امید در دلهایمان یا همان لنگ کفش در بیابان !

  • پنجشنبه ۲ خرداد ، ۱۶:۳۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۳۷ بازدید

همیشه نوشته های " نیکولا " رو دوست داشتم ، حس همزاد پنداری جالبی بهم میده . امکان Select و Copy کردن نوشته هاشو بسته و از اونجایی که این امکانات برای آشنا به فنون طراحی و کدنویسی بسته نیست :دی من این پستشو نقل قول میکنم و امیدوارم ناراحت نشه  . بخونید از بلاگ نیکولای آبی :

بیایید همین اول کار با هم روراست باشیم. حقیقت تلخ این است که کیفیت زندگی‌هایمان پایین آمده. دیگر نمی‌توانیم فلان شامپوی خارجی را که موهایمان به آن عادت کرده بود بخریم؛ دیگر خریدن میوه از فلان مغازه‌ی خاص برایمان امکان‌پذیر نیست؛ دیگر موقع نگاه کردن به فروشگاه‌های اینترنتی به جای کلیک روی «پرفروش‌ترین اجناس» مجبوریم روی «ارزان‌ترین» بزنیم؛ دیگر برای هر موفقیت کوچکی به دور و بری‌هایمان شیرینی نمی‌دهیم؛ دیگر قبل از قرار گذاشتن با دوستانمان باید به وضع جیبمان و ماشین حساب گوشی‌مان نگاه کنیم؛ دیگر کمتر هدیه می‌دهیم و کمتر هدیه می‌گیریم و هزار چیز دیگر. اما خوبی‌اش این است که با همه‌ی این‌ها هنوز هم نقطه‌ی آبی کوچکی ته ذهنمان هست که نمی‌گذارد بپوسیم. نمی‌گذارد بنشینیم و لحظه‌ها را بشماریم تا ببینیم کی از ناامیدی تلف می‌شویم. وقتی از خریدن یک رژ لب ارزان قیمت دلمان می‌گیرد، نقطه‌ی امید است که می‌آید جلوی آینه و می‌گوید :«با این هم قشنگی!» نقطه‌ی امید است که طعم پرتقال‌های کوچک آبگیری را به اندازه‌ی پرتقال‌های بزرگ گران‌قیمت برایمان شیرین می‌کند؛ امید خودش را تار و پود می‌کند و جلوی کهنه دیده شدن لباس‌های قدیمی‌مان را می‌گیرد؛ امید است که اسم‌فامیل بازی کردن با دوستانمان را به اندازه‌ی کارتینگ و شهربازی و اسب‌سواری لذت‌بخش می‌کند. می‌دانید ؟ حقیقت قهوه‌ی تلخی است اما امید مثل دانه‌های شکر، تک و توک توی فنجان‌هایمان پیدا می‌شود و همان هم غنیمت است !

سحری خورهای لامصب !

  • سه شنبه ۱۷ ارديبهشت ، ۱۵:۴۵ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۳۷ بازدید

یادمه وقتی بچه بودم وقتای سحر از لا به لای در اتاقم مامان بابام رو میدیم که زیر نور نارنجی رنگ آشپزخونه نشستن و دارن سحری میخورن . اون موقع ها رادیو ما همیشه روشن بود و صدای ربنای شجریان میومد . نمیدونستم کسی که صداش داره میاد کیه فقط همیشه بهم حس دلتنگی و غصه میداد . با خودم فکر میکردم کاش منم میتونستم بیدار شم و کنارشون قرمه سبزی بخورم و خوشحال باشم از اینکه یه وعده بیشتر غذا خوردم  پیش خودم فکر میکردم وای چقدر داره بهشون خوش میگذره و از صدای قاشق چنگالشون معلومه چقدر غذاشون خوش مزه اس !

دیشب که ساعت 2 از دفتر اومدم خونه و بعد از یک ربع خوابیدن بیدار شدم که سحری بخورم یاد قدیما افتادم . کاش بزرگ نمیشدم و هنوز فکر میکرم اگر روزه بگیرم از تشنگی میمیرم . کاش اینقدر زود نمیرسیدم به سنی که به خودم میام و میبینم ریش هام یک سانت بلند شده و من حتی فرصت نکردم مرتبشون کنم و چقدر دیگه حس و حال قدیم رو نداریم . نه صدای ربنا ، نه قرمه سبزی هایی که بوش از خودش هم خوشمزه تر بود و نه نور نارنجی رنگ آشپزخونه ..

ماه رمضونتون مبارک ؛ این ماه ماه خداست ، باهاش زیاد حرف بزنید ..

زگیل تناسلی رو کاملا جدی بگیرید !

  • جمعه ۱۳ ارديبهشت ، ۱۷:۴۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۱۹۸ بازدید

اگر با خودتون تعارف دارید یا احساس میکنید این پست به شما مربوط نمیشه همین الان صفحه بلاگ من رو ببندید چون مطلبی که میخوام راجع بهش صحبت کنم هم به شدت دردناکه و هم خطرآفرین ! اسم بیماری مقاربتی زگیل تناسلی رو اکثر شماها نشنیدین و اطلاعی هم ازش ندارین و این یعنی رفتن تو دل خطر ! یعنی افتادن تو منجلابی که تا آخر عمر باهاش دست به گریبانید . نترسید و خجالت رو کنار بذارید . صحبت کردن راجع به این مسایل ارتباطی به سنت های جامعه ما نداره و همه باید با آگاهی کامل اونو به دیگران منتقل کنن .. این مقاله نسبتا طولانی رو با صبر و حوصله یکبار برای همیشه بخونید و اونو با دیگران به اشتراک بذارین : 

