آشپزی میکنیم !

  • سه شنبه ۲۱ مهر ، ۲۱:۰۴ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۸۴۵ بازدید

فکر کنم تو هر کاری استعداد داشته باشم تو آشپزی باید برم جلو بوق بزنم ! یعنی اینقدر یه آدم بی استعداد ؟! باورتون نمیشه من اگر تنها بمونم و به رستوران یا فست فودی هم دسترسی نداشته باشم از گشنگی خواهم مرد !
تو یخچال هم اگر پر باشه از غذا گرم نمیکنم بخورم چه برسه غذا درست کنم ! مامانم میگه عرضه نداری چندتا چیزو بریزی تو ماهیتابه با یکم روغن مخلوط و سرخ کنی یه غذایی درست کنی ؟ میگم نه والا ! نمیدونم چرا ! خوب دست خودم نیست اینطوری نگام نکنین ! حالا میگم براتون تا بدونین دلیلشو ...
تو دفتر همیشه یکی از بچه ها ناهار درست میکنه و چون دسپختش خوبه مسئول غذا درست کردن شده . وقتایی هم که نباشه اون یکی همکارمون دست به کار میشه ؛ دستپختش مثل نفر قبلی نیست ولی از گشنه موندن بهتره !
چند روز پیش اتفاقی وقت ناهار شد و هیچ کدومشون نبودن و تنها کسی که مونده بود من بودم ! منم چون آشپزیم بی نظیره و چندتا کتاب قطور هم راجع به دنیای ادویه های هندی و آشپزی ایتالیایی نوشتم تصمیم گرفتم جمع رو غافلگیر کنم و مسئولیت خطیر ناهار اون روز رو به عهده بگیرم ! سریع رفتم مواد لازم رو تهیه کردم و دست به کار شدم . حالا نکردم با املت شروع کنم یه راست رفتم سراغ سبزی پلو با تن ماهی !
برنج رو خیس کردم و هنوز ده دقیقه نگذشته و خیس نخورده ریختم تو قابلمه و یه وجب روغن هم ریختم روش ! زیر گاز رو هم زیاد زیاد کردم که مثلا سریع درست بشه . سبزی هم چون نمیدونستم چی میکنن توش تا اسم و شکل سبزی پلو به خودش بگیره هر چی سبزی مونده و خشک داشتیم ریختم تو برنج و زیرشو زیادتر کردم تا باز هم سریعتر دم بکشه ! یه یک ربعی گذشت که دیدم بو میاد ! سریع رفتم سراغ گاز و دیدم چندبار سر رفته و ابش تموم شده ؛ برنجه هم شده مثل سیمان ! سریع یه پارچ آب پر کردم و ریختم رو برنج ها و درشو گذاشتم ! بعد از ده دقیقه دیگه یهو یادم اومد مامانم یه آبکش هم میکرد ! دلیلشو نمیدونستم ولی گفتم حتما لازمه دیگه ! سریع خاموشش کردم و بردمش سر سینک ظرفشویی . آبکشو گذاشتم و برنجو برعکس کردم توش ! ای کاش میریخت تو ابکش حداقل ! قابلمه داغ بود و چسبید به دستم منم دستمو کشیدم عقب و قابلمه رفت رو هوا ! چندتا چرخ زد و وسط آشپزخونه ترکید ! خونسردیه خودمو حفظ کردم و چون کسی اون دور و بر نبود سریع برگردوندمش تو قابلمه ! ( انشالله که زمین تمیز بود ! ) هیچی دیگه مرحله آبکش هم انجام دادم و برنج هارو چون رو زمین افتاده بود یه دور شستم و برگردوندم تو قابلمه ! قابلمه رو هم گذاشتم روی گاز . یه نگاهی به توش کردم دیدم سبزی هاش همه شسته شده رفته و رنگ برنج سبز کم رنگ شده :)) یکم دیگه سبزی ریختم توش و یه پارچ آب دیگه هم بستم روش !
نیم ساعتی گذشت و رفتم سراغ تن ماهی ! خداروشکر این مرحله رو با موفقیت رد کردم فقط موقع باز کردن روغنش پاشید رو لباسم و هنوزم لباسم بود ماهی مرده میده ! همه رو صدا کردم و گفتم ناهار آماده شده ! چشم ها همه چهارتا شده بود ! مسعود و آشپزی ! اونم سبزی پلو ؟! مگه داریم ؟ مگه میشه ؟
واسه همه کشیدم تو ظرفاشون و ماهی هم ریختم کنارش و گفتم بسم الله مشغول شین ! قاشقو که میزدن تو برنج آب میچکید ازش و واسه اینکه من ناراحت نشم همدیگرو نگاه میکردن و به هم لیخند میزدن ! تا حالا برنج به این شفته ای و بی مزه ای نخورده بودن ! نمک و فلفل و ادویه هم که فراموشم شده بود !
خلاصه خودم که فهمیدم چه گندی زدم گفتم میخوایم املت درست کنم واستون ؟ گفتن نهههههه مرسی ! خودمون درست میکنیم ! تو فقط این قابلمه برنجو بردار برو خونتون !
این شد که بی استعدادیه من تو آشپزی بار دیگه بر همگان ثابت شد !
راستی ! سبزی پلو نمیخورین ؟ مونده از ظهرها :دی
پی نوشتـــ :
کانال آقای سر به هوا تو تلگرام افتتاح شد ! برای عضویت اینجا کلیک کنید ...

