از دیروز تا امروز ، از بلاگفا تا بیان !

یادمه اولین بلاگی که داشتم برمیگرده به سال 84 ، اون موقع ها بلاگفا و پرشین بلاگ رو بورس بودن و با وجود امکانات کمی که داشتن از نظر من نهایت تکنولوژی بودن ! مخصوصا بلاگفا که کار باهاش خیلی هم ساده بود و با ده دقیقه گشت و گذار تو پنلش میشد زیر و بم کار باهاشو درآورد . اولین پستی که توی وبلاگم گذاشتم رو هیچوقت یادم نمیره ؛ از یه سایت موزیک کپی کرده بودم و وقتی بعد از ارسالش نتیجه کار رو توی صفحه اول وبلاگم دیدم ذوق زده شدم و هیجانم وقتی بیشتر شد که شروع کردم به دست کاری کدهای قالب . ساعت اضافه میکردم ، شکل موس رو تغییر میدادم ، برای بازدید گننده ها پیغام خوشامد گویی میذاشتم و خلاصه هر روز یه چیز جدید یاد میگرفتم . اون موقع ها اینترنت دایل آپ بود و باید یک ساعت تمام صبر میکردی تا یه صفحه باز بشه و ADSL مال از ما بهترون بود ، یعنی تو خونه ها خیلی کم بود و اکثرا شرکت ها و سازمان ها ازش استفاده میکردن . خبری از وایمکس و وایرلس و فلان هم نبود .

روزی بیست سی تا پست کپی میکردم و میذاشتم و بین دوست و آشناها میگفتم هر کی موزیک جدید میخواد بره به این آدرس ، سایت خودمه و هر روز به روز میشه ( وقتی یادم میافته که همیشه مثل کارت ویزیت آدرس بلاگمو تو جیبم داشتم تا کسی خواست بدم بهش خندم میگیره ! ) . خلاصه گذشت و گذشت تا یه روز دیدم وبم فیلتر شده ! اصلا دنیا رو سرم خراب شد و پیش خودم گفتم این همه هزینه اینترنت و غرغرهای مامان که بسه تلفن همش مشغوله و گردن دردهای خودم که ساعت ها پای کامپیوتر بودم همش به هدر رفت . کلا وبلاگ بازی رو کنار گذاشتم و روزی یک ساعت فقط توی گوگل چیزهای الکی سرچ میکردم و سرمو گرم میکردم . بعد از شش ماه دوباره رفتم سمت بلاگفا و یه وب جدید زدم . اسمش یادم هنوز ایران جاوا دات بلاگفا دات کام . یه قالب شیک براش پیدا کردم و شروع کردم به کار شریف کپی برداری . یه آمارگیر هم از وبگذر گذاشته بودم گوشه قالبم و هر روز از تعداد بازدید کننده هام ذوق میکردم . یه بار اومدم سراغ وبم و دیدم بازدیدکننده های دیروزم شده 120 نفر ! از شدت خوشحالی داشتم ایست قلبی میکردم ! احساس میکردم چقدر رشد کردم و چقدر تو کارم موفق شدم ! کپی برداری رو با جدیت تمام ادامه دادم که کم کم ضربه هاش به درس و تحصیلم از طرف خانواده احساس شد و نتیجه اش شد تعطیلی وب دوم و جدا کردن مودم از کامپیوتر توسط بابام !