زگیل تناسلی یا HPV چیست ؟

به نقل از وبسایت ویکیپدیا تاکنون بیش از 200 رده از ویروس اچ‌پی‌وی شناخته شده است و بسیاری آن را با زگیل‌های تناسلی می‌شناسند. این ویروس اما عامل بروز سرطان‌های گردن رحم، حلق، مقعد و آلت جنسی هم هست.
ویروس پاپیلومای انسانی یا HPV یک ویروس حاوی DNA است که بیش از دویست رده آن شناخته شده است و بیش از ۴۰ نوع آن نواحی جنسی را درگیر می‌کند. یکی از عمده‌ترین راه‌های انتقال این ویروس، تماس جنسی است. از هر ۴ فرد با آلت جنسی منتسب به زنانه، ۳ فرد در طول زندگی به این عفونت مبتلا می‌شوند. دراکثر مواقع عفونت‌های ناشی از HPV جدی نیستند، نشانه‌ای از خود بروز نمی‌دهند و خودبخود و بدون نیاز به درمان از بین می‌روند. به دلیل همین بروز ندادن نشانه‌های ظاهری است که ویروس HPV به راحتی منتقل می‌شود و بر خلاف باور عامه که ویروس‌های دیگری همچون HIV را خطر اصلی روابط جنسی محافظت نشده می‌داند، اچ‌پی‌وی این روزها شایع‌ترین ویروسی است که با تماس جنسی منتقل می‌شود. تنها چند رده از این ویروس موجب بروز سرطان‌های اندام‌های جنسی و تولید مثل، مقعد و حلق می‌شوند .
رعایت بهداشت در روابط جنسی و دوری از تماس‌های جنسی پرخطر مهم‌ترین روش پیشگیری از آلوده شدن به این ویروس است. در اینجا منظور از تماس جنسی پر خطر رابطه جنسی بدون حفاظت دهانی، رابطه جنسی بدون حفاظت مقعدی، تماس آلت‌های جنسی بدون حفاظت، دخول بدون حفاظت و حتی تماس مستقیم پوست یا دست با آلت جنسی فرد مبتلا به ویروس است. هنوز شواهد علمی قابل استنادی برای تأیید انتقال ویروس از طریق صندلی توالتی که فرد ناقل ویروس استفاده کرده است و یا شنا در استخری که فرد ناقل در آن شنا کرده وجود ندارد .
همانطور که گفته شد تنها چند رده از این ویروس می‌توانند موجب بروز سرطان شوند. ویروس اچ‌پی‌وی به عنوان عامل چهار نوع سرطان شناخته می‌شود؛ سرطان‌های حلق و دهان، سرطان آلت جنسی، سرطان مقعد و سرطان گردن رحم. همین‌جا یادآوری می‌کنیم که تست پاپ‌‌اسمیر مستمر و به طور متوسط هر سه سال برای افرادی که رحم دارند یکی از راه‌های پیشگیری و درمان به موقع سرطان رحم است.
باقی رده‌های ویروس تنها موجب بروز زگیل‌های پوستی می‌شوند که به راحتی هم قابل درمانند، اما بسته به بدن فرد و سیستم ایمنی‌اش، نیاز به طول زمان‌های متفاوتی برای دفع از بدن وجود دارد و تنها آزمایش‌های ویژه بعد از طی درمان می‌تواند شخص را از وضعیت ویروس در بدنش مطمئن کند.
پس از کشف ارتباط ویروس اچ‌پی‌وی و این سرطان‌ها و به ویژه با افزایش شیوع ویروس و سرطان‌ها توجه زیادی به ویروس اچ‌پی‌وی جلب شده است و به روایتی آن‌را خطرناک‌تر از ویروس اچ‌آی‌وی یا ایدز می‌کند. شیوع این ویروس در میان نوجوانان و جوانان بالاست. در این سنین عطش برای برقراری تماس جنسی و رابطه جنسی زیاد است. نهی و ممنوعیت برقراری روابط جنسی برای پیشگیری از شیوع این بیماری به هیچ وجه کافی نیست و تنها آگاه‌سازی و آموزش رعایت بهداشت جنسی می‌تواند از بروز آن پیشگیری کند.
واکسیناسیون و تکمیل دوره‌های چندگانه بهترین و امن‌ترین راه برای پیشگیری از ابتلا به ویروس برای همه افراد از هر جنس و جنسیت، گرایش و رفتار جنسی، به ویژه پیش از آغاز فعالیت جنسی توصیه می‌شود. این واکسن می‌تواند احتمال ابتلا به سرطان رحم را تا ۷۰٪ و بروز زگیل‌های تناسلی را تا ۹۰٪ کاهش دهد.
این واکسن‌ها تاثیری بر انواع ویروس‌های HPV که فرد ممکن است به آن مبتلا باشد ندارند.

چطور ویروس HPV وارد بدن ما می‌شود ؟

انواع رده‌های HPV که موجب بروز زگیل‌های تناسلی می‌شوند، عمدتاً از طریق تماس پوستی در رابطه‌ جنسی همراه با دخول منتقل می‌شوند. ویروس معمولاً در اطراف آلت‌های جنسی و مقعد دیده می‌شود و تجمع کمتری در ناحیه دهان یا گلو دارد.
زگیل‌های تناسلی در افرادی که ناقل ویروس HIV هستند، بعد از تماس با ویروس HPV با احتمال بیشتری بروز پیدا می‌کند. قدرت سیستم ایمنی بدن یکی از مهم‌ترین معیارها در بروز زگیل‌های پوستی است. افرادی که بدنشان ایمنی پایین‌تری دارد، از جمله آنها که به ویروس HIV و یا سایر بیماری‌هایی که توان ایمنی بدن را پایین می‌آورد، مبتلا هستند زگیل‌ها را بیشتر بروز می‌دهند، چرا که از توانایی پایین‌تری برای مقابله با ویروس برخوردارند.
در طول رابطه جنسی مقعدی، HPV می‌تواند در ناحیه کانال مقعدی منتشر شود. بعضی از انواع اچ‌پی‌وی می‌تواند موجب تغییراتی در برخی از سلول‌های داخل مقعد شود و موجبات سرطان مقعد را فراهم آورد. در مردانی که با مردان دیگر روابط جنسی دارند و HIV+ هستند، احتمال بروز این تغییرات بالاتر گزارش شده است.

