logo

اینجانب از غرور کاذب بیزارم !

  • يكشنبه ۶ تیر ، ۱۴:۲۸ ب.ظ
  • روزنوشت
  • بازدید : ۴۴۴

امروز صبح ماشین بابارو برده بودم نمایندگی تا نوار آبگیر در سمت شاگرد رو که دزد محترم برای ورود به ماشین با پیچ گوشتی داغون کرده بود درست کنم . از همون ابتدای ورود اینقدر بهت احترام میذارن حس میکنی هواپیما سواری و ناخواسته باورت میشه خبریه و کسی شدی ! اصلا لازم هم نیست 500 یا یک میلیارد ماشین سوار بشی و با یه ماشین 100 تومنی هم میشه احترام الکی خرید ! کارم توی تعمیرگاه حدود یک ساعتی زمان برد و هر چند دقیقه ازم عذرخواهی میکردن بابت تاخیر پیش اومده و مراحل کار رو ثانیه به ثانیه گزارش میکردن . حتی منو بردن تو یه سالن انتظاری که کولر داشت و خیلی خنک بود و مطمئنا اگر ماه رمضون نبود چایی و نسکافه هم برای پذیرایی پیدا میشد .
نشستم روی صندلی و از پنجره شیشه ای داشتم توی نمایندگی سایپای کناری رو نگاه میکردم . میز ها همه ساده و مشتری ها اکثرا مشغول باد زدن خودشون بودن . مسئول های پشت باجه هم مشغول بازی با موبایل یا جواب دادن به درخواست های ارباب رجوع بودن . از جام بلند شدم و رفتم تو نمایندگی سایپا ، یه خانومی ازم پرسید این ماشین های چنده ؟ گفتم فکر کنم 29 30 تومن ، گفت چقدر گرون ما که زورمون نمیرسه بخریمش . بعد یه نگاهی به تعمیرگاه کناری انداخت و گفت قدرت و زندگی برای این پولداراس که زیر کولر منتظرن ماشینشون سرویس بشه و بدون نگاه کردن به مبلغ فاکتور هزینه شو پرداخت کنن و برن .
یه لحظه دستام عرق کرد ، از روی خودم خجالت کشیدم و برگشتم سر جام نشستم . دیگه زیر کولر بودن و ارباب رجوع های سانتی مانتال با بوی عطرهای شیرین و گوشی های چند میلیونی برام معنی و مفهوم مسخره ای داشت . ماشینو تحویل گرفتمو و حرکت کردم به سمت خونه . توی مسیر تو فکر بودم ، دیگه یه دستم به گوشیمو و دسته دیگه ام به فرمون نبود . دیگه سرم بیش از حد بالا نبود و خودمو توی صندلی فرو نمیکردم . احساس میکردم حق تقدم اون راننده پیکانی که تو گرما تمام شیشه هاشو داده پایین تا یکم خنک بشه از منه زیر کولر ماشین بیشتره و باید زودتر بره خونشون چون یه خانواده تمام امیدشون به همین ماشین و پول کرایه هاشه .
حالا پیش خودم میگم ماشین ارزون قیمت خودم رو بیشتر دوست دارم ، بیشتر باهاش احساس راحتی میکنم چون خود واقعیم رو اینور اونور میبره . چه تلنگر قشنگی بود امروز ...
پی نوشتـــ :
بخدا من ازدواج نکردما ! تو پست قبلی همه تبریک گفتن و یه سری ها قالب وبلاگمو به عنوان شیرینی هم میخواستن :| اگر عنوان پست رو کامل بخونین متوجه میشین که همش فکر و خیالاتی بود که در آینده ها ممکنه اتفاق بیافته ...

تعداد نظرات این پست [ ۲۵ ] است ...

۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۸
حَق داشته واقعا زندگی واسِه هَمونآس ..
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
متاسفانه بله ...
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۴:۴۹
خیلی خوب
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
ممنون ...
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۵:۲۲
اینجنب نیز از غررور کاذب اعلام برائت می کنم!

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۴
لعنت بهش !
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۲۵
چقدر خوبه این تلنگرا...
باعث میشن آدم از زاویه ای جدید به مسئله نگاه کنه.