دوران دبیرستان هم تو چندتا وبلاگ ساده که هر کدومشون به یه نحوی از بین رفتن گذشت ، با وجود اینترنت ضعیف ، محدودیت های درسی و زمانی و فشارهای خانواده میلم به نوشتن و بازی با کیبورد هیچوقت کم نشد . از هر فرصتی استفاده میکردم و حتی شده توی کافی نت شروع میکردم به نوشتن . اصلا اوضاع خوبی نبود ولی با ورود سیستم ADSL به خونه و رد کردن کنکور و ورود به دانشگاه همه چیز فرق کرد . وقت آزادی که در کنار درس و کار داشتم بهترین زمان برای نوشتن بود . اولین وبسایتم رو ترم یک دانشگاه تاسیس کردم و دیگه خبری از کپی برداری های قدیم نبود . یه وبسایت تخصصی نرم افزار که روز به روز رشد میکرد و دلیلش هم این بود که اون سال ها تعداد اینجور وبسایت ها کم بود . به قدری کارهای وبسایت و هزینه هاش زیاد شده بود که مجبور شدم نویسنده و پشتیبان فنی بگیرم و عملا یه تیم شده بودیم . یادم سال 89 بود که رکورد یه میلیون بازدید در روز رو ثبت کردیم و چقدر خوشحال بودیم از نتیجه کارمون . تبلیغات میگرفتیم و همزمان برای رشد بیشتر تبلیغات هم میدادیم . از شاتل ، سامسونگ و حتی اداره پست تبلیغات رزرو شده داشتیم و اسم و رسمی به هم زده بودیم . اوضاع خوب پیش میرفت ولی مشکل زمان داشتیم ، درس هام سنگین و سنگین تر میشد و روز به روز کمتر وقت داشتم برای رسیدن به سایت . اینقدر دور شدم ازش که تصمیم گرفتم همه چیز رو بذارم برای فروش . آگهی فروش سایت رو زدم و دو روزه براش مشتری پیدا شد . با حال ناراحت فروختمش و هفته بعد دیدم سایت کلا بسته شده . دامنه رو با قیمت بالا گذاشتن برای فروش و تمام اطلاعات رو هم فروختن به یه وبسایت خارجی ...
تا دو سال بعد از این ماجرا سمت نوشتن تو فضای مجازی نرفتم . گه گداری برای تحقیق یا فیسبوک و توییتر میرفتم و نهایت استفادم بازی آنلاین و دانلود فیلم و موزیک بود . به پیشنهاد یکی از دوستام یه بلاگ ساختم توی بلاگفا و با همین دامنه مرد بارانی شروع به نوشتن کردم . وقتی بعد از 7 سال وارد پنل بلاگفا شدم از اینکه هیچ تغییری نکرده بود متعجب شدم ! قشنگ حس کردم علیرضا شیرازی ( مدیر بلاگفا ) بلاگفا رو به حال خودش رها کرده و این سایت اینقدر کاربر داره که هیچ میلی برای اضافه کردن امکانات جدید برای جذب مخاطب نداشته باشه . بگذریم ؛ دو سالی مهمون بلاگفا بودیم تا یه روز متوجه شدیم مهموناشو بیرون کرده و قسمت اعظمی از اطلاعاتش از بین رفته . صبر کردن و انتظار برای درست شدن اوضاع جایز نبود چون با توجه به شناختی که نسبت مدیریت بلاگفا داشتم میدونستم تا سال بعد هم متوجه موضوع نمیشن چه برسه بخوان پیگیری و رفع نقص کنن . سریع دامنه رو منتقل کردم به بیان بلاگ و نوشتن رو از سر گرفتم . اولین پستم توی این بلاگ رو پنجشنبه 19 تیر سال 1394 ، ساعت 15:20 بعدازظهر با عنوان " سلام وبسایت جدید " منتشر کردم . از اون روز دقیقا 2 سال میگذره و امروز مرد بارانی در کنار بهترین رفقای مجازیش وارد سومین سال فعالیت خودش میشه . توی این دو سال 219 بار دکمه سبز رنگ " انتشار " رو فشار دادم و به حدود 5400 تا کامنت پر مهر شما جواب دادم . 270،000 نفر بازدید کننده داشتم و حدود یک میلیون بار صفحه وبم توی مرورگرهای شما باز و بسته شده . از غم و شادی نوشتم ، از خاطرات سربازی ، از اتفاقات روزانه ، از مشکلات و دردهای جامعه ، زیبایی های اطراف و تمام نوشته هایی که باید ثبتشون میکردم تا در آینده وقتی دوباره میخونمشون ، زیر لب بگم : چقدر اون روزها زود گذشت ...
یه تشکر گرم میکنم ، از همه کسایی که تو این سال ها کنارم بودن ، نوشته های بی قافیه و پر از عیب و ایرادم رو خوندن . توی خیلی مسایل راهنماییم کردن و اشتباهاتم رو بهم گوشزد کردن . با من خندیدن و از ناراحتی من ناراحت شدن . شماها واقعی ترین دوست های مجازی دنیا هستین ...