زگیل‌های تناسلی کی و کجا به وجود می‌آیند ؟

زگیل‌های تناسلی ممکن است بصورت برجستگی‌های بی‌درد در ناحیه آلت جنسی و یا حول مقعد بر روی باسن دیده شود. این زگیل‌ها نزدیک مجرای ادرار، زیر پوست ختنه‌گاه یا غفله، بر روی قضیب یا حول فرج یا در نواحی داخل آن و نیز بیرون یا درون مقعد دیده می‌شوند. زگیل‌ها اشکال مختلفی دارند. برخی به شکل یک لکه سفید مسطح و برخی دیگر مانند دسته‌های کوچک گل‌کلمی پدیدار می‌شوند.
زگیل‌ها ممکن است ۴ هفته تا ۸ ماه بعد از تماس با ویروس HPV، و گاهی هم دیرتر بر سطح پوست دیده شوند و گاهی هم اصلا زگیلی دیده نمی‌شود. انتقال ویروس از فرد ناقل به فرد دیگر ربطی به وجود زگیل بر پوست ندارد و حتی اگر زگیلی دیده نشود، ویروس همچنان می‌تواند از فردی به فرد دیگر منتقل شود.
معمولا در مراحل اولیه سرطان گردن رحم با منشا HPV، هیچ علایمی دیده نمی‌شود اما این نشانه‌ها می‌تواند شامل خونریزی‌های شدید یا غیرطبیعی واژنی و یا خونریزی بین پریودها باشد. اگر شما این علایم را می‌بینید، حتما به پزشک مراجعه کنید.
اکثر افراد با ابتلا به زگیل‌های تناسلی دچار مشکلات بلندمدت نمی‌شوند. در افراد باردار، زگیل‌های تناسلی می‌توانند بزرگتر باشند، خونریزی داشته باشند یا عفونی شوند. زگیل‌های تناسلی می‌توانند به نوزاد هم منتقل شوند، اما این احتمال پایین است. برخی از انواع HPV موجب تغییراتی در سلول‌ها می‌شوند که منشا سرطان‌های گردن رحم، قضیب، فرج، مقعد و یا گلو هستند. در میان این سرطان‌ها، سرطان گردن رحم شایع‌ترین است.

چه آزمایش‌‌هایی ممکن است به تشخیص کمک کند ؟

کادر بهداشتی و درمانی می‌تواند با پرسش درباره علایم و معاینه زگیل‌ها تشخیص بدهد که آیا شما دچار زگیل‌های تناسلی هستید یا خیر. برای تشخیص تغییرات با منشا ابتلا به ویروس HPV در گردن رحم، باید تست پاپ بدهید. این آزمایش را جدی بگیرید، چرا که تشخیص زودرس می‌تواند نقش بسیار مهمی در بهبود و پیشگیری از پیشرفت سرطان گردن رحم داشته باشد. همچنین توصیه می‌شود مردانی که در روابط جنسی با مردان دیگر پذیرنده دخول هستند، به ویژه آنها که HIV+ هستند، تست پاپ مقعدی را جدی بگیرند.

اچ‌پی‌وی را چطور درمان کنیم ؟

در اکثر مواقع، ابتلا به HPV منجر به بروز زگیل‌های تناسلی خود بخود از بین می‌رود. این فرایند ممکن اسن چند ماه تا چند سال طول بکشد. زگیل تناسلی می‌تواند خودبخود یا با درمان از بین برود اما دیده نشدن این زگیل‌ها بر پوست لزوماً نشان‌دهنده خروج ویروس از بدن نیست و ویروس می‌تواند همچنان از راه تماس‌های پوستی بین شرکای جنسی منتقل شود.
تلاش برای از بین بردن علایم و زگیل‌ها امری کاملاً طبیعی است. درمان می‌تواند شامل فریز کردن و یا استفاده از مایعات و کرم‌های موضعی باشد که بسته به نوع دارو توسط پزشک یا خود شما در یک بازه از ۴ تا ۱۶ هفته استفاده می‌شود. به یاد داشته باشید به هیچ‌وجه از درمان‌های خانگی و بدون تجویز پزشک استفاده نکنید. داروهایی که در داروخانه برای درمان زگیل‌های پوستی در دسترس شماست لزوماً برای درمان زگیل‌های تناسلی مناسب نیست و ممکن است موجب سوختگی‌های شدید پوستی شود.

برای پیشگیری چه کنیم ؟

واکسن گارداسیل را بزنید. برای رابطه دهانی، مقعدی و یا واژنی از کاندوم و یا سایر روش‌های پیشگیری از انتقال بیماری‌های آمیزشی استفاده کنید.
بهداشت رابطه جنسی را در هر شرایطی رعایت کنید، مخصوصا از داشتن رابطه دهانی-مقعدی و یا واژنی-مقعدی بدون رعایت بهداشت اجتناب کنید.
شکل ظاهری زگیل‌های تناسلی و سایر علایم ابتلا به ویروس اچ‌پی‌وی را بشناسید و در صورت مشاهده این علایم در اسرع وقت به دنبال درمان کامل باشید.
در صورت مشاهده زگیل روی بدن خود و یا شریک جنسی از داشتن تماس جنسی و ارتباط جنسی تا انتهای درمان ضایعات اکیدا خودداری کنید.

آیا‌ ویروس اچ‌پی‌وی از طریق بوسیدن هم منتقل می‌شود ؟

جواب به این سوال کمی پیچیده است زیرا ویروس در بزاق فرد ناقل هم وجود دارد. اما از طرف دیگر راه اثبات شده انتقال این ویروس تماس با آلت جنسی فرد ناقل است. بنابراین امروز بوسیدن یک نوع تماس جنسی با پتانسیل انتقال ویروس اچ‌پی‌وی تلقی نمی‌شود.

آیا همه رده‌های ویروس اچ‌پی‌وی خطرناکند ؟

تاکنون نزدیک به دویست رده از ویروس اچ‌پی‌وی شناسایی شده است. اغلب رده‌ها سرطان‌زا نیستند و فقط زگیل یا ضایعات پوستی ایجاد می‌کنند و تنها برخی از رده‌ها خطر ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند. رده‌های سرطا‌ن‌زا شامل رده ۱۶، ۱۸، ۳۱، ۳۳، ۳۵، ۳۹، ۴۵، ۵۱، ۵۲، ۵۳، ۵۶ و ۵۹
هستند. اگر این رده‌های ویروس در بدن فردی شناسایی شوند نشان دهنده ریسک بالاتر ابتلا به سرطان‌های آلت‌های جنسی، گردن رحم، مقعد و سرطان‌های گلو است.