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۹
کاملا درسته ...
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۶:۵۷
فقر اونیه که کولر داره خونه شون ولی چون از پس هزینه های برق بر نمیاد روشنش نمیکنه.
فقر اونیه که بچه ت شب بگه شام نمیخورم، چرا که شام امشبش صبحونه ی فرداشم هست.
فقر ...
فقر ...
فقر ...
کاش یه سریا متوجه بشن فقر اون چیزی نیست که اونا مد نظرشونه،
فقر دو رقم کم و زیاد نرخ تورم نیست،
فقر یخچاله خالی تو خونه ست،
فقر سفره با نون بیاته
--------------
حالم خیلی گرفت با این پست :(
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۷
چقدر دردناک بود کامنتت ...
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۷:۴۰
موندم چی بگم...منم گاهی دلم میخوادسواریه ماشین گرون قیمت بشم اماشایدباورتون نشه همون لحظه خداصحنه ای روبهم نشون میده که پشیمون میشم (کلا رک وراست بگم ادم مادی پرست ومادی گرا واهن پرستی نیستم )
+کاش پست قبلی روبیشترتوضیح میدادید...فک نکنم درحدمن ازازدواج بترسیددیگه کارازترس گذشته وحشت دارم....

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۸
نمیشد بیشتر نوشت چون از حوصله خارج میشد . یه سری ها هم که ماشلله فقط پی نوشت رو میخونن نظر میدن :دی
من هم میترسم ولی وحشت یا یه جور فوبیا فک نکنم !
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۰۰
خیلی خوبه که آدم مث شما بامعرفت باشه اما کسی که پول داره هیچوقت آدمی رو که برا خرج کردن هزارتومنی هاش هم برنامه ریزی میکنه درک نخواهد کرد. و خیلی از آدما هستن که سوارتاکسی بخوان بشن هم باید قبلش بسنجن،من خودم وقتی میرم تو میوه فروشی همیشه با یه ذره استرس میرم.درک اینجور زندگی کردن خیلی سخته 
اولین بار که میخواستم فرزند معنوی انتخاب کنم اصلأ قادر نبودم درک کنم حداقل ماهانه کمیته امداد 20تومنه.ینی واقعأ 20تومن...بعضیا انقد فقیرن که آدم میتونه از غصه شون بمیره
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۴
کاملا موافقم باهاتون .
همیشه برای خودم جالب بوده این قضیه که چطوری میشه با کمترین درآمد بالاترین بازدهی رو تو زندگی داشت !
مثلا برای به قول شما هر هزار تومنی هم برنامه ریزی کرد .
۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۸:۵۲
ولی با همه این اوصاف دلیل نمی‌شه که بهمون شیرینی ندی D:
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۲
تو هم چشم دوختی به قالب من :))
۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۷
مفصلت خوبه؟
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۲
هر روز بدتر از دیروز :(
۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۳:۱۴
ثروت دیگه
سیاله،برای کسی بوده و هست
برای کسی آب چاه خشک شده ایه که باید با عرق جبین بالا بیاردش تا بنوشه،
اونم میشه صرف جایگزینی عرق ریخته شدش
امان از زندگی
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۲
چه تشبیه و تعبیر قشنگی ، احسنت ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۳:۳۷
ولی من هیچوقت به آدمای پولدار با نگاه اون خانم،نمیبینمشون،بعضی ها انقد خاکی ان،آدم  وقتی پیششون میشینه،متوجه اختلاف طبقاتی نمیشه،بنظرم آدمای نوکیسه از بالا به پایین نگاه میکنن،آدم باید چشم و دلش سیر باشه،حتی اگه پول نداشته باشه.
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۰
کاملا درسته .
همه چیز به اصالت برمیگرده ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۷:۰۳

ای کاش همه ی ما مثل شما حواسمون جمع بود به اطرافمون..به آدما...به داشته هامون و داشته هاشون...و حتی یه خورده هم به فکر آخرت بودیم...همین حق تقدم های بی ارزش هم حق الناس محسوب میشن..