راستی به آمارهای زیر یه نگاهی بندازید شاید براتون جالب باشه :
+ پر بازدیدترین نوشته : سربازی و دردی به نام استعلاجی ! ( 3224 بازدید )
+ پر بحثترین نوشته : حذف وبلاگ های فرسوده ( 71 نظر )
+ محبوبترین نوشته : پدر همیشه قهرمان میماند ! ( 11 رای مثبت )
+ جذابترین بخش : اعترافات احمقانه شما ( 33 اعتراف )
+ بیشترین مشارکت : اتاق آرزوها : ( 93 تا آرزو )
+ کمترین مشارکت : فکرهاتو بنویس : ( 5 تا ایده )

تعداد نظرات این پست [ ۳۶ ] است ...

۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۱
چه قدر زمان گذشته..! از سال 84 ..! استادین پس..!
شکست بزرگی بود حذف بلاگفا و بدتر از اون نادیده گرفتن تمام احساسات ما بطورناخواسته..:-((
ولی بیان جایگزین خییییلی خوبی شد..خیلی...
تولد وبلاگتون رو تبریک میگم..
نوشته هاتون همیشه پرشور،پرمخاطب،خواندنی باشن^_^
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۱۳
خیلی حدودا 12 سال .
بلاگفا خیلی در حق کاربراش بد کرد .
بیان خداروشکر خیلی خوبه و به کاربراش اهمیت میده .
ممنونم ، لطف دارین ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۵
دو سالگیت مبارک رفیق ((:
+ یادش بخیر منم مطالب طنز کپی می کردم D:
اسم وبلاگ رو گذاشته بودم جوکستان و دونستان v:
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۵
ممنون ..
من هیچوقت سمت طنز نرفتم :))
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۹
دوتا پاراگراف اول رو حس کردم خودم نوشتم!
من تا پیاده سازی یه سایت پرامکانات پیش رفتم و وقتی بابام دید وضع درسیم افت شدید کرده، مودم رو جمع کرد و من از اون موقع متوجه شدم چقد دنیای واقعی بهتره و چسبیدم به درس، الان هم گهگداری اگه حسش باشه قالب وبلاگ طراحی می کنم
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۴
چه جالب :دی
من توی اون دوره زمانی حداقل نصف بابام درآمد داشتم :)) برای همین حمایت میشدم از سوی خانواده ..
طراحی قالب رو من وقت نمیکنم و فقط واسه بلاگ خودم میزنم ، اونم اگر حسش باشه ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۵
ماشاالله به قدمت!
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۴
قربان شما :))
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۲۲
اولا مبارک باشه، ایشالا دیگه همینجا بمونین و 10 20 سالگیش رو جشن بگیرین. دوما خوشحالم که از فاز وبلاگ آهنگ و کپی پیست دراومدین. خیلی از اینجور وبلاگ ها بدم میاد :-)))
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۳
آره دیگه اون مال دورانی بود که هنوز چیزی از نوشتن و بلاگ نویسی نمیدونستم ..
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۲۳
به به.
پس تولد وبلاگته :))
من هم فکر کنم از یک سال و خورده ای قبل اینجا رو میخوندم و خوشحالم از آشنایی باهات مسعود جان :))
زنده باشی برادر و وبت همیشه برقرار.
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۸
آقا قربونت ، شما که تاج سری ..
ما هم خواننده پر و پا قرص بلاگتیم :*
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۲۵
با یک لبخند و چشم های گرد شده متن را خوندم!  خدا قوت :) 
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۷
چرا گرد شده ؟ :دی
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۳
اول اینکه سلام
دوم اینکه تولد دو سالگیتون مبارک
سوم اینکه بابا قدیمی.... بابا بلاگر....
چهر م اینکه خوشحالم که میخونمتون
پنجم اینکه ذوقولیده شدم از اینکه تو اعترافات احمقانه، مثل یه احمق واقعی اعتراف کردم...
پاینده باشید
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۴
مخلصم میرزا جان ..
درس پس میدیم پیش شما ..
آره خیلی خوب بود :دی
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۰۱
مبارک باشه! ان شالله 20 سالگیش!!!
میشه اسم اون سایت خوبه نرم افزاری رو بگین؟ کنجکاو شدم!
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۲
انشالله ..
تک سافت دات کام
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۴۱
۱۹ تیر... منم درست ۱۹ تیر ماه داستانمو شروع کردم .
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۱
خیلی خوبه نوشتن .
تفاهم ..
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۳:۵۷
تولد وبلاگت مبارک مرد بارانی :)
منم وبلاگ بازی زیاد داشتم اما هیچکدومشون به سال نکشید :(

مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۸
مرسی آقای ربات عزیز ..