آیا ابتلا به اچ‌پی‌وی تفاوتی در مردان و زنان دارد ؟

از ظاهر زگیل‌ها می‌توان اچ‌پی‌وی را تشخیص داد. برای تشخیص قطعی آن می‌توان از ضایعات بیوپسی (نمونه‌برداری) کرد و سلول‌های ویروس را مشاهده کرد. از لحاظ ابتلا و ریسک سرطان، همه افراد در یک میزان خطر هستند، ولی روش ساده‌ای برای تشخیص و اثبات ابتلا به ویروس در مردان بدون علامت یا ضایعه قابل مشاهده نداریم. در زنان تست پاپ اسمیر و آزمایش نمونه‌برداری تشخیص اچ‌پی‌وی و تیپ (رده) آن وجود دارد و در مردان با روابط جنسی با هم‌جنس پاپ مقعدی پیشنهاد می‌شود.

آیا ممکن است کسی که تا کنون رابطه جنسی با دخول نداشته، به اچ‌پی‌وی مبتلا شود؟ آیا این فرد می‌تواند تست پاپ اسمیر بدهد، بدون این که نگران تغییر شکل مجرای واژن باشد؟

راه انتقال رده‌های خطرناک ویروس اچ‌پی‌وی تماس جنسی است و دخول تنها یکی از راه‌های برقراری تماس جنسی است. بنابراین حتی با فرض اینکه کسی تجربه دخول نداشته باشد ولی در معرض تماس جنسی قرار گرفته باشد می‌تواند به اچ‌پی‌وی مبتلا شود. جدای این چیزی به نام «پرده بکارت» با شکل پاره شدنی وجود ندارد و تست پاپ اسمیر هم برای تشخیص ابتلا به ویروس برای پیشگیری از بروز و رشد سرطان رحم ضروری است. در صورت اصرار برای پیشگیری از هرگونه تغییر شکل مجرای داخلی واژن، می توان از سواپ‌های مخصوص با سایز کوچک‌تر استفاده کرد و یا از سطح ضایعه نمونه‌برداری کرد.
اما جواب صحیح به این سوال این است که بدون در نظر گرفتن بکارت و تابو بودن آن باید به آموزش بهداشت رابطه و پیشگیری صحیح بپردازیم. اگر شناخت کافی وجود داشته باشد و شما در یک رابطه تک‌شریکی و یا رابطه جنسی با پیوند مایعی باشید، نگرانی وجود ندارد. اما نباید به هیچ وجه با فردی که ضایعات و زگیل قابل مشاهده دارد تماس جنسی برقرار کرد. توجه داشته باشید که رعایت بهداشت و توجه به سلامت جنسی خود و پارتنرتان در هر رابطه جنسی لازم و ضروری است. پس در صورتیکه به هر بیماری آمیزشی مبتلا هستید پارتنر یا شریک جنسی خود را در جریان قرار دهید و به دنبال درمان آن در اسرع وقت باشید. از شریک خود بخواهید درباره بیماری‌های آمیزشی شفاف و راستگو باشد و دانش لازم را نیز به دست بیاورد. این حق و وظیفه شماست که زمانی که احساس می‌کنید سلامت شما ممکن است به خطر بیفتد تماس یا رابطه جنسی را به بعد از درمان موکول کنید. هر فردی که وارد رابطه جنسی می‌شود باید بتواند از سلامت خودش و افراد دیگر شریک در رابطه جنسی حفاظت کند و درباره این موضوع با شریک یا شرکای جنسی‌اش گفتگو کند.

آیا درمان صد در صدی برای اچ‌پی‌وی وجود دارد ؟

خیر، هنوز یک روش درمانی با طول درمان مشخص برای دفع کامل ویروس اچ‌پی‌وی از بدن وجود ندارد و تنها بر حسب توانایی سیستم ایمنی فرد مبتلا، ویروس ممکن است تا میزان زیادی غیرفعال شود و یا کاملا خارج شود. به یاد داشته باشید افراد با از بین بردن علایم ابتلا به ویروس، یعنی زگیل‌های تناسلی و درمان آنها، همچنان ناقل ویروس خواهند ماند و تنها با تکرار آزمایش‌ها می‌توان از دفع کامل ویروس مطمئن شد.

آیا واکسن اچ‌پی‌وی موثر است ؟

بله، واکسن‌ها برای پیشگیری ابتلا به اچ‌پی‌وی موثر هستند. اولین نوع واکسن HPV که به بازار آمد سراویکس بود که بدن را بر علیه ویروس اچ‌پی‌وی رده ۱۶ و ۱۸ ایمن می‌کرد و بدین ترتیب از بروز سرطان رحم جلوگیری می‌کرد. امروزه گارداسیل و گارداسیل ۹ در بازار هستند که به ترتیب بدن را در مقابل رده‌های ۴ و ۹ و هم رده سرطان‌زای ویروس اچ‌پی‌وی ایمن می‌کنند. البته باید توجه داشت این واکسن‌ها باید قبل از سن شروع تماس جنسی و پیش از اولین تماس جنسی دریافت شوند.
پروتکل استاندارد جهانی تزریق واکسن از یازده سالگی است و در مناطقی که فعالیت جنسی افراد زودتر شروع می‌شود و یا سن بلوغ به طور طبیعی پایین‌تر است، می‌تواند از ۹ سالگی هم دریافت شود. این واکسن باید دو بار قبل از ۱۵ سالگی و سه بار بعد آن دریافت شود تا ایمنی کافی را ایجاد کند. گفته می‌شود که تزریق این واکسن در زنان تا ۲۶ سالگی و در مردان تا ۲۱ سالگی موثر است و بعد از اثر کمتری دارد. البته کسانی که ضعف سیستم ایمنی و یا بیماری زمینه ای مثل دیابت دارند یا داروهای سرکوبگر ایمنی مثل کورتون دریافت میکنن بیشتر در خطر بالاتری برای ابتلا به ویروس اچ‌پی‌وی قرار دارند و توصیه می‌شود که حتی در سنین بالاتر هم واکسن را دریافت کنند. توجه داشته باشید که محدودیت سنی خاصی برای تزریق واکسن وجود ندارد و تزریق واکسن برای زنان بین سن ۹ تا ۲۶ سال و مردان بین ۱۱ تا ۲۶ سال یک توصیه جهانی است، چرا که اثربخشی این واکسن در این سنین زیاد است و بعد از آن اثربخشی واکسن کم می‌شود.
برای دریافت واکسن نیاز نیست که از مبتلا نبودن مطمئن باشید و در هر صورت واکسن می‌تواند در برابر رده های دیگری که به آن مبتلا نیستید ایمنی ایجاد کند. ضمنا باید توجه کرد که تکرار واکسن برای پیش‌گیری از بروز علایم ظاهری و نیز کنترل ویروس در بدن برای افرادی که ناقل HPV هستند مهم است.

