logo

بریم نمایشگاه کتاب تفریح ؟!

  • پنجشنبه ۲۳ ارديبهشت ، ۱۲:۰۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۳۳

چند روز پیش داشتم از قسمت ریکاوری اتاق عمل رد میشدم تا برم سمت استیشن که ناخوداگاه صدای دوتا از همکارامونو شنیدم که تو اتاق کناری داشتن راجع به نمایشگاه کتاب شهر آفتاب تهران با هم صحبت میکردن . یکم گوشهامو تیزتر کردم و رفتم نزدیک تا بهتر مکالمشونو بشنوم ...
- خوب دکتر جان شما نمایشگاه کتاب رفتی ؟
+ نه هنوز فرصت نکردم ولی باید برم .
- آره حتما برین ؛ خیلی قشنگ و بزرگ ساختنش . ساختمون هاش مثل آشیانه هواپیماهای شکاری میمونه . تازه ایستگاه متروی شهر آفتاب رو هم افتتاح کردن و راحت میتونین با مترو برین از وسط نمایشگاه بیاین بیرون .
+ چقدر جالب ! پس حتما لازم شد برم . راستی ، پارکینگ هم داره ؟ چون من زیاد حوصله مترو رو ندارم و با مشین شخصیم راحتترم .
- آره داره . چه پارکینگی هم ! بزرگ و خیلی مرتب ! قشنگ یه مبلغی ورودی میدین و راهنماییتون میکنن که کجا جا هست تا پارک کنین .
+ خیلی خوبه واقعا خوشم اومد . یه کار مثبتی انجام داد شهرداری .
- آره دستشون درد نکنه . دکتر فقط رفتی یه سری رستوران زدن که غذاهای خوشمزه ای داره ؛ ناهارتم میتونی اونجا بخوری . اگر بچه هارم میبری پارک و فضای بازی برای بچه ها داره . یه زیر انداز هم ببر راحت بشینین با خانومت اینا یه تفریحی هم بکنین !
+ چقدر خوب ! آره حتما میریم فردا . چند وقتی هم هست درگیره کارم امیر علی پسرم رو نبردم پارک . دستت درد نکنه ...
وقتی مکالمشون تموم شد تو دلم گفتم وقت کردین یه نگاهی به کتاب ها هم بندازین رنگ جلداش قشنگه روحیتون رو عوض میکنه ...
پی نوشتـــ :
سرانه مطالعه تو ایران چقدره ؟ عددش کوچیکه نمیشه خوندش ...

تعداد نظرات این پست [ ۲۰ ] است ...

۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۶
اتفاقاداشتم فک میکردم این حجم عظیمی ازمردم که میرن نمایشگاه کتاب برای کتاب میرن یاپرکردن اوقات فراغت یارستورانهایابازی بچه هاشون؟که تواین چندروزجواب سوالموگرفتم...
اونوقت یکی مث من که فقط باخوندن کتاب زنده م نمیتونم برم خب دیگه بقیه حرفموخودتون بفهمید...
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۲
هر کسی یه جوره و متاسفانه اینقدر وقت پر کن های دیگه اومده که کسی زمانشو برای کتاب خرج نمیکنه :(
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۳۵
سرانه مطالعه توی ایران 10 دقیقه است که 9 دقیقه و 30 ثانیه‌اش صرف خوندن تابلوهای راهنمایی و رانندگی می‌شه و اون 30 ثانیه باقی مونده هم جوکای تلگرامی رو می‌خونه :|
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۱
بسیار هم موافق :)))
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۳۷
راستشو بگو چِقَد گرفتی شهر آفتاب رو تبلیغ کنی D:

+ اوهومــ ، من خودم شاید چند ماهه که دست به کتابی جز کتاب درسی نزدم .. شاید از زمستونِ سالِ قبل :(( باید واسه تابستونم قشنگ برنامه ریزی کنم ..
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۰
مدیر فروش نمایشگاهم :))
سعی کن تابستون دست بزنی نترسی چیزی نیست :دی
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۴۰
راستی دکتر این سیب زمینی سرخ کرده ها را بگو، دلم لک زده وسط نمایشگاه کتاب و ضل گرما سیب زمینی سرخ کرده بزنم بر بدن! سرانه مصرف نشاسته الان مهم تر از کتاب هست، دل خوشی داری دکتر جان ها!
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۴۰
این هم یه بعد قضیه اس که بهش نگاه نکرده بودم :))
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۵۱
دنبال شدید:-)
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۴
ممنون از شما ...
م
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۴
والا مارفتیم ولی لامصب کتاب خیلی گرونه عقده اش تو دلم موند هر چی دلم میخواد بخرم ولی خب بودجه محدود بود باید انتخاب میکردم:) کتابخانه ها هم تازه های نشر رو ندارن متاسفانه.

