جیب خالی ، ریش سکه ایی !

  • دوشنبه ۱۱ شهریور ، ۱۷:۲۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۲۲ بازدید

بابا میگه اگر به جای این سکه هایی که تو ریشت ریخته ، جیبت سکه ایی میشد وضع و اوضانمون خیلی خوب میشد ! نمیدونستم به این حرفش بخندم یا به حال صورتم گریه کنم . وقتی از حموم اومدم بیرون و دست کشیدم تو صورتم دیدم بـــــــله ! نصف ته ریشم اومد تو دستم ؛ سریع رفتم تو آینه خودمو نگاه کردم و بی توجه به ظاهرم که شبیه کارتن خواب ها شده بود رفتم تو خودم . میدونستم دلیلش استرس و فشار عصبیه ، حق هم داشتم اوضاع زندگیم خیلی بهم ریخته بود . تا مرز ورشکستگی پیش رفته بودم و به شدت تحت تاثیر اطرافیان بودم .
امروز صبح که دوباره رفتم جلوی آینه ریزش هارو شمردم ، تعدادش به 11 نقطه رسیده بود ، با اینکه خیلی تو ذوق میزنه و هر کسی از راه میرسه بهم میگه ولی باهاش مشکلی ندارم . باید جلوی چشم باشه تا بیشتر به این فکر کنم که حرص زدن برای مال زیاد همین پیامدهارو هم داره . پنجشنبه رفتم دکتر پوست و تریام هگزال برام تزریق کرد ، انشالله زودتر دربیاد ...