آیا اچ‌پی‌وی از مادر به فرزند انتقال میابد و آیا می‌توان با روش زایمان سزارین ریسک انتقال را کم کرد ؟

بله، متاسفانه گزارش شده است که ویروس اچ‌پی‌وی از طریق مادر به جنین منتقل می‌شود و ویروس انتقال یافته به جنین در دوران بارداری می‌تواند باعث بروز ضایعات در دهان و گلوی نوزاد بشود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که نوع زایمان، یعنی سزارین و یا طبیعی، تاثیری در میزان احتمال انتقال ویروس اچ‌پی‌وی از مادر به جنین ندارد. در واقع متاسفانه تاکنون روشی با اطمینان صد درصدی برای تضمین سلامت نوزاد با والد یا والدین مبتلا به ویروس اچ‌پی‌وی، و یا تست تشخیصی برای تعیین سلامت نوزاد و یا کودکان زیر ۷ سال نداریم.
تنها توصیه‌ای که باید جدی گرفته شود، درمان ضایعات و زگیل‌های فعال پیش از آغاز بارداری است. تزریق واکسن در طول بارداری خطرناک است.

زگیل‌های اچ‌پی‌وی یا زگیل‌های تناسلی را چطور درمان کنیم ؟

برای درمان زگیل های اچ‌پی‌وی روش‌های مختلفی وجود دارد، اما کرایو و لیزر دو روش متداول سرپایی است که اثر سریعی دارد و با کشتن سلول‌های زگیل، ضایعات اچ‌پی‌وی را درمان می‌کند. درمان دیگر استفاده از پودرهای پروفیلین در محل ضایعات توسط پزشک متخصص است و روش پر کاربرد دیگر هم کرم ایمیکیمود است که درمان با آن شش ماه بطول می‌انجامد. بعد از پایان دوره درمانی، افراد می‌توانند آزمایش بدهند و ببینند که آیا ویروس هنوز در بدن حضور دارد یا نه.

آیا اچ‌پی‌وی از طریق شنا در استخر و یا لیزر مو منتقل می‌شود ؟

خیر، تحقیقات زیادی در رابطه با احتمال انتقال ویروس اچ‌پی‌وی در استخر انجام شده و نتایج این تحقیقات منفی بوده است. لیزر مو هم نمی‌تواند باعث انتقال ویروس شود.

آیا اجتناب از زندگی جنسی پرخطر برای مبتلا نشدن کافی است ؟

زندگی جنسی پرخطر به معنی داشتن رابطه پرخطر است و نه به معنی نداشتن انواع مشخصی از روابط جنسی. ممکن است شما با بیش از یک‌ نفر به صورت همزمان در رابطه باشید اما تمام نکات ایمنی را رعایت کنید و روابط جنسی خود را ایمن نگه دارید، یا این که تنها با یک نفر رابطه جنسی داشته باشید و آن رابطه را پرخطر تعریف کنید. اما اگر شما و شریکتان در یک رابطه مایعی هستید، یعنی تنها با یک نفر در ارتباط جنسی هستید و شریک جنسی‌تان هم همزمان با شخص دیگری تماس جنسی ندارد، شانس بسیار بالاتری، تا ۹۳٪، برای دور ماندن از ویروس اچ‌پی‌وی دارید. پس از هر جنس و جنسیتی باشید و هر نوع گرایش و یا رفتار جنسی که دارید، رفتارهای پرخطر را بشناسید و از خود و دیگران مراقبت کنید.
پی نوشتـــ :
این مطلب رو با دوستای نزدیکتون و کسایی که شریک های جنسی مختلفی دارن بدون تعارف در میون بگذارید . همونطوری که دیدین این بیماری درمان قطعه نداره ، تکرار میکنم درمان قطعی نداره ! همیشه پیشگیری آسون ترین و راحتترین راه !

حال همه ما خوب است / نیست !

  • چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت ، ۱۷:۳۱ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۲۵۸ بازدید

هیچقت تو زندگیم اینقدر تحت فشار مالی بودن رو حس نکرده بودم . بعد از راه اندازی کسب و کار استارتاپی خودم ( که بعدا راجع بهش مفصل صحبت میکنم ) فهمیدم چقدر اداره کردن یه شرکت سخته . چقدر وقتی کارمندا با جون و دل کار میکنن دلت میخواد آخر ماه شرمنده شون نباشی و با جیب پر پول بفرستیشون خونه تا آماده بشن برای ماه بعد و روزهای پر انرژی ..

متاسفانه همه این علاقه مندی ها تو فکرم اتفاق میافته . وضعیت اقتصادی کشور به نقطه بحرانی خودش داره میرسه و تقریبا با یه کشور ورشکسته و تعطیل داریم رو به رو میشیم . همه اینهارو وقتی با پوست و گوشتم حس کردم که کارفرماها وقتی برای توسعه کسب و کارشون میان سراغ تیم تبلیغاتی ما اولین نگرانیشون پرداخته ! ترس از اینکه چه اتفاقی قرار بیافته ! قراره به کجا برسیم ؟ قرار چوب ندونم کاریه اون بالا سری هارو تا کی بخوریم ؟ بیشتر از این نمی نویسم و طولانیش نمیکنم ، فقط حال همه ما خوب نیست ، همین ..

من هنوز نفس میکشم !