منم نذاشتن برسه عوامل بیرونیی :))
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۰۴
به سلامتی و دلخوشی ادامه بدید ایشالا :)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۷
ممنون دلآرام عزیز ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۷
عمرش باعزت و طولانی باشه؛ همیشه پر پست و پر کامنت و پر بازدید :)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۴
ممنون هانیه جان ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۰
:)))) کلی خاطره برام زنده شد. من وقتی اولین پستمو تایپ می‌کردم (تایپ می‌کردماااا کپی نمی‌کردم :دی) پونزده سالم بود. تو سایت مدرسه‌مون با دوستام ساختم وبلاگمو. آدرسشم به کل مدرسه دادم :)))
من و داداشم هر روز اجازه داشتیم فقط نیم ساعت وبگردی کنیم. در مورد سرعت اون روزا دیگه نگم برات..
اولین باری که بازدیدام سه رقمی شد کلی ذوق کردم.
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۷
چقدر جالب :))
سرعت رو که هیچی ، منم چیزی نمیگم :))
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۲۰
وبلاگ شما وبلاگ خیلی خوبیه، تولدش مبارک 
مانا باشه :)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۴
ممنونم لطف داری ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۵
یکی از دل نشین ترین هایِ زندگیم، دونستن چجوری شروع کردنِ افرادیِ که میخونمشون و نوشتنشون رو دوس دارم!
البته شاید از جهت کنجکاوی باشه :دی

.
اینجور که پیداست باتمام این قاعده ی سینوسی، شما را از ازل (!) بلاگر آفریدن
تبریکـــــــ !

به هر حال موفق باشی :)

ثابت قدم و پر انرژی ان شالله
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۴۴
خود من هم دوست دارم وقتی میخونم یکی چطوری شروع به نوشتن کرده .
خودم هم حس میکنم بلاگر آفریده شدم :))
ممنون شما هم موفق باشید ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۷
منم که دختر خاکستری بلاگفا بودم که با دیدن وب شما چنان علاقمند شدم به بیان که شدم خاکستری روشن و اومدم بیان :))))
موفق باشین همیشه✌
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۷
چقدر تاثیر گذارم و خبر نداشتم :))
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۰
قلم قشنگی دارین با ارزوی موفقیت روز افزون
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۴
ممنون ستاره عزیز ..
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۵
خاطره بازی هاتو توی این پست دوست داشتم
لایک داری اساسی مرد جوان! :)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۳۳
قربونت رفیق ..
۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۹
چه سرگذشت پر فراز و نشیبی داشته این وبلاگ نویسی:)
قشنگیش هم اونجاست که هیچوقت بیخیالش نشدین:)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۷
این از درون من بود که باید مینوشتم ، خیلی تحت کنترل من نبود ..

۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۳
قبل از هر چیزی جا داره بگم: عه! ایران‌جاوا تو بودی؟! کاربر ثابتت بودم که :))
دنیا ببین چقدر کوچیکه، جل‌الخالق! :))
خب، اولاً که تبریک میگم و ثانیاً کلی خوشحال شدم فهمیدم هم‌نسل خودمی، هرچند شما سابقه‌ات بیش‌تره و جا داره به احترامت کلاه از سر بردارم ;)
ثالثاً هم این‌که... علیرضا شیرازی تازه یادش افتاده آپشن برگردوندن فایل بک‌آپ و ذخیره خودکار نوشته‌ها رو اضافه کنه! چقدر زود یادش افتاده :/
یادمه اون زمانا به بهانه «امنیت» خیلی از امکانات رو از کاربراش دریغ می‌کرد اما همین دو سال پیش همه ما به علت «عدم امنیت» از بلاگفاش کوچ کردیم به بیان! هرچند بیان هم همچین آش دهن‌سوزی نیست اما حداقل دیگه بلاگفا نیست :|
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۶
جدی ؟ :)) عاقا ما خیلی خفنیم :دی
شما تاج سری داداش .
بلاگفا که کلا مرخصه ! من هم حوصله اش رو ندارم وگرنه وردپرس رو با هیچی عوض نمی کنم !
۱۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۰۷
تولد وبلاگتون مبارک :)
این روال برام آشنا بود. البته با این تفاوت که هرگز از بلاگفا خوشم نیومد.
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۵
ممنونم لطفف دارین .
برای شروع خیلی خوب بود بلاگفا ...
