برای عرفان ، طراحی که دیگر نیست ..

  • دوشنبه ۱۰ شهریور ، ۲۰:۰۹ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۴۷ بازدید

فکر کنم کلا یکی دوبار باهاش صحبت کردم . ازم راجع به طراحی قالب پرسیده بود و چندتا قالبش خطا داشت براش برطرف کردم . 4 یا 5 سال پیش بود اگر اشتباه نکنم . از اون موقع یهو غیبش شد و کسی ازش خبر نداشت . وبلاگ های بیان پر شده بود از قالب هایی که طراحی کرده بود و وبلاگ خودش هم پر بود از کامنت هایی که بدون جواب مونده بود . چند روز پیش یکی از رفقای بلاگ نویسم بهم خبر داد عرفان خودکشی کرده ! چند سال پیش ! پیگیرش شدم دیدم خبر درسته و طراح قالب های بیان دیگه بینمون نیست و دلیل خاک خوردن وبلاگش هم همین کوتاه بودن دستش از دنیاست ..
به شدت متاثر شدم و به هم ریختم . یه پسر زیر 20 سال با چه دغدغه ایی میتونسته این کارو بکنه ؟ با چه هدف و انگیزه ایی دست به خودکشی زده و هزارتا سوال بی جواب دیگه .. روحت شاد طراح قشنگ ترین قالب های بیان و ممنون از رفیعه عزیز برای پیگیری این موضوع ..

تعداد نظرات این پست [ ۱۳ ] است ...

۱۰ شهریور ۹۹ ، ۲۲:۴۳

آخی عزیزم قلبم گرفت، روحش شاد

طراح قالب منم عرفان بود

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۳
هی :(
۱۰ شهریور ۹۹ ، ۲۲:۵۴

من دیر با عرفان آشنا شدم.

قالبم ساخته دست عرفانه... .

باورش برام خیلی سخته؛ اما تو دنیایی زندگی میکنم که همه چی غیر واقعی بنظر میاد.

امیدوارم واقعیت نداشته باشه...

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۳
متاسفانه داره :(
۱۰ شهریور ۹۹ ، ۲۳:۵۸

وقتی معنایی برای زندگیت نداشته باشی، افسردگی و آخرسر خودکشی امر محتملیه ... 

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۲
دقیقا ..
۱۱ شهریور ۹۹ ، ۰۹:۲۳

روحش شاد خدا بیامرزتشون

به این فکر میکردم اگه یه روزی دیگه تو این دنیا نباشم کی خبر فوتم رو تو وبلاگش اعلام میکنه!

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۲
من هم دقیقا همین دغدغه رو دارم :( :دی
۱۱ شهریور ۹۹ ، ۰۹:۳۵

تلخ‌ترین خبر چند وقت اخیر همه‌مون بود، اصلاً باورش هنوزم سخته پسر به اون مهربونی و صبوری و بااخلاقی که اهل کمک کردن به دیگران بود توی دلش چه خبر بوده که حاضر شده قیدِ جونش رو بزنه... هعی... چقدر سخته گفتنِ روحش شاد... :(

(البته زیر ۲۰ سالش نبود، به گمونم متولد ۷۲ بود)

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۲
نمیدونم ولی خیلی دردناک بود داستان ..
۱۱ شهریور ۹۹ ، ۱۰:۳۸

😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۱
:(
۱۲ شهریور ۹۹ ، ۱۵:۰۳

ای بابا... :(

مسعود
۱۳ مهر ۹۹ ، ۱۵:۳۱
هی :(
۱۳ شهریور ۹۹ ، ۱۷:۵۷

خدارحمتشون کنه

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۵۲
:(
۱۴ شهریور ۹۹ ، ۱۶:۰۶

چقدر ناراحت شدم

حالم با قالب هاش خوب بودو کیف می کردم یه نفر پیدا شده قالب های جدید میزنه

هر دلیلی داشته حتما برای خودش دلیل بزرگی بوده و شاید بهترین تصمیمی که اون موقع می تونسته بگیره

لعنتی خیلی ناراحت شدم

انگار یه دلیل می خواستم برای گریه کردن

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۵۱
خیلی دردناک بود خبرش ..
۱۴ شهریور ۹۹ ، ۲۳:۴۸

راستش منم گاهی اوقات به خودکشی فکرمیکنم ولی بعد ازخدا معذرت خواهی میکنم و پشیمون میشم ... دوره زمونه بدی شده این اقاپسرم که سنش کم بوده و نوجوان بوده و هزار تا دغدغه ای که هممون  تو دوران نو جوانی داشتیم

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۵۰
اگر به خودکشی فکر میکنید به روانشناس مراجعه کید چون طبیعی نیست !
۱۴ شهریور ۹۹ ، ۲۳:۵۳

راستش منم گاهی اوقات به خودکشی فکرمیکنم ولی بعد ازخدا معذرت خواهی میکنم و پشیمون میشم ... دوره زمونه بدی شده این اقاپسرم که سنش کم بوده و نوجوان بوده و هزار تا دغدغه ای که هممون  تو دوران نو جوانی داشتیم

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۵۰
اگر به خودکشی فکر میکنید به روانشناس مراجعه کید چون طبیعی نیست !
۱۷ شهریور ۹۹ ، ۱۴:۰۴

ای وای خیلی ناراحت شدم

با اینکه هیچ وقت باهاش ارتیاط نداشتم ولی انگار یکی از دوستام و بستگانم فوت کرده

وقتی این جمله تون رو خوندم که فوت شده گریم گرفت...

شما نمی دونید چرا خودکشی کرده؟

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۵۰
هیچکس متاسفانه نمیدونه ن هم خیلی نزدیک نبودم باهاش بدونم ..
۱۸ شهریور ۹۹ ، ۱۴:۴۶

همون چند سال پیش خودش یه چیزایی در این باره گفت و رفت ،و من یکی که هیچوقتدلم نمیخواست واقعیت داشته باشه 

چقدررر حیف بود و چقد دلم گرفت از این خبرتون.

مسعود
۲۴ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۴۹
خیلی دردناک بود ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">