  • جمعه ۱۷ اسفند ، ۲۱:۳۲ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۶۸ بازدید

من هنوز نفس میکشم ولی به زور ! همه جیز زندگیم بر وفق مرادم میگذره ولی وقتی نرسم به نوشتن توی بلاگم یعنی زنده ام بدون نفس کشیدن ! اینجا برام حکم یه خونه امن رو داره . نمیدونم تا کی اینجا سر پا هست ! نمیدونم تا کی دل و دماغ نوشتن دارم و آقای سر به هوا چراغش اون بالا روشن میشه ، اصلا نمیخوام بهش فکر کنم . میخوام بنویسم و بنویسم ، حداقل الان که زمان هست ..
یه کار جدیدی رو استارت زدم که تو پست بعدی حتما راجع بهش مینویسم و همه تون رو در جربانش میزارم . به همین خاطر هم هست که خیلی کمرنگ شدم . بابام همیشه میگفت فکرم به هزار جا هست و من امروز که مدیر عامل شرکت خودم هستم این رو درک میکنم .. حس میکنم مرد شدم ، قوی شدم و روی پاهای خودم وایسادم . همین برام کافیه که روزهامو بسازم باهاش .. پست تا همین جا تمام !

پیرمرد واگن شماره ده ، کوپه آخر

  • جمعه ۷ دی ، ۰۱:۴۱ ق.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۸۳ بازدید

همیشه مسافرت های یک روزه با قطار رو دوست داشتم و برای دیدن یه شخصی ( که بعدا مفصل راجع بهش مینویسم براتون ) هر دو ماه یکبار یه مسافرت یکی دو روزه به مشهد دارم . ترجیحا آخر شبها بلیطم رو میگیرم تا به وقت خواب توی قطار باشم و صبح زود برسم . توی این چند سالی که سفر میکنم ، توی هر سفر با آدم های جالبی هم کوپه میشم و همیشه از هم صحبتی با همشون لذت میبرم . یکی دکتر ، یکی مهندس ، یکی استاد دانشگاه ، یکی دانشجو ، یکی راننده آژانس و حتی یه بار با یه تور لیدر هم سفر شدم که خیلی آدم جالب و اهل هیجانی بود .
آخرین سفر من به مشهد دیروز بود ؛ سفری که باعث آشنایی من با یه پیرمرد فوق العاده جالب و جذاب شد . وقتی شماره کوپه و صندلیم رو پیدا کردم روی صندلی رو به رویی من نشسته بود . با خونگرمی تمام سلام کرد و با لبخند خودشو معرفی کرد . از همون ساعت های اولیه حرکت قطار مشغول صحبت شدیم تا نیمه های شب که چراغ رو خاموش کردیم و خوابیدیم . از تحصیلات و شغلم پرسید و گفت اصالتا مشهدیه ولی چند سالیه به واسطه درس و دانشگاه و ازدواج بچه هاش تهران زندگی میکنه . تمام تهران رو هم بلد بود ، مثل یه راننده تاکسی که هر روز کل شهر رو میگرده و خیابونهارو با چشم بسته میره ! تحصیل کرده دانشگاه تهران و به شدت آدم باسواد و پری بود . واقعا دوست داشتم این مسیر هیچوقت تموم نمیشد و تموم شب رو باهاش گپ میزدم . داشت میرفت نوه ش رو ببینه . انگار داشت میرفت کانادا تا درس بخونه . یه ساک کوچیک و جمع و جور هم همراهش بود . میگفت توش حوله و لباس خواب دارم فقط . اعتقادش این بود که تو سفر اهمیتی نداره شما چه لباسی تنت میکنی ، چون هیچکس منتظر دیدن لباس های شما نیست .. لذت بردم و فقط لذت بردم ، کاش هیچوقت این قطار به مقصد نمیرسید و ما همچنان مشغول صحبت بودیم . وقتی خداحافظی کردیم و پیاده شدیم تا خونه به این فکر میکردم که پیری من چه شکلی میتونه باشه ؟ میتونم برای دیگران دوست داشتنی باشم یا نه همه ازم به عنوان یه پیرمرد بداخلاق و غیرقابل تحمل یاد میکنن !؟

در راه موفقیت ، قسمت یکم ..

  • يكشنبه ۲ دی ، ۲۳:۳۶ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۳۸۷ بازدید

سال اول دانشگاه وقتی اتفاقی دوربین به دست گرفتم و اولین عکسم از تابلوی روی دیوار اتاقم رو ثبت کردم این حس تمام وجودم رو گرفت که من دریچه ایی رو کشف کردم که به وسیله اون بتونم تمام روحیات و افکار درونیم رو با دیگران به اشتراک بذارم . تمام اون شب رو به اون عکس ساده فکر میکردم و اونقدر مجذوب دستگاه پیچیده دوربین شده بودم که تا نزدیکای اذان صبح خوابم نبرد . بیدار موندم و فقط رویا بافی میکردم . از کجا باید شروع کنم ؟ دکمه های روی دوربین برای چی هست ؟ از اینترنت باید کمک بگیرم یا کلاس برم ؟ همه این سوال ها با شوق تموم از ذهنم میگذشت .. یک ماه بعد تو کلاس های عکاسی مقدماتی شرکت کردم و پرذوق و شوق ترین شاگرد کلاس بودم و بالای بیست تا کتاب از نقد عکس و زندگینامه عکاسان بزرگ تا عکاسی آنالوگ و سخت ترین مباحث عکاسی تهیه کردم و سر ماه نرسیده دنبال کتاب های جدید بودم . مطالعه ، تمرین و تمرین برام شیرین ترین بخش روز بود . با پول های پس اندازم اولین دوربین حرفه ایم ( DSLR ) رو خریدم و خودم رو برای به تصویر کشیدن رویاهام آماده کردم ..
عکاسی کردم ، کتاب خوندم و با عشق برای کوچکترین پروژه ها بیشترین وقت رو گذاشتم و درآمد کم اهمیت ترین بخش داستان برای من بود ..
از اون روز حدود نه سال میگذره و من فکرهای بزرگی توی سرم دارم ! فکرهایی که تا عمل چند قدم فاصله دارن !
پی نوشتـــ :
اگر میخوای قدم تو مسیر علاقه هات بذاری دنبال کن .. این داستان " در راه موفقیت " ادامه داره ..