به نظر من هم خوب بود ولی چشمت روز بد نبینه بارون اومد تازه نقایص ساختمان اونجا معلوم شد خلاصه موش آبکشیده شدیم وسط راه بودیم نه راه پس داشتیم نه پیش :)

مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۳
آره ما یه دوستی داریم تعریف میکرد که دوستش تو ساخت اونجا بوده و دیده با تف ساختنش تا به افتتاحیه برسه :/
کتاب هم انصافا قبول دارم خیلی گرونه :(
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۰
من اصلا امسال حوصله رفتن نداشتم.از هر ده تا کتابی که میخرم سه تاشو نخونده میذارم.ترجیح میدم جایی غیرازنمایشگاه کتاب غیر درسی بخرم.
امسال از سه نفری که شنیدم رفتن نمایشگاه فقط یه نفرشون درمورد کتابها حرف زد.
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۲
کلا ملت اینطوری شدن :))
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۲۱
چقدر جالب انگیز
مطالعه مون واقعا و آیینه :-(
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۷
واقعا و چی ؟
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۴۵
فعلا ک سرانه مطالعه من واسه کنکوره فقط
بیشنرشم هم اختصاصی
مسعود
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۷
کنکور هم جذابیت های خاص خودشو داره :دی
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۱۴
بهشون حَق میدم :))) :سوت
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۹
چرا ؟ :/
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۰۱
عجب مکالمه ی پر باری . متاسفانه من نتونستم برم ولی همیشه سعی میکنم وقت برای مطالعه بذارم . 
البته این روزها شهر افتاب در اب غرق شده :)))))))) اینم دردی ِ در نوع ِ خودش بی نظیر 
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۹
آره شنیدم چی شده :)))
فقط خواستن بسازنش تا برسه به نمایشگاه :|
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۹:۵۶
من اصلا متاسفانه امثال نتونستم برم نمایشگاه کتاب..
البته اگرم میرفتم باید کتابای درسی میگرفتم و باز هم نمیتونستم کتابای مورد علاقمو بخرم
پارسال هم که رفتم خاطره خوبی از نمایشگاه کتاب برام نموند ..
از گرما تا زمین خوردن ..هنوز جای زخمش رو زانوم مونده
ترجیح میدم برم همین انقلاب و با حوصله تمام و بدون نگرانی از شلوغی داخل مغازه ها
و بدون توجه به زمان کتاب ها رو انتخاب کنم ..و از لمس کردنشون لذت ببرم
راستی شما بیشتر چه کتابای میخونید و دوست دارید ؟
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۸
این هم فکر خوبیه .
من بیشتر کتاب هایی رو دوست دارم و میخونم که فضاسازیش قوی باشه .
یعنی وقتی دارم از شخصیت داستان میخونم که تو دریا گیر کرده تمام لباسم خیس بشه ...
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۱۹
وای خدا!
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۷
!!!
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۳۶
خخ واقعا خنده داره ها
بی زحمت یه نگاهیم به کتابا بندازید 
ولی اقای دکتر گوش واستادن کار بدیه ها:)
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۴
من شرمنده ام :دی شطرنجی کنین منو .
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۳۷
والا درگیر شدید کارهای مهاجرت و درس بودم و تازه وقتم آزاد شد که دو هفته دیگه امتحان دارم و باید کورسم رو تموم کنم برم کورس بالاتر .
کمی از بعضی ها دلخور بودم مدتی بسته بودم ..
الان اومدم برای خودم ..
ممنونم بابت نظر و پیگیری ...
مشکل ما فقط مردم ما نیست .. اصلا برگذاری نمایشگاه خودش مشکل داره
اولا کتاب های خوب یا سانسور شدن یا هنوز به نمایشگاه نرسیدن یا مجوزشون باطل شده و از نمایشگاه جمع شدن
دوما خیلی شلوغه و بیشتر کتاب خر داریم تا خون .. خیلی پر میشه و بیشتر می خوان از بن و تخفیف استفاده کنند در صورتی که در خارج از کشور اصلا اینگونه بی کیفیت برگذار نمیشه..
سوما اصلا بین المللی نیست .. وقتی کتاب های خوب کشور های دیگه توشون نیست پس چرا می گن بین المللی .. وقتی بین المللی میشه که تو حداقل 70 تا کشور رسمیت داشته باشه .. و پوشش داده بشه
 یادمه یک بار رفتم کتاب آموزش پایتون بگیرم .. یه کتاب خوب نبود .. یه دونه بود گفت تو انبارمون هست.
بعد ناشرا اکثرا بنجل ها و فروش نرفته های انبارشون رو میارن میریزن اونجا . در صورتی که نمایشگاه باید نمایش کتاب های جدید چاپ شده باشه و مسئولانش باید کتاب رو خونده باشن و حسابی اطلاعات بدن .. رفتم حتی فروشنده نمی دونه داره چی می فروشه حتی نمی دونه پایتون چی هست ..
به همین خاطر نه شهر آفتاب ... توی خونمم برگذار بشه افتخار شرکت نمی دهم ..
وقتی که مسئول نمایشگاه اجازه می ده داخل نمایشگاه پفک و ساندویچ بفروشن دیگه از حالت تخصصی بودنش درمیاد و مسخره بازی میشه..
ببخشید سرتون رو هم درد آوردم ..
قالب خیلی عالی شده فقط سفرنامه خالیه .. کاش وقتی پست داشت بازش می کردید ولی بقیه بخش ها خوب شدن .. احسنت حناب دکتر
ضمنا شما کم پیدا شدید در توییتر
مسعود
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۰۳
اره موافقم باهات . خیلی میشه خورده گرفت به این نمایشگاه . من که به شخصه امسال حتی قصد رفتن رو هم نداشتم و نرفتم .
قالب هم قابل دار شما نیست بپیچم ببری :دی
آره یه مدت اومدم دیدم چیزی توش نیست واسه خودم دارم پست میذارم :))
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۸