۱۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۸
خاطراتم با بلاگفا زنده شد با این مطلب :)
داستان پشت اون وبلاگم داستان طولانی‌ایه. من به عنوان یه بچّه‌ی ۱۲ ساله که تازه از سدّ دایل‌آپ گذشته بودم، نمی‌دونستم چیکار کنم :) همیشه تو ذهنم این ایده‌ی داشتن یه صفحه‌ی شخصی توی اینترنت رو داشتم، ولی واقعا نمی‌دونستم از کجا شروع کنم. از گوگل سعی می‌کردم که استفاده کنم... ولی خب فکر کنم کلیدواژه‌های اشتباهی رو انتخاب می‌کردم چون چیز خاصی پیدا نمی‌کردم :) تا این که یه روز (که تقریبا این قضایا رو فراموش کرده بودم) چشمم به یه کتاب خورد توی یه کتاب‌فروشی... کلید وبلاگ! از اسمش حدس زدم که همونیه که می‌خواستم، و واقعا هم بود :) توش توضیح داده بود که می‌تونید برید توی یه جاهایی مثل بلاگفا یا پرشین‌بلاگ یا... و برای خودتون یه وبلاگ درست کنید.
بعد از این که با بلاگفا یه وبلاگ درست کردم، باهاش همون حالتی رو داشتم که شما هم داشتید :) سعی می‌کردم که عالم و آدم رو خبردار کنم از وبلاگم، از کدهایی که شکل ماوس رو تغییر می‌دادن استفاده می‌کردم، پیام خوشامدگویی، کدی که باعث می‌شد نتونی راست کلیک کنی تو وبلاگ :)) و البته توی فایرفاکس کار نمی‌کرد. حتّی وبگذری که تک تک سرویس‌هاش رو فعّال کرده بودم برای وبلاگم :) آمار، نظرسنجی و یه چیز دیگه که یادم نمی‌آد :)
چند وقت پیش یه سری زدم به همین وبلاگم، و اشک توی چشمام جمع شده بود... این که چه‌قدر بعضی‌ها (که اصلا نمی‌شناختمشون و از طریق همین وبلاگ می‌شناختمشون فقط) چه نظرهای پراحساسی می‌ذاشتن... چه‌قدر شوق و ذوق داشتم وقتی یه مطلب از خودم می‌نوشتم و منتشرش می‌کردم... حتّی یادمه یه بار گفتم اگه نظرات این پست من به فلان قدر تا نرسه دیگه پست نمی‌ذارم :) و خب درسته که تعدادش به حدّ نصاب نرسید ولی میزان ابراز علاقه‌ی مخاطبین اندکم به ادامه‌ی پست گذاشتن‌ها دیوانه‌م کرده بود :)
این بیان رو درسته که ما خیلی دوستش داریم... ولی فکر کنم هیچ‌وقت نتونستم اون عشق به وبلاگ بلاگفام رو داشته باشم نسبت بهش :) فکر کنم بیشتر از این که تقصیر این بیان و اینا باشه بیشتر تقصیر سنّه :)
ببخشید طولانی شد، ولی خب گفتم بد نیست این چیزا رو بنویسم برای کسی که به نظر می‌آد «یه خرده» شبیه منه تجربیاتش :)
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۸
روزبه جان خیلی خوب بود ، خیلی خوب نوشتی و کلی از خوندنش لذت بردم .
چه جالب که نوشتن رو مثل من از بلاگفا و سن کم شروع کردی :دی
برات آرزوی موفقیت میکنم رفیق ...
۲۰ تیر ۹۶ ، ۰۱:۴۰
دوسالگی وبتون مبارککککککککککککک.....
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۶
ممنونم لطف دارین ...
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۳۷
به به پس وبتون دوساله شده مبارکه مبارکه 😊👏
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۹
قربان شما ..
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۴:۵۹
خیلی از ما ها مثل من و شما، از بلاگفا شروع کردیم. اگر بخوام خاطره تعریف کنم، اون موقع تازه PS3 خریده بودم و وبلاگمم هم درباره همین بود و بازی و امکانات جدیدی که می اومد رو توش میگذاشتم. وقتی می نوشت 3 نفر آنلاین هستن خر ذوق می شدیم و زنگ میزدیم به رفیقام میگفتم 3 نفر تو وبلاگمن :دی بعد می فهمیدم، یکیش خودمم، یکیش همون دوستمه و دیگری داداشم :)) کلا روزگاری بود ما بزرگ شدیم، باورم نمیشه هنوز انگار همین 2-3 ماه پیش بود که داشتم به داداشم التماس میکردم برام وبلاگ بزنه.. خیلی زود میگذره، خیلی...