تعداد نظرات این پست [ ۳۰ ] است ...

۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۰۹
وای پس توی اولین آشپزی تون دستتون رو هم کباب کردید...
نیرو هم گزینه مناسبی برای ناهار هست ها ،اصلا نون و پنیر بخورید ^-^
شانس آوردید که مسموم نشدید ، چیزهایی که روی زمین میریزن دیگه قابل خوردن نیستن ...
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۹
نیرو همون نیمرو نیست ؟ :دی
زمین رو تمیز در نظر میگیریم با این وضعیت گرونی برنج :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۱
سلام ،
نه ممنون ... :)
با توصیفاتی که نوشتید تا مدت ها سبزی پلو نخوریم هم دلمون نمیخواد !! ... :|
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۸
حالا یکم ؟ :دی مونده ها :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۱۲
بسی خاطره ی جالبی بود!!
اصلا داغون شدم با این همه استعداد تو امر خطیر اشپزی!!
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۸
دیگه چی کار کنیم ماییم و هزار استعداد :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۹
هر چیش بد بود  به کنار!
کلی خندیدم😂😂😂
تو کانالت هم عضو شدم:)
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۸
ممنون ، لطف کردی ...
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۲
آشپزی که خیلی هنر وعشقه 
من همیشه دنبال طعمای نو و بینظیرم 
حمل برخودستایی نباشه 
همه تعریف دستپختمو میکنن:)
مثلا اگه رو زرده ی نیمرو یکم پنیر رنده کنه آدم طعمش بینظیر میشه؛)))
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۸
خوش به حالت :( بیا یه چندتا کلاس واسه ما بذار :(
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۳۲
ای ای ای :S
برنج ریخته شده رو زمینو برگردوندید تو قابلمه ؟!؟!؟!؟!؟:O
ای ای ای :S
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۷
حیف بود دیگه اون همه زحمت کشیدم :دی برنج هم که کیلویی خدا تومن :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۴۳
: دی ^_^
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۷
:دی :/
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۱:۴۹
منم برم کانال  بزنم :|
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۷
برو برو :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۸
Ahsant
:)
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۷
:دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۸
کانال تلگرام خوبه ولی ارتباط ی طرفه اس
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۶
آره خوبیش به همینه دیگه :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۲:۳۱
ایوووووول ترکیدم از خنده [قهقهههههههه]
من بد ترم:-D اصلا نگران نباش فست فود ها هستن:-D 
پایدار و شااااد باشییییییییید 
ممنان بابت پست زیباتان:)

إه!چه جالب اتفاقا منم امشب یه پست گذاشتم عکس شاممو گذاشتم:-D کباب بره اگه دلتون نخواد :دیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۶
والا همیشه که در دسترس نیستن این فست فودا :(
من فکر کنم تا 30 سال آینده نتونم از این غذایی که گفتی درست کنم :دی
۲۱ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۹
هِهه مَنَم بر عکس شما آشپزی رو دوس دارم تاحالا غذا نپختم ولی نیمرو و سیب زَمَنی سرخیدَم P:

تو کانال هم عضو بِشُدیم ! 

;)
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۳۰
خسته نباشی شما :دی
ممنون رفیق ...
۲۲ مهر ۹۴ ، ۰۰:۰۳
سلام
پیشنهاد میکنم یه کلاس آشپزی برید آقای سربه هوا...
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۵
حتما باید همین کارو کنم :))
۲۲ مهر ۹۴ ، ۰۱:۲۷
خخخ کلی خندیدم خوب بود 
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۴
خواهش :دی
۲۲ مهر ۹۴ ، ۰۸:۵۷
راستش پستتون خیلی بلند بود و شرمنده که وثت خوندنشو ندارم.ولی گفتم کامنتی بذارم که همچین خاموش از اینجا نرم:)
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۳
خسته نشین شما ؟ :| :دی
۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۵
خخخ جالب بود! حداقل دمی درست میکردی راحت تر بود! بعدشم مگه دسترسی به نت نداشتی?
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۳
والا از تو نت خوندم ولی حالیم نشد :)) دمی هم شنیدم نمیدونم چطوریه :))
۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۱:۵۶
به خودم امیدوار شدم این پست رو خوندم 
البته آشپزیم قبلا اینطوری بود الان کم کمک در حال کدبانو شدنم :)
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۲
من که همون بوق همیشگی میمونم :))
۲۲ مهر ۹۴ ، ۱۳:۵۲
از اونجایی که همیشه خودم باعث ِ خندیدن ِ دیگران هستم ؛
برام جالب انگیزناک هست که با خوندن ِ اینجا صدای خنده ام بلند میشه حتا !!

