معرفی سریال ؛ خانه کاغذی

  • سه شنبه ۱۹ فروردين ، ۲۱:۳۴ ب.ظ
  • معرفی فیلم
  • ۱۹۷۹ بازدید

نمیدونم چی شد پس از سال ها دوباره رفتم سراغ سریال دیدن ! اونم چه سریالی ، خانه کاغذی ( به اسپانیایی La Casa De Papel ) . یه سریال خفن محصول کشور اسپانیا و ساخته‌ی آقای الکس پینا . اولین فصل این سریال ماه می سال ۲۰۱۷ از شبکه‌ی Antena 3 پخش شد . البته آخریا همون سال شبکه‌ی Netflix معروف اونو خرید و پخشش کرد ..
داستان سریال : شخصی به نام « پروفسور » ۸ نفر را برای سرقت از کارخانه چاپ اسکناس انتخاب می‌کند. این ۸ نفر برای اینکه هویتشان حتی برای همدیگر هم ناشناس بماند اسم شهرهای مختلف را برای خودشان انتخاب می‌کنند . « برلین » ، « مسکو » ، « دنور » ، « توکیو » ، « هلسینکی » ، «اسلو » ، « ریو » ، « نایروبی » نام مستعار آنان است ..

راستی پیشنهاد میکنم نسخه زیرنویس فارسی این سریال رو ببنید چون نسخه دوبله شده هم سانسور زیادی داری و هم خیلی جالب دوبله نشده . صداها به شدت بی حال و بی هیجان هستن !

من آدم فشرده کاری می باشم !

  • يكشنبه ۱۷ فروردين ، ۲۱:۱۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۰۳ بازدید

عنوان یکم عجیب شد نه ؟ فشرده کار ! حالا توضیح میدم ! داشتم به این مدل خودم فکر میکردم که کلا دوست دارم کارهای زیادی رو تو کمترین زمان انجام بدم . مثلا روزهایی که تو تقویمم 10 الی 11 مورد مینویسم که باید انجامشون بدم ظهر نشده به همشون رسیدم ولی خدا نکنه خونه باشم و بیکار باشم و تعطیلی باشه ! از اینور اتاق میرم اونورش میخوابم و از اونور اتاق میام اینورش میخوابم ! به هیچ کاریم هم نمیرسم ! مثل همین روزهایی که تو خونه بودم و تقریبا خیلی کار مثبتی انجام ندادم جز دیدن چندتا فیلم و سریال و خوندن یه کتاب ! البته یکم به سر و وضع اتاقم هم رسیدم و مرتبش کردم و یه دستی هم به ماشینم کشیدم ! البته من ماشینم همیشه تر و تمیزه چون ماشین بازی رو دوست دارم ! شما چطور ؟ وقتتون رو چه مدلی مثل من هدر دادین :دی

مهمون نمیخواین ؟!

  • چهارشنبه ۱۳ فروردين ، ۰۲:۴۰ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۲۶ بازدید

وسط خنده های سریال پایتخت بودیم ، وقتی سکانس رو به رو شدن بهتاش با بهبود تموم شد به مامان نگاه کردم ! گفتم ولی چقدر جالب میشه ها ! کسی که مرده و براش کلی دلتنگی بگن زنده س !
سرشو تکون داد و رفت ، بهش گفتم مثلا فکر کن آقابزرگت برگرده ! در خونه رو بزنه بگه مهمون نمیخواین ؟
اشکاش سرازیر شد و رفت تو اتاق ..

سال نه چندان نو مبارک !

  • دوشنبه ۴ فروردين ، ۰۱:۰۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۸۲ بازدید

اینقدر این عید بی حس و حال بودیم که من حتی دستم به نوشتن نرفت . بیدار بودم تا نیم ساعت قبل سال تحویل ولی خوابم برد ! چیزی رو هم از دست ندادیم چون امسال نه دورهمی بود ، نه برنامه ایی برای سفر و نه هیچ شوق و ذوقی ! چاره ایی هم نیست ، گاهی وقتا نمیشه اونطوری که دلت میخواست !
امیدوارم امسال بهتر از پارسال باشه ، امیدوارم از این بیماری همه گیر دنیا درس های بزرگی گرفته باشه ! امیدوارم همه سیاست مدارهای بزرگ متوجه این شده باشن که یه وقتایی میشه سیاست رو کنار گذاشت و به هم کمک کرد . میشه با هم متحد شد و کره زمین رو نجات داد . میشه دنیایی بهتر ساخت و ما آدم ها اینو متوجه شدیم که چقدر در برابر یه سری پدیده ها ناچیزیم ! امیدوارم نوروز 1399 بیام و از خاطره سالی بگم که بهترین سال دنیا بود ! بهترین سال مردم این کشور و کشورهای دیگه جهان بود ، سال صلح ، آرامش و دوستی . میدونم این دیر یا زود همه به آرامش میرسیم .
و در آخر لطفا ، لطفا و لطفا توی خونه هاتون بمونین ( #در_خانه_میمانیم ) ، من اولین صحبتی که تو بیمارستان با مریض های کرونایی میکنم با پشیمونی جوابم رو میدن و میگن ای کاش از خونه بیرون نرفته بودیم . درسته همه بعد از ابتلای به کرونا از بین نمیرن ولی بیماریی با علایم دردآور و آزاردهنده اییه . تنتون سلامت ..