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۰
قسمت خودم آنلاین بودم خیلی خوب بود :)) من هم این اشتباه رو خیلی کردم :))
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۱۱
:) جالب بود برام، خودم هم همچین کارهایی کردم اما نه با این قدرت! یادش بخیر اون صدای خش خش مودم موقع وصل شدن با دایل آپ! کارت اینترنت! پنج ساعت روزانه، پنج ساعت شبانه! به ساعت بود :) 
دنیایی بود، ممنون از پست خوبت، تولد وبت هم مبارک. 
مسعود
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۶:۳۱
چقدر پول تلفن میداد بابای بنده خدام :))
همیشه هم می پرسید چی میخوای تو اینترنت آخه :))
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۷:۲۳
سلام
چه خودمانی هست پست اولی که ازت دارم میخونم
و چقدر تجربه مشترک لابلاش حس کردم
دارم جمله قرمز این پایین رو میخونم در ادامه ش: کپی رایت در کشور من معنایی ندارد، با وجدانتان تصمیم بگیرید...
ولی چیزی که توی اون کپی پیست کردن های وبلاگی سابق بود همیشه کپی رایت غیرقانونی نام نداشت. گاهی یک تلنگری واسه آتش زدن خرمن واژگان ذهن یک نویسنده بالقوه میتونست باشه
خلاصه حال دادی بهمون با این پست و مبارکتم باشه :)
مسعود
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۵
خواهش میکنم قابلی نداشت :/
۲۱ تیر ۹۶ ، ۱۸:۳۹
مبارکه. صد سالگی‌اش :)
مسعود
۲۲ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۷
تا اون موقع پوسیدیم کلا :دی
۲۲ تیر ۹۶ ، ۱۲:۱۵
برای منم وردپرس یه چیز دیگه است اما حیف که دنگ و فنگ داره و به قول شما حوصله می‌خواد...
مسعود
۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۹
جدا از هزینه هاش و ناامن بودن سرورهای هاستینگش ، به قول تو حوصله میخواد ..
۲۲ تیر ۹۶ ، ۱۸:۱۷
یادش بخیر بلاگفا...
مبارک باشه تولد وبلاگتون :دی
مسعود
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۹
ممنونم بانوچه عزیز ...
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۶:۰۲
چقدر جذاب و خوب، مرسی از متن پر از خاطره و نوستالژی‌ات مسعود عزیزم :)
راستش سرنوشت مشابهی داشتیم، منم با وبلاگ سانگ پرتال و پست‌های کپی تو بلاگفا کارم رو شروع کردم و بعد شد سایت و یعد ادامه داستان :))
خلاصه که مرور این دوره‌ها خیلی شیرین و جذابه.
دو سالگی مرد بارانی مبارک باشه :)
مسعود
۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۲
قربون شما محمد عزیز ..
همه انگار یه فراز و نشیب شدیدی داشتن :))
واقعا هم شیرین و خیلی جذاب ..
۲۶ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۱
چه پروسه هیجان انگیزی!
رو به رشد باشی:)
مسعود
۰۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۹
ممنونم لطف داری ..
۳۰ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۴
بلاگفا یادش بخیر فک کنم همه از اونجا شروع کردن و چقدر بد که پاشید
مسعود
۰۱ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۱۰
هنوز برقراره ولی با پاشیده شدن فرقی نداره :))
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۲۰
12سال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آماشالله.........
باز هم خوبه پیشرفت کردید ماکه الان تقریبا 3،4 سال توبلاگفا وحدود2سال ونیم تو بیان هستیم ولی پیشرفتی ندیدیم...
بااین که روزبه روزسعی کردم مطالبم بهترشه...
مسعود
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۷
اینقدر تعجب داشت ؟ :/
الان بلاگرها اکثرا 15 16 ساله هستن و ما پیشکسوت محسوب میشیم :دی
انشالله که پیشرفت میکنین ..
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۴
نه بابا روزبه روزم تعداد خواننده هامونم داره کمتر میشه مثلا یکیش هم شما که نمیدونم چرادیگه به من سرنمی زنید
مسعود
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۳۸
سر نزدن من رو بذارین رو حساب درگیریم .
همین الان که دارم جواب کامنتتون رو میدم 44 تا ستاره او بالا روشنه ..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">