یکی دوبار تو بندرنما یشگاه کتاب گذاشتن و من رفتم .

تمام غرفه ها تقریبن عین هم بودن!!! یعنی از همه ی انتشاراتیا کتاب داشتن . جند تا غرفه رو که نگاه کردم خسته شدم از بس کتابهای تکراری دیدم .

خوشبختانه بندرگرمه ومردم نمیتونن بیرون تو فضای آزاد بشینن یا بازی کنن و میرن داخل ساختمان نمایشگاه.

موقع بیرون آمدن هم از غرفه های بیرون مقداری خوراکی یا مایحتاج مثل روغن و گوشت و مرغ تهیه میکنن ومیرن خونه!!

مسعود
۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۷
این هم یکی از خوبی های نمایشگاهه . به نظر من همین رفتن و نگاه کردن کتاب ها حتی از دور هم خیلی خوبه ...
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۱۴
نمونه ی این مدل کتاب که فضاسازی قوی داره میشه مصداق بیارید ؟
بذارید فک کنم ..
من اصولا کتابایی رو دوس دارم که خاص باشن تا حدودی
ولی یادم نمیاد رمان خارجی که فضاسازیش در این حد قوی بوده باشه
نمیدونم شاید خوندم ولی حضور ذهن ندارم ...

مسعود
۲۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۴
کتاب های جورج ارول و تمام کتاب هایی که تو وب معرفی کردم مورد علاقه هام بودن ...
۲۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۱۷
جورج اورول عالیه
مسعود
۲۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۵۰
بی نظیره !
۰۱ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۱۷
عه  دکتر  از شما بعیده 
وای حرف بقیه گوش کردین ؟؟
استراق  سمع ؟؟؟؟
حالا کاری به اون دونفر  نداریم 

هی خدااا چرا این نعمت های الهی فقط برای پایتخت نشین  هاست 
چرا من توکل مدت نمایشگاه کتاب هی  تلویزیون  نگاه میکردم  و ارزو میکردم  منم  میرفتم شهر افتاب

من تا کتاب خونه میرم همیچن با عشق بین فقسه های کتاب راه میرم که میدونه 

وای اگه میرفتم شهر افتادب که دیوونه میشم  از ذوق برای کتاب ها
مسعود
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۱۵
ناخودآگاه بود :))
آره متاسفانه فقط توی شهر تهران برگزار میشه :(
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۵۳
واقعا!!!!!
مسعود
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۶
واقعا !

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">