلچسب بود .
دوست دارم برگردم ...
۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۸:۳۱
چ نگاه قشنگی
راستی سربازی چی شد انگار دیگه ننوشتی ازش؟؟؟
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۸
هنوز در حال گذاراندن آخرین ماه های خدمتم :دی
۱۳ تیر ۹۵ ، ۲۳:۱۴
اصلا رسالت تابستون اینه حال دل آدم خوب شه و رسالت پاییز بدشدن حال دلِ آدمه :/
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۷
پاییز رو دوست ندارم ...
۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۰:۳۱
توت فرنگی و آناناس ^_^
چه طعم شیرینی داشت این نوشته 
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۷
برای من که عالی بود ...
۱۴ تیر ۹۵ ، ۰۴:۴۳
من عاشق دیدن ماه از پنجره اتاقمم...خیلی وقتام با همه تنبلیم پاشدم پرده رو زدم کنار تا کامل ببینمش.خیلی وقتا بیدار موندم تا ماه تو آسمون معلوم شه...
خیلی قشنگه
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۷
خیلی زیاد ...
۱۴ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۹
تابستونه و شبای دل انگیزش واقعا
ای بابا دلتون تنگم میشه واسه اون نه ماه بدبختی؟
مسعود
۱۵ تیر ۹۵ ، ۱۵:۳۷
شاید تو دورانه خودش سخت بود ولی آره ؛ به شدت ...
۱۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۷
دقیقااین پست من(ادرس پست):
فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت
____________

عیدتون مبارک دکترمهربان:)
مسعود
۱۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۱۶
چه جالب :دی
۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۲:۱۴
آسمون پر ستاره شبای تابستون :)
مسعود
۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۰
بی نظیره ...
۲۱ تیر ۹۵ ، ۰۴:۲۸
مسعود جان شما که استاد کد نویسی هستی و تو اطلاعات عمومی و خصوصی کلن ما باید پیشت لنگ بندازیم، جسارتا اگه وقت کردی که بعید میدونم زیاد وقت داشته باشی مثله خودم و کلن مثله همه دوستان مشغول تحصیل و کار، بد نیست یک سری هم به ویکی پدیای فارسی بزنی قطعا اونجا هم حرفای زیادی برای گفت داری . هر موقع وقتت آزاد شد میتونی هر از چند گاهی یک ویرایش لنجام بدی و چندتا از اون دیالوگ معروفای که تو سایت شخصیت اینجا میذاری رو به مقاله همون صفحه تو ویکی اضافه کنی . ویکی پدیای فارسی تا چند روز دیگه به نیم میلیون مقاله میرسه و تو خاورمیانه و بین زبان های راست به چپ اولین زبونی میشه که به این حجم دانشنامه میرسه .گفتم بیای تو این افتخار سهیم شی . در هر صورت بابات زحماتی که تو وبِ زیبات میکشی ازت ممنونم .سلامت و پیروز باشی داداش.
مسعود
۲۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۵
ممنون امیرمحمد جان بابت پیشنهادت .
چشم اگر فرصتشو داشته باشم هم خودم بدم نمیاد همچین کاریو انجام بدم . بالاخره همه ما ایرانی هستیم و زبانمون پارسیه . پس باید هر کاری که از دستمون میاد هر چند کوچیک برای نشر و تبلیغ زبون و فررهنگمون بکنیم ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">