من یک ایرانی موفق هستم !

  • چهارشنبه ۲۱ آذر ، ۱۳:۵۲ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۱۴ بازدید

همیشه از ایران و ایرانی بد میگیم . این که میگم میگیم چون خودم هم گاهی اوقات شاملش میشم و انگشت اتهامم رو به سمت هموطن هام میبرم ، از بعضی کارها یا رفتارهاشون عصبی میشم و غر میزنم که چقدر فرهنگ ما ایرانی پایین و ما لایق هیچی نیستیم ... قبول دارم این حرف اصلا درست نیست و ما از بهترین آدم های این کره خاکی هستیم . تازه برخلاف چیزی که سر زبون هامون افتاده و تا یه دزدی یا کلاهبرداری میبینیم میگیم ایرانی ها تو خلاف و کارهای نادرست استادن و مغزشونو فقط واسه این کارها میذارن ، کم دانشمند و انسان تاثیر گذار تو دنیا نداریم . اگر باور ندارید و یا اسم موفق ترین آدم های کشورمون تو دنیا رو نشنیدین یه سری به لینک های زیر بزنین و به خودتون افتخار کنین :

+ بابک فردوسی ؛ مهندس ایرانی‌تبار ناسا با مدل موی تاج خروسی
+ داریوش خنجی ؛ فیلم‌بردار ایرانی محبوب وودی آلن
+ مجید سمیعی ؛ برترین جراح مغز و اعصاب جهان
+ غلامعلی پیمان ؛ مخترع عمل جراحی لیزیک
+ ناصر جبلی ؛ برنامه‌نویسی که یک‌نفره فاینال فانتزی را کد زد
+ رامین جوادی ؛ آهنگ‌ساز ایرانی فرار از زندان و بازی تاج ‌و تخت
+ اصغر فرهادی ؛ تنها کارگردان اسکارگرفته‌ی ایران
+ محمود خیامی ؛ ‌شریک‌موسس ایران‌خودرو، پدر خودروسازی ایران
+ مریم میرزاخانی ؛ ملکه ریاضی ایران ، برنده جایزه فیلدز
+ کامران وفا ؛ از البرز تا ام‌آی‌تی ، از پرینستون تا هاروارد
+ پیر امیدیار ؛ موسس eBay ، ثروتمندترین مرد ایرانی
+ سالار کمانگر ؛ از رویای پزشک‌شدن تا مدیریت در گوگل
+ انوشه انصاری ؛ اولین ایرانی که به فضا رفت
+ امید کردستانی ؛ دیپلمات گوگل ، رییس هیات مدیره‌ی توییتر
+ علی جوان ؛ مخترع لیزر گازی ، کسی که پروژه‌ی بزرگش در ایران رد شد !
+ فیروز نادری ؛ مدیر ایرانی ناسا ، قهرمان سفرهای مریخ !
پی نوشتـــ :
امیدوارم یه روزی هم ما بتونیم اسمی از خودمون باقی بذاریم ...

طرح شما تموم شده که !

  • سه شنبه ۱ آبان ، ۱۳:۵۸ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۵۵۵ بازدید

اگر به عنوان وب دقت نکردید و یا اولین بار میاین تو بلاگ من و یا حتی خواننده تمام این دو هزار روزی هستین که من دارم مینویسم بی زحمت وقت بذارید و یه بار دیگه بخونیدش ! « سلام ، آقای سر به هوا هستم .. » همین یه جمله میتونه خوندن این پست رو براتون ساده تر کنه و کمتر تعجب میکنید از من !
طبق معمول همه سه شنبه ها ساعت شش و نیم صبح بیدار شم و راس ساعت هفت اول اتوبان همت بودم تا یه روز خسته کننده با کلی مریض تو اتاق عمل رو شروع کنم .سه شنبه ایی که تا چند ساعت پیش خیلی مزخرف بود ولی الان حس آزادی از زندان رو برام داره ! از اونجایی که همیشه حواس پرتی دارم حدود ساعت های یازده بود که از دفتر پرستاری بیمارستان باهام تماس گرفتن که برم پیششون . سابقه نداشت اینطوری باهام تماس بگیرن و همین باعث شد به همه تاخیرهایی که داشتم و جر و بحث هایی که با بعضی از همکارهای تو مخی ( به قول امروزی ها ) پیش اومده بود فکر کنم و خودم رو آماده کنم برای قیافه در هم خانوم مومنی که اتفاقا همینطور هم بود . تا وارد دفترش شدم و سلام علیک کردم پرسید شما کی تشریف آوردین برای طرح ؟ گفتم پارسال یکم آذرماه . گفت شما چقدر باید طرح میگذروندید ؟ گفتم یازده ماه . گفت پس شما امروز طرحتون تموم شده و وسایلتون رو جمع کنید و تشریف ببرید منزل ! بعد از چند روز هم بیاید و کارهای پایان طرحتون رو انجام بدید ! خشکم زد اصلا ! من فکر میکردم یکم آذرماه آخرین ماه طرحم هست ! اینقدر گیج هستم که حتی با انگشت های دستم نشمرده بودم یازده ماه میشه آبان ماه ! سریع رفتم تو اتاق عمل و باز با قیافه در هم استادها و بقیه همکارا روبه رو شدم . همشون فهمیده بودن قضیه چیه و کلی سرم غر زدن که ما فکر میکردیم این ماه هم هستی و رو برنامه ات برای روزهای زوج حساب کرده بودیم . هم شرمنده شدم و هم دلم میخواست جواب همه اذیت های این یازده ماهشون رو بدم . رفتم و با تک تکشون خداحافظی کردم و گفتم چند روز آینده برای شیرینی پایان طرح مزاحمتون میشم . بعدم که لباس پوشیدم و خوشحال حرکت کردم به سمت خونه ! یعنی اینقدر این خطای سهوی من تو اشتباه کردن تاریخ پایان طرحم بهم مزه داد که نگو ! این یک ماه رو روز شماری میکردم و حالا با پایان طرح زودهنگام در خدمتم شما هستم .
برای شما پزشک ها ، پرستارها ، بیهوشی ها و باقی کادر درمان یه همچین روزی رو آرزو میکنم . امیدوارم مشابه همین پستی که امروز نوشتم رو تو بلاگ هاتون ببینم . خیلی حس خوبی بود و هست .. این روز باید ثبت میشد و باید مینوشتمش .. انگار همین دیروز بود که توی پست " با نام خدا به دوره طرح میرویم " انتظار امروز رو میکشیدم .. یادش بخیر ..