+آشپزی چیست :|
شروع ِ خوبی داشتید !!
و من الله توفیق :))
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۰:۲۲
خدارو شکر که باعث خوشحالی یه نفر شدم !
ممنون انگیزه گرفتم :))
۲۳ مهر ۹۴ ، ۰۲:۴۴
آشپزی مزخرفه .... فک میکردم فقط خودم زمینووو تمیز میبینم ... منم قبلا همینکارو کردم برنج ریخته شده رو برگردوندم :-D :-D :-D :-D :-D 
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۲۷
خیلی حس خوبی میده وقتی کسی هم نبینه :دی
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۱:۲۷
عایا شما با دنیای گستردههههه ی اینترنت آشنایی ندارید؟؟؟
آیا نمیدانید که از گوگل محترم هرچه بپرسید پاسخ میگوید؟؟؟؟


خب تو گوگل سرچ میزدین مرحله به مرحله پیش میرفتین
اینکه کاری نداره😐

باز خوبه تن ماهی رو مستقیم نذاشتین رو شعله بپکه!😂
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۲۷
والا فرصتش نبود :دی گفتم به دانش خودم تکیه کنم :))
نه دیگه تا اون حد منگل نیستم :)) :دی
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۴:۵۱
عه نوشتم نیرو! !!!!!
نیمرو عه 😊
محتاجیم به دعا .

مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۰۴
بله :))
ممنون ...
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۳۶
هههههه میگم تو چرا دکتر شدی این همه استعداد اشپزی  هیفه  

احساس میکنم تا چند سال اینده حتی فکر سبزی پلو درس کردن هم به سرم نزنه  کلا دیگه فکر نکنم سبزی پلو  بخورم 

من همیشه با اب کش کردن برنج مشکل دادم یه ترس همیشه ته دلم هست   
(بجز مرده از اب کش کردن برنج میترسم)
املت درست کردن اصلا اسون نیست من حاظرم هر مدل خورشتی درست کنم اما املت درست نکنم  چون همیشه املت ها خراب میکنم  

راحت  تر نبودی بجای اینکه غذا درست کنی غذا بخری و دوستات رو مهمون کنی  ؟؟؟؟

تجربه خوبی بوده اما پسرم دیگه طرف اشپز خونه نرو خیلی خطر ناکه خیلی هاااااا

غذا ی اماده رستوران فکر کنم خطر کم تری داشته باشه 

مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۵
منم هم همینطورم !
همه غذاهارو بلدم به جز نیمرو و املت :))
والا نمیشد دیگه باید هنرمو نشون میدادم :))
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۰۳
میگم از این غذا یکم میدی من بدم به مستر شوهر بمیره از شرش راحت شم ؟!:دی
تا اخر عمرم دعاه میکنم خخخ
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۴
بنده خدا هنوز نیومده خواستگاری بهش میگی مستر شوهر ؟ :|
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۹
آشپزی :)
استادما.
در حد تیم ملی!
یعنی کی ماه خونه بمونم تنهایی بازم اشکالی پیش نمیاد :)
همچین با قدرت!
مسعود
۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۴
خیلی هم با صلابت :دی تبریک دلاور :دی
۲۴ مهر ۹۴ ، ۱۹:۱۹
به خودم امیدوار شدم
مسعود
۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۴
:)))
۲۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۲
ماشالله هزار ماشالله چش نخوری یه وخ اقای سراشپز:)))))))

اومدیم کانال :D
مسعود
۲۵ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۲
نه حواسم هست :دی :)) خوش اومدی :دی
۲۶ مهر ۹۴ ، ۲۲:۱۵
داداش برایِ دفعه اول عالی بود :)
من که نمیتونم تا همین مرحله ام پیش برم ...
مسعود
۲۷ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۸
مخلصم :دی
۲۸ مهر ۹۴ ، ۱۹:۲۱
سلاااااام آقای نویسنده...خسته نباشی شما... :) می بینم با آشپزیت هنر ها خلق کردی...من از تو بدتر بودم...
اشکال نداره منم برای اولین می خواستم آشپزی کنم اونم املت قصد داشتم درست کنم بعدش نمیدونستم املت رو  با روغن درست می کنند با آب پختم...:|
گوجه جوش شده بود...:|
هیچ کس نخورد ولی من اعتماد به نفس ام رو از دست ندادم خودم خوردم کلی هم تعریف کردم..:)
ولی الان دیگه خدایی آشپزی ام خوبه...
مسعود
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۳
با آب ؟ :)))))) شما ماشالله یه دو سه پله از من بالاتری :دی
۳۰ مهر ۹۴ ، ۰۸:۴۳
آره دیگه دو سه پله هم نه یه طبقه ساختمانی از شما بالاتر بودم:)))
شما به خودتون امیدوار باش، هنرنمایی های من بیشتر از شما بوده.... :/
ولی حالا خوب شدیم :)
مسعود
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۶:۲۲
خداروشکر :دی
چندبار آشپزی کنی راه میافتی دیگه ...
۱۸ دی ۹۴ ، ۰۱:۴۰
عالی بود عالی ..کلی خندیدم ..بعد از کلی غصه که در نتیجه ی متنای قبلیت خورده بودم ..
مسعود
۱۸ دی ۹۴ ، ۲۳:۱۸
قابلی نداره :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">