اونوقت دیگه اینقدر ناشکری هم نمی کردیم:)

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۰
کاملا باهاتون موافقم .
کاش همیشه همه به ازخورهای کارهایی که میکردیم هم فکر میکردیم ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۱۸
سلام دعوت کردم که
http://engineerbahar.blog.ir/
این وبلاگ جدید
تشریف بیاورید
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۶
آهان الان درست شد !
چشم سر میزنم حتما ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۱:۲۸
تلنگر خوبی بود
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۱
خیلی خوب ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۹
اینجا بود که میخاستم بگم ماشین صدتومنی هم کم نیستا دی:
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۱۲
کم نیست و کسی هم انکار نمیکنه فائزه جان .
شما میتونی هواپیمای شخصی داشته باشی و انقدر به اطرافیانت احترام بذاری و خاکی باشی که همه ازت به خوبی یاد کنن ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۴
چه تلنگر قشنگی واقعا
خیلیامون نیاز داریم به این تلنگرا 

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۹
خیلی ها و خیلی وقتا ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۲
حقیقت غیر قابل انکاریه که دنیا بکامِ کسیه که پول داره :)
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۹
کاملا همینطوره ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۵:۴۱
(~_~)
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۹
:/
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۶:۱۱
سلام ، ممنون بابت هدر ، خیلی زحمت کشیدید . فقط من متوجه نشدم چرا پس با پرچم آمریکا ؟ :)))
یه فکری اگه برای اون بخشش بکنید خیلی ممنون میشم

مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۸
خواهش میکنم رفیق کاری نکردم که .
اصلا حواسم به اون قسمتش نبود :))
شما که هدرتون تعویض شد پس فکر کنم دیگه نیازی به تغییرات من نباشه ...
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۷:۲۸
لعنت به این اختلاف طبقاتی!
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۷
لعنت !
۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۸:۲۱
نوشتتون درباره غرور خیلی خوب بود واقعا بعضیا وقتی یه ماشینی سوارن که کمی گرون قیمتتره چه کارها که نمیکنن!! و چه حرف ها که نمیزنن آدم خندش میگیره گاهی از غرور الکیشون
و درباره پست قبل که خیلی واضح گفته بودید در آینده چطور دوستان اشتباه کردن؟؟؟!  :|
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۵
والا نظرات پست قبل رو بخونین کاملا متوجه میشین :دی
دقیا به نظر منم غرور برای یه وسیله آهنی اصلا درست نیست !
۰۷ تیر ۹۵ ، ۲۱:۵۴
مگه ماشین بابات چی بوده؟؟؟؟!!!!!!
احتمالا (وای چرا اسم ماشینه رو یادم نمیاد.) حالا اصلا یادم نمیاد.
از اون ماشین های یک میلیاردی سوار بودی!!!!!!!



والا منکه اینهمه تفاوت نمیبینم تو شهرمون.
توو محیط کارم هم همونطوری که با یک متخصص رفتار میکنن که با نیروی خدماتمون رفتار میشه. یعنی برای همه احترام قائلن.
متاسفانه بعضی از متخصص ها عادت کردن هرحا که میرن تاکمر هم بشن براشون.
یک بار یکی شون به من گفت اینجا اصلا به ما احترام نمیزارن!!!!! و از این موضوع ناراحت بود که وقتی میاد کسی تا کمر خم نمیشه براشون!!!!!!
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۴
نه والا یه میلیاردی سوار نمیشیم :دی نه من نه پدر خانواده ...
چقدر بعضی ها پر رو هستن ! منم برام فرقی نداره به همه یک اندازه احترام میذارم ...
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۰:۲۰
متاسفانه خیلیا واقعا در سختی زندگی میکنن و ما ها اصلا شکر نعمت هایی که داریم رو به جا نمیاریم و خیلی هم طلبکارانه زندگی میکنیم..
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۳
دقیقا همینطوره ...
۰۸ تیر ۹۵ ، ۰۹:۳۴
به به..چ فکر قشنگی.
حالا واقعا ماشین خودت ارزونه یا این پولا پول نیس واستون؟!:))))ایشاالله زنده باشین با هر ماشینی.این چیزا فقط وسیلست.وسیله دنیا.
مسعود
۰۸ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۲
نه من ماشین ایرانی و تولید داخل سوار میشم :دی
ممنونم و همچنین ...
۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۰:۴۳
خب راس گفته زندگی واسه هموناس

این پست ی حسی بدی بهم داد:(
مسعود
۱۰ تیر ۹۵ ، ۱۴:۳۰
کلا حس جالبی برای منم نداشت ...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">