کلاس سوم ابتدایی و چسب نواری !

  • سه شنبه ۲۴ مهر ، ۱۹:۲۳ ب.ظ
  • روزنوشت
  • ۴۶۲ بازدید

سر خیابونمون یه مدرسه راهنماییه که همیشه وقتی از سر کار میام یه نیم ساعتی رو تو ترافیک ماشین هایی که اومدن دنبال بچه هاشون میگذرونم . قد و نیم قد تو سر و کله هم میزنن تا از هم جدا بشن و برن سوار ماشین مامان باباهاشون بشن و برن خونه . وقتی نگاهشون میکنم یاد دوران ابتدایی خودم میافتم . یه مدرسه قدیمی با کلی درخت چنار و کاج بلند که همیشه تو گرما زیر سایه ش میشستیم و وقتایی هم که برف میومد از ضربه های محکم ما در امان نبود تا سرشو خلوت کنیم و برفشو بریزیم رو سر بقیه همکلاسی هامون !
یادمه وقتی کلاس سوم بودیم با صمیمی ترین رفیقم که هنوز هم رفاقت بیست و چند ساله داریم تو یه کلاس افتادیم . من همیشه درسم خوب بود و اون خیلی اهل درس خوندن نبود برای همین تو یه کلاس نمیافتدیم و سال سوم هم استثنا چون تعداد دانش آموزا زیاد بود پخشمون کردن تو کلاس های دیگه و ما شدیم همکلاسی و بقل دستی . اینقدر خوشحال بودیم از این وضعیت که قراره بهترین سال تحصیلی عمرمون رو کنار هم بگذرونیم ؛ هر چند این اوضاع خیلی ادامه نداشت و مارو از هم جدا کردن . من سمت راست کلاس اون عقب ها ، اون سمت چپ کلاس جلوی جلو ! دلیلش هم فقط یه چیز بود ، حرف زدن هامون با هم تمومی نداشت !
این موضوع خیلی تو مخ معلم رفته بود و هر چی تذکر میداد ما کوتاه نمیومدیم ، البته بیشتر بقل دستیم حرف میزد و همیشه کلی خاطره دست اول برای تعریف کردن سر کلاس داشت ! جالبیش اینه که ما با هم همسایه هم بودیم و غیر از ساعت مدرسه هم بیشتر وقتمون رو با هم میگذروندیم و نمیدونم چرا این خاطره های هیجانیش سر کلاس یادش میومد و چنان با آب و تاب تعریف میکرد که اصلا یادمون میرفت سر کلاسیم و معلم داره برای ما درس میده !
این قضیه ادامه دار شد و معلم وقتی دید تذکراتش فایده نداره یه تصمیم جالب و بیشتر خنده دار گرفت . زمستون بود و سر کلاس نشسته بودیم ، درست یادم نیست کدوم زنگ بود . وسط خاطره مسافرت و مه شدید گردنه حیران بودیم که معلم رو بالا سرمون دیدیم ! بدون هیج حرفی دوستم رو بلند کرد و برد پای تخته . از توی کشوی میزش چسب نواری درآورد و دهنش رو با چندتا چسب محکم بست . بعدم فرستادش بشینه سرجاش و بقیه درسش رو بده . هم خنده م گرفته بود و هم دلم براش میسوخت که همه بچه ها داشتن بهش میخندیدن . چیزی نگفتم و با چهره ایی که سعی میکردم حالت همدرد رو به خودش بگیره به بقیه درس گوش دادم . چند دقیقه ایی گذشت و دیدم داره با دست میزنه به پام ، نگاش کردم دیدم یه گوشه چسب رو باز کرده و داره ادامه خاطره رو تعریف میکنه ! خیلی حرفاش واضح نبود و من از بخار پشت چسب فهمیدم باز هم داره حرف میزنه ! خودمو ول کردم و بهش خندیدم و گفتم تو آدم بشو نیستی انگار !
اون روز با هر مصیبتی بود گذشت و فرداش با مامانش اومد مدرسه . اومد با معلم دعوا کرد که غرور بچه م رو جلوی همه خورد کردی دیگه چطوری میتونه با بقیه دوستاش راحت باشه ، بگه بخنده و درس بخونه . معلم گفت بچه شما پر روتر از این حرفاس و هر جوریه حرفشو میزنه درسم که نمیخونه ! پس نگرانش نباشید ..
یادش بخیر ، از اول هم به درس علاقه نداشت و تا اول دبیرستان بیشتر بالا نیومد و رفت سراغ کار ، هر چند تو کار موفق بود و الان مشغول شغلی هست که همیشه آرزوشو داشت . سوم ابتدایی بهترین دوران تحصیلی زندگیم بود که هر وقت بهش فکر میکنم کلی دلم برای اون دوران تنگ میشه ! البته فقط تنگ میشه و هیچوقت دوست ندارم برگردم بهش ! :دی
پی نوشتـــ :
به نظر من باید قبول کنیم تحصیلات تکمیلی و عالی برای همه نیست ، کسی رو نباید مجبور به کاری کرد و آینده همه نباید به دکتر و مهندس شدن ختم بشه و اگر کسی تو نحصیلاتش موفق نبود حتما آدم به درد نخور و بی آینده ایی نخواهد شد . باید به استعدادهاش توجه کرد و اون استعداد میتونه تو موسیقی ، ورزش یا چیزهای دیگه باشه . به جای فشارهای بی مورد خانواده ها که اکثر شماها هم تجربه اش کردین باید به علایق بچه ها بها داد . ما یکی از فامیل های نزدیکمون خودش پزشک هست و دخترش تو اتریش موسیقی میخونه ، تمام !